[corner-ad id=2]

ره‌آورد سفر لهستان (۲): مغولان، ایرانیان و لهستانیان

يادداشت — توسط در شهریور ۲۱, ۱۳۹۴ در ۲:۴۴ ب.ظ

در اوایل فوریه ۱۲۴۱، چند ده هزار جنگجو مغول در نزدیکی به ولودزیمیرز والینسکی متمرکز شده، و وارد لهستان کوچک شدند. مهاجمان شهرهای لوبلین و زاویخوست را گرفته در ۱۳ فوریه به ساندومیرز رسیدند. ارتش لهستانی تحت فرماندهی حاکم ولودزیمیرز در نبرد تورسک و شمیلنیک شکست خورد. پیروزی دوم بدان معنی بودکه راه کراکوف باز است. زمانی که اخبار تلفات لهستانی به شهر کراکوو رسید، ساکنان آن وحشتزده به سیلسیا، بوهمیا و آلمان گریختتند. روستائیان نیز در روستاها، جنگل ها، مرداب ها و جاهای دیگر پنهان شدند. مغولان احتمالا در تاریخ ۲۲ مارس ۱۲۴۱وارد شهر شدندکه دفاعی نداشت. کسانی که ساکنان که فرار نکرده بود، تصمیم گرفتتند در کلیساها مخفی شده و یا و دژ مستحکم واول پناه بگیرند. مهاجمان به مدت ده روز در شهرماندند و اقامت آنها منجر به تخریب تقریبا کامل از کراکوف شد. مغولان موفق به تصرف خود دژ واول و یا کلیسای سنت اندرو نشدند اما تنها کلیسای شهر (مریم مقدس) را تصرف کردند. در۳۱ مارس ۱۲۴۱، مغولان کراکوف را به آتش کشیدند و در روز بعد، شهر را ترک گفته به سیلیسیا رفتند. در افسانه ها هست که زمانی که مغولان به کراکوو رسیدند، شیپورچی در مناره کلیسای مریم مقدس خبر از ورود مغولان داد و همچنان شیپور مینواخت تا زمانی که صدای شیپورش قطع شد. مشخص است که سربازی مغول، صدا و رشته عمر شیپورچی را پاره کرد.
گزارشهایی مشابه و مفصلتر و دردناکتر از این یورش و تخریب را در کتابهای دوره ایلخانان و بویژه تاریخ جهانگشای عطا ملک جوینی میخوانیم. اما ما چه میکنیم و لهستانیها چه میکنند. ما تخم کینه کورکورانه مغولان را در سینه فرزندانمان میکاریم و عاقبت آن را هم نمیدانیم که میوه این درخت را که باید بخورد؟ اما لهستانیها از همین داستان دردناک جذب گردشگر میکند. ساعت ۱۱ هر روز و شب، از دریچه ای در مناره بلندتر کلیسا، شیپورچی شیپور مینوازد و بیکباره صدای خود را قطع میکند. و گردشگران از این جاذبه تاریخی بوجد می آیند و عکس و فیلم میگیرند.
ما کجا و آنها کجا.
از الان میتوان واکنش برخی هموطنان به این یادداشت را دید: حالا برای حمله مغولان شیپور هم بزنیم! یادم هست زمانی که در سال ۱۳۶۸ به گروه تاریخ دانشگاهمان پیشنهاد کردم برای هشتصدمین سال یورش مغولان همایشی برای بررسی آن واقعه بگذاریم (که در سال ۱۳۷۵ بدون من در دانشگاه شهید بهشتی برگزار شد) یکی از استادان برجسته تاریخ ایران به من گفت: حالا همین مانده برای چنگیزخان بزرگداشت هم بگیریم.

New Picture (2) New Picture

 


پاسخ بدهيد

دنبالكها

ارسال دنبالك