آرشيو موضوع چهره‌ها

می‌سوزم و حسرت می‌خورم

این خاصیت عجیب ما انسان­هاست. وقتی کسی فوت می­کند، آشنا یا غریب؛ دوست یا فامیل؛ هی میان خاطره­هایمان کنکاش میکنیم و به دنبال خاطرات مشترک و اتفاقات شیرین می­گردیم تا دلتنگی­مان را کم کنیم .. ولی من! آنچنان خاطره­ی مشترکی با شما ندارم، استاد! حسرت می­خورم که در دانشگاه دانشجوی شما...
| عباس حری, يادداشت | ادامه مطلب

دکتر حری، مهربان و صمیمی

دانشجوي ترم پنجم يا ششم كارشناسي كتابداري در موسسه آموزش عالي غيرانتفاعي نبي اكرم(ص) تبريز بودم. حدودا بهار سال 81 يا 82 بود. به بهانه ي انجام كاري به تهران رفته و مصمم بودم هر جور كه شده دكتر عباس حري را از نزديك ديده و با ايشان هم كلام شوم. قبل از اين ديدار، من فقط اسم ايشان را در كتابها...
| عباس حری, يادداشت | ادامه مطلب

احوالات ما و “نامه‌های خاموشان”

آن وقت‌ها که تازه دانشجو شده بودم، یعنی اوایل مهر 1370، هنوز وسایل ارتباطی گسترش چندانی نداشت. حتی تلفن هم برای ما آنقدر راحت و در دسترس نبود که بتوانیم هر چقدر و هر وقت می‌خواهیم تماس بگیریم و یک دل سیر صحبت کنیم. با همان تلفن‌های سکه‌ای که مدام باید در حین صحبت سکه‌های دو تومانی...
| ایرج افشار, تاریخ و تجربه | ادامه مطلب

بعضی ها “کتابدار” می مانند

مقدمه: تغییر نام “کتابداری و اطلاع رسانی ” چند ماهی ست که بر سر زبان هاست، البته ریشه ی چندین ساله دارد. با موافقان و مخالفان خودش. میان اساتید و پیشکسوتان نیز این مخالفت و موافقت هویداست.دلایل از هر دو طرف بیشمار است اما هنوز نه خبر داغی وجود دارد و نه سرد! یک برزخ به تمام معناست.کسی...
| پوراندخت سلطانی, گزارش | ادامه مطلب

روی پوشال نمی‌توان ساختمان بنا کرد

 متن کامل سخنرانی پوری سلطانی در مراسم رونمایی از نرم افزار جامع مرجع مجازی، دوم آذر ماه ۱۳۹۰، سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران   چند روز پیش خانم اکبری داریان از همکاران قدیم، نزد من آمدند، از آنجا که گهگاه سری به من می زدند مثل همیشه از دیدارشان خوشحال شدم. اما در کمال تعجب فهمیدم...
| از پوري سلطاني, پوراندخت سلطانی, يادداشت | ادامه مطلب

روی پوشال نمی‌توان ساختمان بنا کرد

 متن کامل سخنرانی پوری سلطانی در مراسم رونمایی از نرم افزار جامع مرجع مجازی، دوم آذر ماه ۱۳۹۰، سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران   چند روز پیش خانم اکبری داریان از همکاران قدیم، نزد من آمدند، از آنجا که گهگاه سری به من می زدند مثل همیشه از دیدارشان خوشحال شدم. اما در کمال تعجب فهمیدم...
| از پوري سلطاني, پوراندخت سلطانی, يادداشت | ادامه مطلب

انتخاب نه سانسور

لستر شرایم نویسنده مطلبی ست که کامران فانی آن را ترجمه و در زمستان 1350 در خبرنامه انجمن به چاپ رساند. این نوشته به بررسی دو مفهوم “انتخاب” و “سانسور” میپردازد که گاه به گاه مرزهای نامحسوسی پیدا میکنند و کتابداران بعضی اوقات بنا به سلیقه و حساسیت های ذهنی و حرفه ایی دست...
| تاریخ, کامران فانی | ادامه مطلب

