مطالب نوشته شده توسط ابراهيم عمراني

هنر عشق ورزیدن، به یاد پوری سلطانی

“هر رشته ای در آغاز به وجود آمدنش نیاز به شخصیتی اسطوره ای دارد تا دیگران آن را الگو  و اسوه خود قرار دهند  و بدان اقتدا کنند”. (کامران فانی : جشن نامه بخارا، ۱۰۶)   وقتی قرار شد که برای سخن هفته امروز در سوگ استاد بزرگ همه ما پوری سلطانی بنویسم، با خودم فکر کردم که چه بنویسم...
آبان ۲۳ام, ۱۳۹۴ | درباره پوري سلطاني | ادامه مطلب

به کجای این شب تیره بیاویزم؟ “در حكايت اخلاق استادي”

وقتی پیشنهاد آقای حیدری نژاد برای ویژه نامه جدید را دیدم، با خودم فکر کردم که از کجا باید شروع کنم؟ و چه بگویم که تعریف درستی از استاد باشد.‌نا سلامتی آن قدر خوشبخت بوده ام که شاگردی چندین استاد درست و حسابی را کرده باشم. استادانی که منش، رفتار و کردارشان عینیت مقام استاد بوده است. استادان...
آذر ۳ام, ۱۳۹۳ | دیدگاه 4, يادداشت | ادامه مطلب

ابراهیم عمرانی: شرط ورود مدرک نباشد، نیاز پژوهشی حقیقی باشد

توجه به نیاز ، نه مدرک به یاد دارم که شاید 7 یا 8  سال پیش بود که دوستی نجار محترمی را که بعدها به   یک  هنرمند پیکرتراش تبدیل شد به من  معرفی کرد که می خواست از کتابخانه ملی استفاده کند و این امکان برایش میسر نشده بود. جناب نجار آمدند نزد من و بعد از یکی دو ساعت صحبت با ایشان و لذت...
تیر ۲ام, ۱۳۹۳ | دیدگاه 1, يادداشت | ادامه مطلب

دین کتابداری ایران به کامران فانی

داستان وب پنهان و وب پیدا را نمی دانم به کجا رسیده، فقط به یاد دارم  برآورد می شد که وب پنهان چندین برابر وب پیدا است. حالا اگر افراد را هم با وب مقایسه کنیم، باید این طور فرض کنیم که آنچه از فرد منتشر شده و قابل یافتن و در دسترس است وب پیدایشان است و آنچه ما به راحتی نمی بینیم، وب...
فروردین ۲۴ام, ۱۳۹۳ | فانی ۱, يادداشت | ادامه مطلب

فارغ التحصیلان و عضویت شرافتی!

دانشجويي را در نظر بگيريد كه از سال اول كارشناسي و به عنوان دانشجوي سال يكي عضو كتابخانه شما مي شود و حالا بسته به موقعيت چهار تا پنج سال و استنثنا” گاهي بيشتر دانشجوي ما ست  و از كتابخانه استفاده مي كند . همين اول نگوئيد اگر از كتابخانه استفاده مي كرد كه چهار ساله فارغ التحصيل...
اسفند ۲۷ام, ۱۳۹۱ | جشنواره‌ای از نوشته‌های شما - اسفند 91, يادداشت | ادامه مطلب

عطف باید فرزندانی نیز داشته باشد

باید بگویم :  سوال غریبی است عطف نازنین. نمی دانم چه اتفاقی افتاده که شما را به این سوال واداشته؟ البته حالا که سوالتان را دوباره و دوباره در ذهن مرور می کنم، یک چیزهایی از ذهنم می گذرد. دست تنها هستی و بدون حمایت مالی، و سوار بر این همه دریغها، شاید نا سپاسی کسانی که برایشان قلم میزنی. ببین...
فروردین ۲۰ام, ۱۳۹۱ | چه نیازی است به عطف؟ | ادامه مطلب

پرسشگری آغاز دانستن و دانش سرچشمه صلح (به مناسبت هفته کتاب)

اُنيس كنج تنهايي كتاب است . هنوزم؟ فروغ صبح دانایی کتاب است. هنوزم؟ مقدمه: واقعا فکر می کنیم انیس کنج تنهایی کتاب است؟ و فکر می کنید اگر به کتاب پناه ببرید  منفعتی برایتان دارد. آیا کاری که منفعتی بر آن متصور نیست جایز است که انجام دهید. عاقلانه است؟ الآن  که از آن صندلیها به من نگاه...
آذر ۲۰ام, ۱۳۹۰ | يادداشت | ادامه مطلب

“عطف” عطف به ماسبق می‌شود

در باره عطف چه بنویسم که عطف به ما سبق نشود. سخت است چون به هر حال آخر آخرش خواهم گفت که من عطف را دوست دارم و ممکن است عطف شود به ماسبق و سلام و علیک با  جلال حیدری نژاد  که عمده جلال و جبروت مجله هم عطف به اوست.  به هر حال آخر حرفم را مثل مسافران بیضایی همین اول گفتم و حالا چند خطی هم...
اسفند ۲۵ام, ۱۳۸۹ | يادداشت | ادامه مطلب

منافع حرفه‌ای متاثر از سیاستهای آموزش عالی و مقدم به منافع به کاربران!

مقاله ای از هیورلند (2007) را ورق می زدم که به این نقل قولها از گارفیلد (1975) و میکسا  (1998)  در مقایسه ملویل دیوئی و بلیس برخوردم : گارفیلد اظهار نظر می کند که “دیوئی یک کاسبکار بود، ولی کارش در مقایسه با بلیس خیلی عمیق نبود. … و نظام رده بندی دیوئی بیشتر نیازهای یک مدیر کتابخانه را...
آذر ۶ام, ۱۳۸۹ | درنگ | ادامه مطلب