مطالب نوشته شده توسط امير اصنافي

چند صباحی در دیار رانگاناتان

بعد از هشت سال موقعیتی فراهم شد تا کول نت را از نزدیک تجربه کنم. اولین بار در سال ۲۰۰۶ بود که شانس خود را برای ارائه مقاله در کول نت نانسی فرانسه امتحان کردم و این روند تا سال ۲۰۱۵ ادامه یافت. ولی غیر از امسال در هیچ سالی نتوانستم در کول نتهای فرانسه، آلمان، چین، استونی، هند شرکت کنم....
آبان ۱ام, ۱۳۹۵ | دیدگاه 2 | ادامه مطلب

ستاره بود، ستاره شد، ستاره ماند

خیلی رسم عجیبی است این رسم آدمها. تا وقتی یک نفر زنده است چشم دیدنش را ندارند و به محض اینکه دل از این دنیا برید و به دیار دیگر شتافت، تازه دلتنگش می شوند و شروع می کنند به مدح و ستودنش که چنین بود و چنان بود. تازه یاد کلام شیرین شاعر می افتیم که میگوید: کاشکی صاحب هنر را زندگان مرده...
آبان ۲۳ام, ۱۳۹۴ | درباره پوري سلطاني | ادامه مطلب

سهم کتابداران در رسانه ها چقدر است؟

زمانی که نشریه شیرازه، اولین تجربه ژورنالیستی کتابداران ایران هنوز حیات داشت، خاطرم هست که وقتی شماره ای جدید از آن منتشر می شد آقای حیدری نژاد برای معرفی مطالب جدید در گروه بحث، تیتر نارنجی رنگ معروفی می زدند که اگر درست خاطرم مانده باشد به این موضوع: سهم ما در کهکشان رسانه ها...
اسفند ۲۷ام, ۱۳۹۳ | یادداشت | ادامه مطلب

نه هر که چهره بر افروخت، دلبری داند

توی کوپه قطار نشسته­ام و به بیرون خیره­ام. یاد روزهایی می­افتم که از اهواز به تهران می­آمدم. گاهی برای خلاصی از پرچانگی هم کوپه­ایها که به نظر میرسید برخی از آنها در همه امور سر رشته دارند، مشغول خواندن کتابی یا نوشتن مطلبی می­شدم و اگر هم حوصله هیچ­یک را نداشتم به تخت طبقه بالا...
آذر ۳ام, ۱۳۹۳ | يادداشت | ادامه مطلب

کتابخانه ملی، آنچه هست و آنچه انتظار می رود

کتابخانه ملی را همیشه یک جای دست نیافتنی می دانستم. مخصوصاً در دوره کارشناسی که تازه با این نهاد آشناشده بودم. تا اینکه فرصتی دست داد که بالاخره در سالهایی که هنوز برای عضویت در کتابخانه ملی، هزینه ای نباید پرداخت می شد عضو شوم و تا پایان دوره دانشجویی درمقطع دکتری، بتوانم از فضای...
تیر ۲ام, ۱۳۹۳ | يادداشت | ادامه مطلب

صدای ابن ندیم لطفاً!

مدتی پیش، در یک جمع دوستانه درباره آینده فناوری و بهره گیری بشر از آن صحبت میکردیم. بحث به اینجا کشیده شد که شاید در آینده ابزاری باشد که بتواند صداهای اطرافمان را رصد و صید کند. این بحث، ایده و انگیزه ای را درونم ایجاد کرد که درباره این موضوع بررسی کنم. نتیجه جستجو در وب، برایم آشکار...
خرداد ۱۸ام, ۱۳۹۳ | يادداشت | ادامه مطلب

یک دهه بدون فرزین

ده سال گذشت. به سرعت برق و باد. نیمه دوم فروردین ماه، برای کتابداران، اساتید و دانشجویانی که زنده یاد فرزانه فرزین را میشناختند یادآور روزهای تلخی است. روزی که جامعه کتابداران ایران، یک فرزین خود را از دست داد. فرزینی که فرزانه بود. فرزینی که هرگز سر کلاسش کسی نمیگفت خسته نباشید...
فروردین ۱۸ام, ۱۳۹۳ | یادداشت | ادامه مطلب

هرگزم امید و بیم از وصل و هجر یار نیست

کتابهای قفسه را گردوخاک می گرفتم. برخی کتابها عمر خودشان را کرده بودند و دیگر به کار ما نمی آمدند. همه را جمع کردم تا ببرم به یک کتابخانه عمومی بلکه بچه ها بتوانند از آنها استفاده کنند. ولی بین کتابها کتابی دیدم که نظرم را جلب کرد. اسم کتاب، جزیره شگفت انگیز بود و مترجمش، کوروش ادیب...
فروردین ۴ام, ۱۳۹۳ | یادداشت | ادامه مطلب

