[corner-ad id=2]

 ترقی معکوس و حقیقت ترقی

درنگ — توسط در اردیبهشت ۶, ۱۳۹۴ در ۸:۱۰ ق.ظ

به نام خدایی که آدمی را برای همیشه به زینت عقل و خرد آراست

 روزگار غریبی است که فرهنگ و اجزاء آن جز در شرایط  کاسب مآبانه خریدار ندارد! یعنی رو آوردن به این حوزه اکثرا  وقتی افزایش می یابد که سود و نتیجه شخصی و آنی برای ما داشته  باشد و گاه ما را به  نانی برساند و گاه امتیازی و  گاه رتبه ای و…! وگرنه تحرک در ساحت فرهنگ، آنهم فقط  به نیت  پرورش و رشد اجزای آن، در نزد کثیری از فعالان این حوزه، چه “صدرنشینان” و چه “سرنشینان” محلی از اعتنا ندارد و هیچ باک و بیمی نداریم که این فرهنگ، گاهواره آرمیدن نسل های آینده وپرورش آنهاست؛ که اگر نباشد نشانی از حریت ، استقلال و خردمندی بر جای نخواهد ماند. نشستن بر شانه های فرهنگ و ساز رتبه و امتیاز زدن و دل سپردن به نام آوری از این راه، قطعا برای همیشه معدوم نخواهد شد، زیرا شوربختانه این شوره زار  راهبر و رهرو کم ندارد، راهبر ان و رهرو انی که برای بالا رفتن و در چشم خلق جلوه گری کردن، حاضرند هر چیز را به زیر بکشند، یکی هم فرهنگ! اما دل را امیدوار می توان داشت که این رسم ناحوشایند و این کاسبی بی‌برکت و این ترقی معکوس دیرنپاید و به مدد دلسوزان حقیقی فرهنگ  و آنانی که عاشقانه در این وادی قدم میزنند از رونق آن بازار کاسته و دایره غرفه ها و رتبه های اینچنینی هر روز محدود تر شود.

ناگفته نماند که در این روزگار غریب خوشبختانه و سرافرازانه ، هستند معدود آدمیانی و دلسوزانی که بی‌علت و بی‌رشوت و بی‌منت در وادی فرهنگ گام میزنند و با گرم کردن گفتگو، ریشه های درخت فرهنگ را استوار تر میکنند، و اگر امیدی به میوه ای باشد تنها باید به امید همین درختان بود که دیگران فقط به خوش نشینی و سایه نشینی عادت کرده اند!

فعالیت های رسانه ای در این حوزه حقیقتا گرفتار بیماری دردناکی است. نوشتن های تخصصی در نشریات دارای امتیاز و رتبه ابدا کار کم اهمیتی نیست اما هنگامی که افرادی در این کار “ورزیده” می شوند و به دور از هیچگونه تفسیر و تحلیل تازه تنها به تولید آنچه واجد رتبه و امتیاز است می پردازند، آسیب هایی عمیق وجدی بر جسم و جان این حوزه خواهد گذاشت.حال آنکه آنچه آب طراوت و تازه گی در  خود دارد تحلیل و تفسیرهای تازه است که دست نسل جوان را می گیرد و تصویری جدید از حال و آینده به آنها ارائه می کند. فعالان حوزه ای که با “اطلاعات” سرو کار دارند و می دانند تازه گی این رود به رونده گی آنست باید دل نگران توقف و مانده گی! آن نیز باشند و بدانند که این رونده گی بسته به آنست که هر کدام از ما کدام راه جدید و کدام مسیر تازه در پیش روی رودخانه ی اطلاعات باز می کنیم! نمیشود که همواره نیت صید داشت! گاهی نیز باید به نیت صید شدن دل به آب زد.

