[corner-ad id=2]

مه دود اطلاعات !

يادداشت — توسط در اسفند ۲۹, ۱۳۹۴ در ۷:۱۰ ب.ظ

در زمستان گذشته که هوای تهران چندین روز پی در پی آلوده بود در خیابان ها افراد زیادی با ماسک  در رفت و آمد بودند. آنان برای تنفس هوای پاک مجبور شده بودند از فیلتر  استفاده  کنند . این آلودگی موید این باور می شود  که وزش باد چه نعمت عظیمی است برای هوای عاصمه! اما در کودکی چقدر از وزش باد شاکی بودیم . زیرا مانع بعضی بازی هایمان می شد. در همان ایام صباوت وقتی یک کتاب دانستنی های عمومی چند شبی مهمانمان بود حریصانه صفحات آن را می بلعیدیم ! اکنون با ظهور رسانه های نوین و شبکه های اجتماعی گوناگون خیل عظیمی از اطلاعات به سوی ما و فرزندانمان روان شده است . میلیاردها فقره اطلاعاتی از متن و تصویر و فیلم و… در هر لحظه در اختیاراست و حالات را تغییر می دهد و تعیین  و کننده رفتاری خاص می شود.  گاهی کثرت این اطلاعات به حدی می رسد که موجب کلافگی مخاطب شده ، تناقضات اطلاعات ارائه شده نیزممکن است موجب سردرگمی شود.

گاهی دریافت زیاد اطلاعات ناخواسته و بعضا خواسته  راهی جز حذف و نادیده گرفتن را پیش پا نمی گذارد . همین دیشب مجبور شدم بیش از دو هزار پیام را از چند گروه در تلگرام نخوانده حذف کنم ! شما روزانه چند ایمیل و پیام را حذف می کنید؟

اجازه دهید به صورت جزئی تر چند نمونه ذکر شود :

شاید برای  شما هم پیش آمده باشد که  وقتی در وب  مطلبی کاملا علمی را جستجو می کنید ابتدا سر و کله تعدادی از وبسایت های خیّر و نیکوکار! پیدا می شوند و به شما انوع پیشنهادهای خیرخواهانه را عرضه می کنند . مثلا فروش ساعت رولکس با یک هزارم قیمت را پیش کش می کنند  و یا انواع داروهای شفا بخش را برای فرار از ناتوانی  تجویز می کنند. گاهی خروج از این وب سایت ها هم به راحتی میسر نیست با هر کلیکی صفحه نوتری با پیشنهادهای تازه تر رخ می نماید و شما را کلافه می کند.

مورد دیگری را که اغلب تجربه کرده ایم این است که   مطالب خاصی در شبکه های اجتماعی و ایمیل ها با بسامد بالایی تکرار می شود و زیادی تکرار  به قول علمای حدیث شناس ، ما را به تواتر و صحت آن مومن می کند . این تواتر و گاهی جاذبیت مطلب به حدی است که  مشفقانه آن را برای دیگران نیز می فرستیم . دو نمونه را می بینیم :

این تصویر مدتهاست که در صفحات وب و شبکه های اجتماعی دست به دست می شود . در شرح آن نیز می خوانیم که این  فرش ۱۴۰۰ ساله ایرانی است که نقش آنها  تصاویر شاهزادگان ایرانی بوده  در ترکیه کشف شده است .

۱

اما نمای نزدیک نشان نشان می دهد  که این کشف مربوط به موزاییک های رومی است و ربطی به فرش و شاهزادگان ایرانی ندارد!

۲

البته به قول حضرت مولانا در این نقل ها باید نشانه ای از راستی موجود باشد تا قسمت ناراست باور شود ! خود کشف راست است اما قالی ایرانی بودن ناراست!

هیچ وهمی بی‌حقیقت کی بود

هیچ قلبی بی‌صحیحی کی رود

کی دروغی قیمت آرد بی ز راست

در دو عالم هر دروغ از راست خاست

نمونه دوم تصویری است که گفته می شود مربوط به فروش زنان ایرانی در صدر اسلام است

۳

که البته این تصویر هم متعلق به مراسم عروسی در تبریز است (http://artsalesindex.artinfo.com/auctions/Ali-Naqash-4366543/Wedding-Ceremony-In-Tebriz-1904)

روزانه هزاران مطلب بی ماخذ و نادرست و نیمه درست در حوزه های سلامت و بهداشت ، تاریخ ، سیاست و…  همانند مطالب فوق دست به دست می چرخد و مبادله می شود و مسلما بر رفتار و افکار همگان نیز اثر می گذارد .

