[corner-ad id=2]

من و شازده در سفر

تجربه — توسط در بهمن ۱۸, ۱۳۹۴ در ۶:۵۵ ق.ظ

سفر پرماجرای من و شازده[۱] با خرید یک کتاب حمام از انتشارات خانه ادبیات شروع شد. البته می­توان گفت در آن زمان بیشتر نقش دندان­گیر داشت تا کتاب و چه خوش شانس بود که از پس حوادث روزگار جان سالم به در برد. پس از آن، چندین کتاب پارچه­ای از انتشارات بافرزندان و کتاب­های جلد سخت، ما را در شناخت حیوانات، صداها و اشیاء پیرامونمان یاری کردند. با شعرهای زیبای شکوه قاسم­نیای عزیز پابه پای نخودی­ها سلام کردیم، دست زدیم، ساز زدیم و لالا کردیم.

کیتی، گربه محبوب، به ما آموخت که خوردنی­ها را دوست داشته باشیم، اسباب بازیهایمان را جمع و جور کنیم، مسواک بزنیم، خودمان لباس بپوشیم، خودمان به دستشویی برویم، به همه سلام کنیم و خلاصه دوست داشتنی باشیم.

چی­چیل، شخصیت بانمک، به برکت طبع شعر مصطفی رحمان­دوست، یک روز، بد بد شد، یک روز خوشحال و غمگین، یک روز آروم و پرسرو صدا شد و دام دارا دام دام راه انداخت.

شیمو، موش کوچولوی تمیز و مرتب به همراه دوستان خوبش با شعرهای زیبای ناصر کشاورز، ساعت­ها لحظه­های من و شازده را به هم پیوند داد. با شیمو و دوستانش راننده شدیم و مسافرکشی کردیم، لوکوموتیوران شدیم و بوبو چی چی کردیم، شربت درست کردیم، خانه را تر و تمیز کردیم، به مهمانی رفتیم، شیرینی پختیم، باغبانی کردیم و آتش نشان شدیم.

همراه می­می­نی، بچه میمون بازیگوش، به روایت ناصر کشاورز، دست به کبریت زدیم و خطر کردیم، روی دیوارهای اتاق نقاشی کشیدیم و مامان را غافلگیر کردیم، به مهد کودک رفتیم و دوست پیدا کردیم، توپ دوستمان را قایم کردیم و شیطنت­ کردیم.

مک مزرعه­دار، بیلی بنا، مونا معلم، آنی آرایشگر، اشلی آتش­نشان و شخصیت­های جذاب دیگر به همراه تصاویر بسیار زیبا و ترجمه خوب فرزاد امامی ما را با مشاغل گوناگون آشنا کرد. هرگز لحظه­ای را که گربه ملوس مک مزرعه دار در انبار کاه چند تا بچه گربه ناز به دنیا آورد از یاد نمی­برم. چنان برق شوق و هیجان در چشمان شازده هویدا بود که بارها و بارها مرا به خواندن آن دعوت کرد تا جایی که کل کتاب را هر دو از بر شده بودیم.

با فسقلی­ها لجبازی کردیم، شکمو، فراموشکار، حال به هم­زن، خبرچین، خجالتی، اخمو و جیغ جیغو و نازنازی شدیم. خندیدیم، اخم کردیم، هیجان زده شدیم و تعجب کردیم. به لطف شکوه قاسم نیا و محمدرضا مهرافزا تلاش شخصیت­های داستان در آموزش مفاهیم تربیتی به ثمر نشست.

بعد سر و کله لودی با ماجراهایش پیدا شد و تلاش کرد به ما بیاموزد می­توانیم به زندگی و مشکلاتش با چشم طنز نگاه کنیم و این قدر همه چیز را جدی نگیریم. شوخی­های لودی با ترجمه خوب فروغ­الزمان جمالی همراه با آموزش مهارت­های زندگی، حسابی دلشادمان کرد.

لولا و چارلی، این خواهر بامزه و برادر صبور، با ترجمه ساره ارض پیما، سعی کردند ما را با مسائل زندگی روزمره آشنا و مثبت نگریمان را تقویت کنند. لولا با خیال بافی­ها و دوست خیالی­اش ما را هم به دنیای خیال و رویا برد.

وقتی با فرانکلین، این لاک پشت محبوب به لطف ترجمه شهره هاشمی آشنا شدیم، آنقدر هیجان زده شده بودیم که تمام مجموعه کتاب­های فرانکلین را در طرح “کتاب من” به خانم کتابدار سفارش دادیم. نقاشی­های کتاب بسیار جذاب و طبیعی است تا جایی که تصویرگر کتاب، خانم برندا کلارک[۲] را گوگل کردیم و اطلاعات بیشتری در مورد ایشان و فرانکلین به دست آوردیم. به جرات می­توانم بگویم حضور مجموعه فرانکلین در زندگی ما و پرورش هوش هیجانی شازده، بسیار تاثیر­گذار بود.

