آرشيو موضوع از پوري سلطاني

در ستایش کم‌خوانی

در ستایش کم‌خوانی[۱] سلام بر همه دوستان و بر همه خانمها و آقایانی که امروز به مناسبت هفته کتاب اینجا جمع شد‌ه‌اند. وقتی از من خواسته شد که عنوان سخنرانی‌ام را بدهم تردید داشتم چه بگویم زیرا می‌ترسیدم آنچه در ذهن دارم خوش‌آیند سلیقه روز نباشد. هفته کتابست، همه از خواندن، همه از...
| از پوري سلطاني | ادامه مطلب

کتابخانه در خدمت صنعت و اقتصاد

کتابخانه در خدمت صنعت و اقتصاد[۱] به دنبال پیشرفتهای بزرگی که امروز در علم و صنعت به وجود آمده است و تغییرات و تحولات شگرفی که در اوضاع اجتماعی و شرایط مادی زندگی مردم حاصل شده، مسائل اقتصادی و صنعتی چه از نظر سیاست داخلی کشورها و چه از نظرگاه بین‌المللی اهمیت بسیار یافته است. بی‌شک...
| از پوري سلطاني, پوراندخت سلطانی | ادامه مطلب

خاطرات پوری سلطانی از قتلگاه!

سال ۱۳۵۰، لندن. سمینار سالانه ایفلا قرار بر این بود که  علی سینایی  از طرف انجمن کتابداری ایران در این نشست سالانه ایفلا شرکت کند اما بعد که سفر ایشان مهیا نمی‌شود. پوری سلطانی راهی لندن میشود. و این نامه را برای علی سینایی ارسال میکند. نامه ای سرشار از نکات خواندنی نغز و آموزنده...
| از پوري سلطاني, پوراندخت سلطانی, تاریخ و تجربه | ادامه مطلب

من هم با اسقف اعظم ملاقات کردم: بخش دوم خاطرات پوری سلطانی از ایفلا

خاطرات بلند پوری سلطانی از اولین حضورش در ایفلا خواننده را نه تنها خسته نمیکند بلکه هر چه جلوتر میرود ذهن و دل خواننده را بیشتر جذب میکند. در شماره پیشینّ عطف، بخش هایی از خاطرات پوری سلطانی را خواندید. در این شماره نیز ادامه آن را خواهید خواند. این بخش از خاطرات پوری سلطانی در شماره...
| از پوري سلطاني, پوراندخت سلطانی, تاریخ | ادامه مطلب

روی پوشال نمی‌توان ساختمان بنا کرد

 متن کامل سخنرانی پوری سلطانی در مراسم رونمایی از نرم افزار جامع مرجع مجازی، دوم آذر ماه ۱۳۹۰، سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران   چند روز پیش خانم اکبری داریان از همکاران قدیم، نزد من آمدند، از آنجا که گهگاه سری به من می زدند مثل همیشه از دیدارشان خوشحال شدم. اما در کمال تعجب فهمیدم...
| از پوري سلطاني, پوراندخت سلطانی, يادداشت | ادامه مطلب

ایرج افشار به قلم پوری سلطانی

( این نوشته در آخرین شماره ماهنامه مهرنامه منتشر شده است اما نه به طور کامل)   ایرج افشار کتابدار حدود شصت سال پیش نام ایرج افشار را برای نخستین بار از همسرم – مرتضی کیوان – شنیدم که با هم کوه می رفتند. در آن زمان من با کتاب مأنوس بودم و با دنیای نشر و کتابداری بیگانه.  هیچ گاه...
| از پوري سلطاني, ایرج افشار, پوراندخت سلطانی, يادداشت | ادامه مطلب