ایرج افشار به قلم پوری سلطانی

( این نوشته در آخرین شماره ماهنامه مهرنامه منتشر شده است اما نه به طور کامل)   ایرج افشار کتابدار حدود شصت سال پیش نام ایرج افشار را برای نخستین بار از همسرم – مرتضی کیوان – شنیدم که با هم کوه می رفتند. در آن زمان من با کتاب مأنوس بودم و با دنیای نشر و کتابداری بیگانه.  هیچ گاه...
| از پوري سلطاني, ایرج افشار, پوراندخت سلطانی, يادداشت | ادامه مطلب

ایرج افشار به قلم پوری سلطانی

( این نوشته در آخرین شماره ماهنامه مهرنامه منتشر شده است اما نه به طور کامل)   ایرج افشار کتابدار حدود شصت سال پیش نام ایرج افشار را برای نخستین بار از همسرم – مرتضی کیوان – شنیدم که با هم کوه می رفتند. در آن زمان من با کتاب مأنوس بودم و با دنیای نشر و کتابداری بیگانه.  هیچ گاه...
| از پوري سلطاني, ایرج افشار, پوراندخت سلطانی, يادداشت | ادامه مطلب

ایرج افشار به قلم پوری سلطانی

( این نوشته در آخرین شماره ماهنامه مهرنامه منتشر شده است اما نه به طور کامل)   ایرج افشار کتابدار حدود شصت سال پیش نام ایرج افشار را برای نخستین بار از همسرم – مرتضی کیوان – شنیدم که با هم کوه می رفتند. در آن زمان من با کتاب مأنوس بودم و با دنیای نشر و کتابداری بیگانه.  هیچ گاه...
| از پوري سلطاني, ایرج افشار, پوراندخت سلطانی, يادداشت | ادامه مطلب

شرافت تاریخ و تحقیق به روایت ایرج افشار!

نامه ای منتشر نشده به پوری سلطانی و کامران فانی   مقدمه فهرست کتابهای ایران شناسی و اسلام شناسی کتابخانه ملی که منتشر میشود، پوری سلطانی در مقدمه آن، یادی از ایرج افشار میکند و نامی میبرد و توضیح میدهد که پایه و مایه اینگونه فهرست ها در کجاها ریشه داشته است،آن یادآوری که به چندین...
| ایرج افشار, تاریخ و تجربه | ادامه مطلب

فرهنگ معاصر ایران”عطف” به ایرج افشار است!

یک دهان خواهم به پهنای فلک           تا بگویم وصف آن رشک ملک ایران در سوگ ایرج افشار •    با مهر آمد، در اسفند رفت. آمدنش به سال 1304 و رفتنش همین سالی که سیاه پوش شده است فرهنگ و ادب در این سرزمین، یعنی 1389. و چه کسی سیه‌ پوش نیست؟ اهل قلم به یکجور شیون دارند و اهل ادب و فرهنگ به شیوه ای؛...
| ایرج افشار, درنگ | ادامه مطلب

نامه استاد ایرج افشار به انجمن کتابداری

نمی دانیم اما شاید این آخرین نامه استاد ایرج افشار به انجمن کتابداری ایران باشد که به دهه پنجاه شمسی باز می گردد. پیش از این نامه در یکی از خبرنامه های انجمن زهرا شادمان گوشه هایی از تاریخچه شکل گیری انجمن کتابداری را می نویسد و استاد در این نامه به تکمیل و توضیح پیرامون انجمن می...
| ایرج افشار, تاریخ و تجربه | ادامه مطلب

دکتر عباس حری : کتابداری ذاتا دموکراتیک است

قرار ما بعد از یک گفتگوی رو در رو در یک همایش و بعد از آن با یک تلفن، برقرار میشود،زمان زیادی بود که دکتر عباس حری را از نزدیک ندیده بودم. خبر کسالت ایشان فی الواقع همه را نگران کرده بودو همچنین من را.از دور و نزدیک احوالپرس ایشان بودم تا اینکه سرانجام در یک همایش حضورا جویای احوال...
| عباس حری, گفتگو | ادامه مطلب

نامه استاد ایرج افشار به انجمن کتابداری

در شماره ویژه نامه انجمن در 1349، نامه ای  به قلم استاد ایرج افشار آمده است . این نامه حاوی مطالب مهم و نکات ارزشمندی پیرامون تاریخچه کتابداری ایران است. بدون شک کماکان جذاب و خواندنی ست. به ویژه برای جوانانی که از چندو چون پاگرفتن این رشته در ایران بی خبرند. نامه ديگري از آقاي ايرج...
| ایرج افشار, تاریخ و تجربه | ادامه مطلب