آرشيو موضوع يادداشت

استاِد بد و خوب  از نگاه عبدالحسين آذرنگ

   * آنچه ميخوانيد  بخشي هايي  از كتاب “استادان و نااستادانم” نوشته عبدالحسين آذرنگ است كه با اجازه ايشان در اينجا نقل شده است.  عنوان هاي مياني از نشريه عطف است.   استادي كه مريد پروري مي كرد!     ……يكي از استادان، كه از قضا در دورة دانشجويي‌ام ادبيات تدريس مي‌كرد،...
| دیدگاه 2, يادداشت | ادامه مطلب

استاِد بد و خوب  از نگاه عبدالحسين آذرنگ

   * آنچه ميخوانيد  بخشي هايي  از كتاب “استادان و نااستادانم” نوشته عبدالحسين آذرنگ است كه با اجازه ايشان در اينجا نقل شده است.  عنوان هاي مياني از نشريه عطف است.   استادي كه مريد پروري مي كرد!     ……يكي از استادان، كه از قضا در دورة دانشجويي‌ام ادبيات تدريس مي‌كرد،...
| دیدگاه 2, يادداشت | ادامه مطلب

به کجای این شب تیره بیاویزم؟ “در حكايت اخلاق استادي”

وقتی پیشنهاد آقای حیدری نژاد برای ویژه نامه جدید را دیدم، با خودم فکر کردم که از کجا باید شروع کنم؟ و چه بگویم که تعریف درستی از استاد باشد.‌نا سلامتی آن قدر خوشبخت بوده ام که شاگردی چندین استاد درست و حسابی را کرده باشم. استادانی که منش، رفتار و کردارشان عینیت مقام استاد بوده است. استادان...
| دیدگاه 4, يادداشت | ادامه مطلب

به کجای این شب تیره بیاویزم؟ “در حكايت اخلاق استادي”

وقتی پیشنهاد آقای حیدری نژاد برای ویژه نامه جدید را دیدم، با خودم فکر کردم که از کجا باید شروع کنم؟ و چه بگویم که تعریف درستی از استاد باشد.‌نا سلامتی آن قدر خوشبخت بوده ام که شاگردی چندین استاد درست و حسابی را کرده باشم. استادانی که منش، رفتار و کردارشان عینیت مقام استاد بوده است. استادان...
| دیدگاه 4, يادداشت | ادامه مطلب

استاد بودن،اخلاق و آدم بودن

براي شروع: اصغر آقایِ نجار، پیش از مهاجرت به آلمان، مالکِ یک کارگاه بود. بدونِ سیگار، طراحی نمی‌کرد؛ و موقعِ اجرا، فقط چوب‌ها حرف می‌زدند. احمد و فریبرز، کارگرهایِ کارگاه بودند؛ و از دستمزدِ اندک می‌نالیدند. اصغر آقا از دیدِ پرولترهایِ قصه، آدمِ اخلاق – مداری نبود. اوستا بود؛...
| دیدگاه 1, يادداشت | ادامه مطلب

استاد بودن،اخلاق و آدم بودن

براي شروع: اصغر آقایِ نجار، پیش از مهاجرت به آلمان، مالکِ یک کارگاه بود. بدونِ سیگار، طراحی نمی‌کرد؛ و موقعِ اجرا، فقط چوب‌ها حرف می‌زدند. احمد و فریبرز، کارگرهایِ کارگاه بودند؛ و از دستمزدِ اندک می‌نالیدند. اصغر آقا از دیدِ پرولترهایِ قصه، آدمِ اخلاق – مداری نبود. اوستا بود؛...
| دیدگاه 1, يادداشت | ادامه مطلب

رفتار دانشگاهی: شاخص ها و نشانه ها

افسر ادارهء گذرنامه در فرودگاه هیترو همانطور که مشغول مقایسه عکس پاسپورت با چهره ام بود تا مطمئن شود که خودم هستم؛ پرسید هدف شما از این سفر چیست؟ گفتم: قرار است در کنفرانسی در دانشگاه «ردینگ» شرکت کنم. بعد، با اطمینان از تحمل شوخ طبعی اهالی جزیره بی آفتاب، ادامه دادم: پس از کنفرانس...
| دیدگاه 2, يادداشت | ادامه مطلب

رفتار دانشگاهی: شاخص ها و نشانه ها

افسر ادارهء گذرنامه در فرودگاه هیترو همانطور که مشغول مقایسه عکس پاسپورت با چهره ام بود تا مطمئن شود که خودم هستم؛ پرسید هدف شما از این سفر چیست؟ گفتم: قرار است در کنفرانسی در دانشگاه «ردینگ» شرکت کنم. بعد، با اطمینان از تحمل شوخ طبعی اهالی جزیره بی آفتاب، ادامه دادم: پس از کنفرانس...
| دیدگاه 2, يادداشت | ادامه مطلب

رحمت الله فتاحي: واژه استاد ازمعناي اصلي خود دور شده است!