تابستان ۱۳۹۳ با خانواده خرس­ها گذشت. به شهر کتاب رفتیم و سری کامل خانواده خرس­ها را با ترجمه سعید خاکسار خریدیم. با خرس خواهر و برادر، پدر و مادر و دوستانشان ماجراها داشتیم. تجربه همسایه­های جدید، تجربه اولین روز مدرسه، دروغ گفتن، شاغل شدن مامان، اسباب کشی، پرستار بچه جدید، شرکت در مسابقات ورزشی و  ده­ها تجربه دیگر در راستای آموزش مهارت­های زندگی و شهروندی همراه با تصاویر زیبای کتاب تابستانمان را پر بار کرد.

با کتاب­های یک اسم و چند قصه فرا گرفتیم که هر کس می­تواند با یک اسم قصه خودش را بنویسد و می­شود با یک اسم قصه­های جورواجور نوشت. اسم­هایی مثل بزغاله، اتوبوس، جوراب پشمی، درخت، کلاه، و … که به قلم نویسندگان توانا از جمله شکوه قاسم نیا، لاله جعفری، ناصر کشاورز، طاهره خردور، مهری ماهوتی، سوسن طاقدیس، و مجید راستی نوشته شده­اند.

از بین کتابهای مرجع کودک و نوجوان، پرچم­ها چنان مورد علاقه شازده قرار گرفتند که تصور می­کنم بیش از نیمی از نام کشورهای مربوط به آن را با ذوق و شوق وصف ناشدنی فرا گرفته و آن­ها را روی کره جغرافیایی­اش مکان­یابی می­کند.

در این سفر کتاب­های بسیار دیگری همراه ما بودند. داستان­های قشنگ و فکری مرتضی خسرو نژاد از جمله “قصه، بازی، شادی”، از همه من غول ترم، هم این و هم آن، دنیا را دارد آب می­برد؛ داستان زیبای کک به تنور به قلم محمد رضا سرشار که بارها و بارها خواندیم و لذت بردیم؛ قصه­های شاهنامه به روایت حسین فتاحی و همراهی با رستم در نبردهایش با اکوان دیو و دیو سپید، داستان­های کلیله و دمنه، سفر به گذشته به همراه فلیکس، کشف معماهای جنگل، الفی اتکینز، قصه­های شب، قصه­های کوچک برای بچه­های کوچک، پینوکیو و تعجب شازده از بزرگ شدن بینی­اش، و ده­ها قصه و شعر و افسانه دیگر. در کنار کتاب­ها، مجله­ها نیز با مطالب مفید و متنوع­شان در سفر یاریمان کرده­اند، از جمله قصه­های طنزگونه کوتی کوتی نوشته فرهاد حسن­زاده، هزارپایی با ماجراهایی جالب در مجله سنجاقک که محبوب شازده بوده و هست.

سفر ما همچنان ادامه خواهد داشت اما از آن جا که همسفر من خیلی زود خواندن را فرا گرفته، به تازگی همراهی من در این سفر کم رنگ­تر از گذشته شده است. اکنون به مناسبت هفته کتاب فرصتی دست داد تا با خود بیاندیشم تمامی لحظه­هایی که بر بالین شازده کوچولویم نشستم و تمامی لحظه­هایی که او را در آغوش گرفتم و با هم همسفر شدیم و از خواندن شعر و داستان و دیدن تصاویر کتاب­ها لذت بردیم، میسر نمی­شد مگر به همت، فکر و تلاش، مطالعه و طبع لطیف تمامی دست اندرکاران حوزه ادبیات کودک و نوجوان. پس برخود لازم می­دانم از تمامی تصویرگران، نویسندگان، مترجمان، ناشران و اندیشمندان این حوزه قدردانی نمایم. عزیزانی که با همت و تلاش خویش در چاپ و نشر کتاب کودک و نوجوان، شازده کوچولوی من و بسیاری از شازده کوچولوهای این مرز و بوم را با کتاب اهلی کرده­اید، دستان توانمند شما را به گرمی می­فشاریم و منتظر آثار تاثیرگذار بعدی­تان هستیم.

[۱]. شازده لقبی است که نویسنده از کودکی برای پسرش به کار برده و برگرفته از داستان معروف شازده کوچولوی اگزوپری است، از آن رو که هر کودکی در دوران کودکی خود در جستجوی جهان پیرامون خویش است.

[۲] . Brenda Clark


پاسخ بدهيد

دنبالكها

ارسال دنبالك