مطالب نوشته شده توسط داريوش عليمحمدي

777 کلمه خطاب به کمیته

یک اشاره کمیته برنامه‌ریزی علم اطلاعات دوره جدید فعالیت خود را آغاز کرده است. از این فرصت، استفاده، و پیشنهادهای مرتبط با فعالیت آن را مختصراً می‌نویسم. روشن است که اعضای کمیته ممکن است تا کنون درباره این موارد بحث کرده باشند. نیز، محتمل است در همین زمینه‌ها مشغول اقدام یا در...
اسفند ۲۷ام, ۱۳۹۳ | دیدگاه 2, یادداشت | ادامه مطلب

استاد بودن،اخلاق و آدم بودن

براي شروع: اصغر آقایِ نجار، پیش از مهاجرت به آلمان، مالکِ یک کارگاه بود. بدونِ سیگار، طراحی نمی‌کرد؛ و موقعِ اجرا، فقط چوب‌ها حرف می‌زدند. احمد و فریبرز، کارگرهایِ کارگاه بودند؛ و از دستمزدِ اندک می‌نالیدند. اصغر آقا از دیدِ پرولترهایِ قصه، آدمِ اخلاق – مداری نبود. اوستا بود؛...
آذر ۳ام, ۱۳۹۳ | دیدگاه 1, يادداشت | ادامه مطلب

داریوش علیمحمدی: کتابخانه ملی جای هیاهو نیست، ” سکوت استاندارد”” میخواهد

 مقدمه از عطف: نشریه الکترونیکی عطف در اولین گام جهت تعامل با کتابخانه ملی ایران به سراغ یکی از معضلات چند ساله اخیر این نهاد فرهنگی رفته و تلاش کرده است تا با طرح پرسش وگرفتن نظرات متخصصان  و اساتید حوزه کتابداری و اطلاع رسانی ، تصمیم سازمان و تصمیم گیران این سازمان را که دل در...
تیر ۲ام, ۱۳۹۳ | دیدگاه 2, يادداشت | ادامه مطلب

فانیِ گزیده‌نویس

فریبرز خسروی در یادداشتی که برای هفتاد سالگی کامران فانی نوشته، همان ابتدای کار جمله‌ای معنادار را از وی نقل می‌کند. اینکه “نوشتن وقت مرا تلف می‌کند و لذت خواندن را از من گرفته و مرا از دانستن باز می‌دارد”. برای همچو منی که نه با متر و معیار سن، و نه با سنگ ترازوی خرد، همتای...
فروردین ۲۴ام, ۱۳۹۳ | فانی ۴, يادداشت | ادامه مطلب

درنگی بر نوشته‌ی رحمت‌الله فتاحی ! اخلاق و سیاست فراموش نشود

آخرین درنگ عطف به قلم دکتر رحمت‌الله فتاحی بر دو رمز کلیدی توسعه علم متمرکز شده است. صاحبِ درنگ، “اصول و معیارها”یی را برشمرده است که باور دارد رعایت کردنشان محیط آکادمیک را آکادمیک می‌کند. نوشته در دو بخش “اصول” و “معیارها” تنظیم شده است. “اصول” کلی‌تر...
بهمن ۲۵ام, ۱۳۹۲ | يادداشت | ادامه مطلب

پروانه بهار

پروانه یکی از دختران شاعر آزادیخواه، ملک‌الشعرای بهار است. آشنایی من با این شخصیت، کاملاً اتفاقی پدید آمد. چندی پیش در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران مشغول مطالعه بودم. کارم که تمام شد، چند ثانیه‌ای فرصت داشتم. بلند شدم و سراغ قفسه پشت سرم رفتم. “مرغ سحر: خاطرات پروانه بهار”...
دی ۸ام, ۱۳۹۲ | معرفي, نقد و معرفی | ادامه مطلب

زامبی‌ها و زبان فارسی

آن قدر کلمات مسخره و چندش‌آور بیخ گوشم تکرار شده که دیگر یادم رفته این طرز مضحک حرف زدنِ همراه با باد در غبغب انداختن را چه زمانی برای نخستین بار دیدم و شنیدم. البته خوب که فکر می‌کنم، می‌بینم عمر این خزعبلات به ده سال هم نمی‌رسد ! متکلمانِ به این سبکِ نازیبا، انگار اصالتاً زامبیایی...
شهریور ۱۳ام, ۱۳۹۲ | يادداشت | ادامه مطلب

چیزهایی که دپارتمان‌های علم اطلاعات به شما یاد نمی‌دهند

یک – دپارتمان‌های علم اطلاعات و دانش‌شناسی در دانشگاه‌های ایران عمدتاً در دانشکده‌های روان‌شناسی و علوم تربیتی واقع شده‌اند. این بدان معناست که شما در حال حاضر (شاید علیرغم میلتان) در جبهه علوم انسانی قرار گرفته‌اید. این به خودی خود تکلیف خیلی چیزها را برای شما روشن می‌کند....
اسفند ۲۷ام, ۱۳۹۱ | جشنواره‌ای از نوشته‌های شما - اسفند 91, يادداشت | ادامه مطلب

با دانشجویان تحمیلی چه کنیم !؟ صاحبان مرتبه استادی بخوانند!