حاشیه ای از ایفلای 2013 سنگاپور: دیدار با کتابدار خاص

روزآخر کنگره ایفلا 2013 درسنگاپور بود. به اتفاق دوستان انگشت شمار ایرانی شرکت کننده در ایفلای امسال، در سالن استراحت حال صحبت بودیم تا برنامه اختتامیه آغاز شود. کمی از صحبتمان نگذشته بود که مردی میانسال به ما نزدیک شد و به فارسی گفت میتوانم پیش شما بنشینم؟ همگی با تردید نگاهش کردیم....
شهریور ۹ام, ۱۳۹۲ | تجربه | ادامه مطلب

آرشیوهای سیاه در مقابل آرشیوهای روشن

چندی پیش در گروه بحثی که در حوزه مطالعات آرشیوی فعالیت پیامی دریافت کردم با این مضمون که    What is dark archive? و فرد سوال کننده  که Cyndi Shein نام داشت اطلاعات بیشتری در این زمینه می خواست. کنجکاوانه واژه مورد نظر را جستجو کردم و نتایجی را به دست آوردم که هرچند در چارچوب مقالات تحقیقاتی، البته...
مرداد ۱ام, ۱۳۹۲ | اسناد و آرشيو, يادداشت | ادامه مطلب

کتابدار به عنوان شخصیت داستانی

در میان داستانها و رمانهای مختلفی که وجود دارند، مشاغل و شخصیتهای مختلفی هستند که یا شخصیت اول یا شخصیتهای حاشیه ای ماجرا را بر عهده دارند، ولی به هرحال، حضورشان در داستان احساس می شود. مشاغلی نظیر یک پزشک، حقوقدان، آتش نشان و غیره در اکثر فیلمها و کتابهای داستان حضور داشته اند....
اردیبهشت ۲۹ام, ۱۳۹۲ | تجربه | ادامه مطلب

هرگز نمی‌میرد، او جاودان است

زنده یاد فرزانه فرزین در ترم چهارم کارشناسی، برای کلاس گزارش نویسی، کتاب آیین نگارش علمی را به ما معرفی کرد و از آنجا با استادی به نام عباس حری آشنا شدیم. انگار قلمش سحر انگیز بود که ما را به سوی خود می کشید. فصلنامه کتاب را که باز میکردم نوشته های سرشار از معنایش را می د یدم و در دوران...
اردیبهشت ۹ام, ۱۳۹۲ | عباس حری, يادداشت | ادامه مطلب

همایشهای انجمن کتابداری و اطلاع رسانی ایران: حیاط خلوتی برای کتابداران

کهنه ماجرایی است. تکراری است. بی فایده است. هرچه باشد، باید دوباره تکرار شود. شاید برخی از ما خواب باشیم و متوجه نباشیم. شاید هم خودمان را به خواب زده ایم که خوب کاری نمیتوان کرد! در هر صورت تابستان که تمام شد و رفت. پاییز هم به سرنوشت آن دچار شد و زمستان هم که چیزی از عمرش نمانده! کسی...
اسفند ۲۷ام, ۱۳۹۱ | جشنواره‌ای از نوشته‌های شما - اسفند 91, يادداشت | ادامه مطلب

ارتباطات خود را تقویت کنید حتی بدون اینترنت!

 از وقتی که بحث تشکیل کمیته کتابخانه های تخصصی در انجمن کتابداری ایران و متعاقب آن تشکیل شاخه ایرانی انجمن SLA یا انجمن کتابخانه های تخصصی مطرح شد، بسیاری از کتابداران ایرانی عضو این انجمن شدند و به دنبال آن مجله این انجمن به دست این کتابداران می رسید. این مجله  Information Outlook نام دارد....
بهمن ۲۸ام, ۱۳۹۱ | يادداشت | ادامه مطلب

این تجربه واقعی است، نه انتزاعی

در شهریور ماه 1378، برای ثبت نام و انتخاب واحد مقطع کارشناسی به دانشگاه شیراز رفتم، از دانشجویان سالهای بالاتر پرسیدم قرار است بعداً محل کار ما کجا باشد؟ باید چکار کنیم؟ اشاره به ساختمان زیبای کتابخانه میرزای شیرازی کردند و گفتند: آنجا! شما باید آنجا کار کنید. کتابخانه میرزای شیرازی...
دی ۱۷ام, ۱۳۹۱ | يادداشت | ادامه مطلب