آرشيو برچسب عباس حری

می‌سوزم و حسرت می‌خورم

این خاصیت عجیب ما انسان­هاست. وقتی کسی فوت می­کند، آشنا یا غریب؛ دوست یا فامیل؛ هی میان خاطره­هایمان کنکاش میکنیم و به دنبال خاطرات مشترک و اتفاقات شیرین می­گردیم تا دلتنگی­مان را کم کنیم .. ولی من! آنچنان خاطره­ی مشترکی با شما ندارم، استاد! حسرت می­خورم که در دانشگاه دانشجوی شما...
| عباس حری, يادداشت | ادامه مطلب

دکتر حری، مهربان و صمیمی

دانشجوي ترم پنجم يا ششم كارشناسي كتابداري در موسسه آموزش عالي غيرانتفاعي نبي اكرم(ص) تبريز بودم. حدودا بهار سال 81 يا 82 بود. به بهانه ي انجام كاري به تهران رفته و مصمم بودم هر جور كه شده دكتر عباس حري را از نزديك ديده و با ايشان هم كلام شوم. قبل از اين ديدار، من فقط اسم ايشان را در كتابها...
| عباس حری, يادداشت | ادامه مطلب

دکتر عباس حری : کتابداری ذاتا دموکراتیک است

قرار ما بعد از یک گفتگوی رو در رو در یک همایش و بعد از آن با یک تلفن، برقرار میشود،زمان زیادی بود که دکتر عباس حری را از نزدیک ندیده بودم. خبر کسالت ایشان فی الواقع همه را نگران کرده بودو همچنین من را.از دور و نزدیک احوالپرس ایشان بودم تا اینکه سرانجام در یک همایش حضورا جویای احوال...
| عباس حری, گفتگو | ادامه مطلب