گفتگو از جلال حيدري نژاد براي شروع: چندين سال پيش تر هنگامي كه رحمت الله فتاحي در دانشگاه فردوسي مشهد به رتبه “استاد تمام”  دست پيدا كرد يادم نمي آيد كه كجا خواندم و يا شنيدم كه ايشان اين رتبه وشان و منزلت را نه تنها پايان كار ندانستند بلكه ابتداي كار و از همه مهم تر سنگين شدن...
| دیدگاه 3, گفتگو | ادامه مطلب

وقتی دکتر عباس حری استادم بود

پیش درآمد سال 1390 و قبل از وفات مرحوم دکتر حری، آقای حافظیان مصاحبه مفصلی با ایشان کرده بودند و از چند نفری هم خواستند که مطالبی در مورد دکتر بنویسند تا کتابی متفاوت در باب زندگی ایشان تهیه و منتشر شود. قرار شد بنده هم چیزی قلمی کنم. از همان وقت، بخشی از شخصیت دکتر حری که به نظرم بارزتر...
| دیدگاه 4, يادداشت | ادامه مطلب

وقتی دکتر عباس حری استادم بود

پیش درآمد سال 1390 و قبل از وفات مرحوم دکتر حری، آقای حافظیان مصاحبه مفصلی با ایشان کرده بودند و از چند نفری هم خواستند که مطالبی در مورد دکتر بنویسند تا کتابی متفاوت در باب زندگی ایشان تهیه و منتشر شود. قرار شد بنده هم چیزی قلمی کنم. از همان وقت، بخشی از شخصیت دکتر حری که به نظرم بارزتر...
| دیدگاه 4, يادداشت | ادامه مطلب

نه هر که چهره بر افروخت، دلبری داند

توی کوپه قطار نشسته­ام و به بیرون خیره­ام. یاد روزهایی می­افتم که از اهواز به تهران می­آمدم. گاهی برای خلاصی از پرچانگی هم کوپه­ایها که به نظر میرسید برخی از آنها در همه امور سر رشته دارند، مشغول خواندن کتابی یا نوشتن مطلبی می­شدم و اگر هم حوصله هیچ­یک را نداشتم به تخت طبقه بالا...
| يادداشت | ادامه مطلب

پازل را از دورش باید چید!

مروری بر لزوم همکاری مهندسان با رشته‌های علوم انسانی مشکل همه ما در شروع کردن کار تازه این است که نمیدانیم از کجا شروع کنیم ?!  این روزها ما کتابداران بسیاری از کارهایی را که در محل کار خودمان انجام می‌دهیم نه تئوریش را در دانشگاه خوانده‌ایم و نه اصولش را به درستی می‌دانیم. جستجو...
| يادداشت | ادامه مطلب

هشت خطای استدلالی در مواجه با نظریه‌های علوم انسانی

به قول قدیمی‌ها، روزی ظریفی می‌گفت: این نظریه جدید جامعه‌شناسی چیست، که تازه مطرح شده و همه از آن حرف می‌زنند؟ وقتی دلیل اشتیاق او را برای اطلاع از محتوای این نظریه پرسیدند در جواب گفت: می‌خواهم با آن مخالفت کنم! به سخنی دیگر پیش از آنکه از ماهیت و پیام سخن اطلاع یابد، قصد مخالفت...
| يادداشت | ادامه مطلب

بازاریابی اطلاعات و خدمات اطلاعاتی توسط کتابخانه ها

چکیده : بازاريابي اطلاعات شامل فرايندها و تعاملاتي است كه به رضايت كاربران و درآمدزايي براي ،کتابخانه ها و مراكز اطلاع رساني منجر ميشود كتابخانه ها براي حضور فعال در بازار پر رقابت اطلاعات، به بازنگري در شيوه هاي سنتي ارائه خدمات و معرفي محصولات خويش به جامعه كاربران حاضر و بالقو...
| يادداشت | ادامه مطلب