یک آگهی دفاع از رساله دکترا سر از گروه بحث مشهد در می‌آورد. عنوان رساله دردسر ساز می‌شود و واکنش‌ها هم از راه می‌رسند. گلایه این است که این عنوان یعنی چه !؟ دکتر جمالی که تخصصش رفتار اطلاعاتی است، مختصراً زمینه پژوهش را معرفی می‌کند؛ و بعد خودِ پژوهشگر (محمدرضا کیانی) مفصلاً توضیح...
بهمن ۱۱ام, ۱۳۹۱ | يادداشت | ادامه مطلب

کارنامه، نهاد کتابخانه‌های عمومی و دو پرسش ساده!

مقدمه سال گذشته تقریباً در همین روزها آقای مهندس واعظی دبیرکل نهاد کتابخانه های عمومی کشور در یک برنامه زنده تلوزیونی ادعای بی دلیل” کتابداری دانش وسیعی نیست” را عنوان  کرد و سپس  با واکنش منطقی، مؤدبانه و جدی سه تن از استادان رشته مواجه شد. این متن به جهت طرح دو پرسش اساسی...
دی ۳ام, ۱۳۹۱ | يادداشت | ادامه مطلب

اتحاد دو دانشکده اطلاعات دانشگاه ایندیانا

هیئت امنای دانشگاه ایندیانا  تلفیق دانشکده انفورماتیک و رایانش و دانشکده علوم کتابداری و اطلاع رسانی و تأسیس دانشکده انفورماتیک و رایانش واحد را تصویب کرده است. دِبُرا شاو  رئیس دانشکده علوم کتابداری و اطلاع رسانی و بابی اِشنابِل  رئیس دانشکده انفورماتیک و رایانش اظهار داشتند...
آذر ۱۹ام, ۱۳۹۱ | يادداشت | ادامه مطلب

خووووب، دیگه رسیدیم به آسانسور !!!

چندی پیش بنا به یک ضرورت اداری ناگزیر از مراجعه به سازمان شین ! شدم. واحد اطلاعات سازمان شین من: سلام. ببخشید فلان درخواست را دارم. باید چکار کنم؟ اون: برو واحد نون بپرس !!! من متعجب از این پاسخ اینفورمتیو ! واحد نون سازمان شین، وسط انبوهی از آدم های سرگردان من: سلام. ببخشید فلان درخواست...
آذر ۱۹ام, ۱۳۹۱ | تجربه | ادامه مطلب

تراژدی تبریک و تسلیت، گروه بحث، ریا نیز به همچنین!

ما علاقه شدیدی داریم که هر جور شده سفرهای خارجی برویم، خارجکی ! حرف بزنیم و بیاییم بگوییم ما در محیط ! بودیم. حالا اگر از ترس شماتت اخلاقی اطرافیان نشد پاتایا و آنتالیا برویم، دیگر بلیط استانبول را حتماً باید بگیریم. اصلاً مگر می شود ما ایرانی های با فرهنگ ! شهر تاریخی استانبول را...
مهر ۱۶ام, ۱۳۹۱ | يادداشت | ادامه مطلب

نام رشته را عوض کردید؛ با نام برنامه‌های آموزشی چه می‌کنید؟

وقتی درباره نام رشته و تغییر آن بحث می کنیم، باید حساب برخی چیزها را از هم جدا کنیم. اندوهمندانه ما گرفتار نوعی تیرگی ناخواسته شده ایم که اجازه نمی دهد درک روشنی از یک موضوع مناقشه برانگیز داشته باشیم. در میان دانشجویان، دانش آموختگان و مدرسان کتابداری و اطلاع رسانی ایران ظاهراً...
تیر ۱۱ام, ۱۳۹۱ | يادداشت | ادامه مطلب

مبنای شیوه استناد مجله مبدأ است یا مجله مقصد؟

حتماً دیده اید در پایان مقالاتی که در برخی از مجلات منتشر می شوند، جایی که متن تمام شده و ارجاعات مقاله هم آمده اند، این عبارت خودنمایی می کند “به این مقاله این گونه استناد کنید”. آیا تا به امروز اندیشیده اید که چرا باید به این مقاله این گونه استناد کرد و آن گونه استناد نکرد...
تیر ۱۱ام, ۱۳۹۱ | يادداشت | ادامه مطلب