گاهی زاویه دیگری از این دودآلودگی رخ می نماید : مطلب کاملا مرتبط ، آکادمیک و منسجمی را می یابید . از آن استفاده می کنید و برای حفظ حقوق مولف مشخصات پدید آورنده را ذکر می کنید . مدتی نمی گذرد که آه از نهادتان بلند می شود که مطلب مذکور سرقت شده و صاحب اثر کس دیگری است !

ممکن است همه وقایع فوق را یک پدیده اتفاقی بدانیم . اما وضع وقتی پیچیده می شود که تولد هریک موارد فوق حاصل برنامه ریزی باشد. تافلر در کتاب جابجایی قدرت از تکنیک “ماساژ پیام ” نام می برد . یعنی میزان ظهور واقعیت ها را نیازهای سیاسی و قدرت تعیین می کند .  محتوای کامل هر پیامی بر روی کاغذ یا صفحه کامپیوتر ظاهر نمی‌شود. در واقع مهمترین محتوای سیاسی هر سندی ممکن است تاریخچه پردازش آن باشد.

خلاصه کلام اینکه استفاده از  فناوری های نوین آگاهانه و روشمند و یا نا آگاهانه موجب غبار آلودگی اطلاعاتی شده و آسیب های زیر را سبب شده است :

  • فزونگی و سرریز بیش از حد اطلاعات در موارد بسیاری موجب سوء هاضمه اطلاعاتی شده است .
  • بازیابی اطلاعات نامرتبط در جستجوها و ارائه اطلاعات ناخواسته در شبکه های اجتماعی موجب سانسور و حذف اطلاعات ارزشمند شده و کلافگی  را  برای مخاطبان  به ارمغان آورده است .
  • نادرستی اطلاعات ارائه شده و آمیختگی اطلاعات درست و نادرست تا حد زیادی موجب بی اعتمادی به این نوع رسانه ها شده است .
  • رعایت نکردن حقوق پدیدآورندگان و سهولت سرقت ادبی موجب ناامنی و عدم وثاقت این رسانه ها شده است .

اگر اطلاعات را موجد و موجب تصمیم گیریهای خرد و کلان در جامعه بدانیم ، خوب می دانیم که  این فضای غبارآلود اطلاعاتی و یا به عبارت دیگر با وجود آلودگی اطلاعات نمی توان به تصمیم خردمندانه ای دست یافت . این غبار آلودگی موجب می شود که در سطح فردی ذهنی انباشته از اطلاعات آمیخته ای داشته باشیم که به علت نادرستی و بی ارتباطی نمی تواند موجد رفتارهای سازنده ای باشد . در سطح کلان نیز این غبارآلودگی موجب تصمیم سازی های غیر دقیق و نادرست می شود ، زمینه را برای سوء استفاده فراهم می آورد .

به نظر می رسد دو راه بیشتر وجود نداشته باشد :

باید فیلترهای فردی را قوی کرد و قوه تشخیص و تحلیل را بالا برد . بالابردن سواد اطلاعاتی و سواد رسانه ای و اطلاع از سیاه چاله های اطلاعاتی و تسلط بر فنون پژوهش می تواند تا حدی فرد از اطلاعات آلوده حفظ کند . اما این به تنهایی کافی نیست . همانند هوای آلوده تهران باید باد صبا را به مدد خواست . مسلما این وزش چیزی جز پردازش بهینه اطلاعات و تحلیل معنا و پرداختن به ربط با استفاده از فناوری های نوین نخواهد بود . در این وزش مسلما نقش کتابداران و اطلاع رسانانی برجسته خواهد بود که به دانش روز تسلط داشته و چالشگاه ها را به درستی شناسایی کرده باشند.


پاسخ بدهيد

دنبالكها

ارسال دنبالك