باری

نشریه الکترونیکی عطف، رسانه ای که به همه کتابداران ایران متعلق است، در پنجمین سال فعالیت خود همچنان سپاسگزار و وامدار اندک دلسوزانی است که فروتنانه و بی‌منت رنج دشوار نوشتن را به دوش کشیده و همواره با ارائه تحلیل و تفسیرهای نو ماندگاری و پایداری آن را موجب شده اند. این نشریه از همه کسانی که در طول این ۵ سال به قلمی یا قدمی آن را حمایت کرده اند تشکر میکند.چه آنانی که فقط یک نوشته از آنان در عطف منتشر شده و چه آنانی که عطف را خانه ی خود کرده اند. در چند ماهه اخیرازطریق نامه های الکترونیک و تلفن های متعدد دوستانی تماس گرفته و خواهان این شده اند که از موضوعاتی که عطف به آنها می پردازد باخبر باشند. حقیقت اینست که عطف کمتر به موضوعات مشترک پرداخته است و اگر هم نظر به معلوم کردن موضوع باشد دراعلام علنی آنها احتیاط میکند و اگر لازم باشد حتما اعلان عمومی نیز خواهد کرد. اما همواره برای کسانی که میخواهند بنویسند فرصت وجود دارد و آنها که باعطف در تماس هستند از چگونگی ماجرا باخبر میشوند. این نشریه مانند همیشه آماده گی دارد تا موضوعات خود را با کسانی که قصد نوشتن دارند مطرح و تحلیل وتفسیر آنان از وقایع را منتشر کند .در این میان جوانان جستجو گر و  متخصصان رها شده از بندهای امتیاز و رتبه جایگاه ویژه خواهند داشت و عطف چشم انتظار آنان خواهد ماند. ما اطمینان داریم که بازار نوشتن برای رتبه و امتیاز دیرپا نخواهد بود و شناسنامه و کارنامه هر فرد البته قابل بازیابی و داوری قرار خواهد گرفت.

به هر روی این نشریه همچنان چشم انتظار تحلیل و تفسیر های تازه از جانب کسانی است که خسته از قیل و قال رتبه و امتیاز ، نیتِ خدمت به فرهنگ و دانش را دارند. و  اگر امروز کتابداران به اندازه سهم خود برای خدمت به فرهنگ نکوشند و برای تبادل افکار و رونق دادن گفتگو حداقل در درون حوزه تلاش نکنند،قطعا فردا در  بیرون و در مصاف و مقایسه با حوزه های دیگر تواناتر و موثر تر نخواهند بود.

******

این دیدگاه  به امضای این افراد منتشر شده است:

دکتر فریبرز خسروی، دکتر ابراهیم افشار، دکتر یزدان منصوریان، دکتر محسن حاجی زین العابدینی، دکتر امیر اصنافی، داریوش علیمحمدی، علیرضا اکبری، ابراهیم عمرانی، سید جلال حیدری نژاد


برچسبها: ,

    ۲ نظر

  • علیرضا واشقانی گفت:

    با درود و سپاس
    به تمام بزرگانی که نامشان ذکر شد و دیگر بزرگان حرفه، که همواره برای ماچراغ راه بوده اند.از خدا می خواهم سایه انها را همواره برسرما نگاهدارد(چه در زمان حیات و چه بعد حیات)
    نظر جمعی و عصاره کلامی که ذکر کردید، گرچه درست است اما سئوال اینجاست: ما که درد کشیده ایم و درد را می شناسیم چه حرکت جمعی کرده ایم؟ چند نفر تا کنون سر کلاس درس دانشجویان را هشدار داده و برحذر داشته اند؟ از قدیم گفته اند یک سوزن به خودت بزن یک جوال دوز به دیگران! مثال: ۲-۳ سال پیش موضوعی را طرح کردید در خصوص نگارش پایان نامه ها و بحث و گفتگویی هم طرح شد. اما ادامه نیافت و نتیجه ای در میان ما کتابداران برجای نگذاشت. ابزاری که در دست داریم از رسانه های مجازی تا نوشتاری همه و همه فقط بیان دیدگاه است و بیان کردن دردی دوا نخواهد کرد. حتی به چالش کشاندن هم تا زمانی که نتیجه ای که بتوان در جامعه اشاعه داد و اجرایی کرد سودی نخواهد داشت.
    جان کلام اینکه هر بحثی و هر نظری طرح می شود(لااقل در میان ما کتابداران ) می باید به سرانجامی اثر گذار برسد. اطلاعات در مسیر فرهنگ قرار ندارد و همه ما بدون شک در این را کوتاهی کرده ایم.

  • مارال گفت:

    سلام. مهم این است که این صدا به هر صورت در سینه مدفون نشود و یک جا هر چند هم کوچک اثرش را بگذارد. لیکن باید در نظر داشت یک فردی که خواب است را شاید بتوان بیدار کرد اما کسی که خودش را به خواب زده خیر! کسی که خودش را به ندیدن، نشنیدن و نفهمیدن زده قطعا بزرگترین فریادها و ساده ترین راه حل ها برایش کار ساز نیست. راه خودش را میرود. مهم این است که با جریان غلط همراه نباشیم و به قول ابو سعید ابولخیر از خود شروع کنیم و منتظر دیگران نباشیم.

پاسخ بدهيد

دنبالكها

ارسال دنبالك