[corner-ad id=2]

دکتر فریبرز خسروی: پرداختن نمایشی به یک خدمت، به وظایف دیگر لطمه می زند

يادداشت — توسط در تیر ۲, ۱۳۹۳ در ۸:۱۴ ق.ظ

مقدمه از عطف:

نشریه الکترونیکی عطف در اولین گام جهت تعامل با کتابخانه ملی ایران به سراغ یکی از معضلات چند ساله اخیر این نهاد فرهنگی رفته و تلاش کرده است تا با طرح پرسش وگرفتن نظرات متخصصان  و اساتید حوزه کتابداری و اطلاع رسانی ، تصمیم سازمان و تصمیم گیران این سازمان را که دل در گرو خردجمعی،تدبیر و اعتدال دارندیاری برساند.این نشریه با عبارات و پرسش های زیر به سراغ متخصصان و اساتید رفته است:

دوره های کارشناسی ارشد و دکتری و بعضا کارشناسی  باشد  یا اینکه رویکرد دیگری برای عضویت در این سازمان باید لحاظ شود؟ . 2   تبدیل کتابخانه ملی از نهادی پژوهش محور به قرائت خانه چه ریشه ها و دلایلی میتواند داشته باشد و ریشه این خطا در کجاست؟3  هدف اصلی خدمات کتابخانه ملی باید کدام اقشار و گروه ها باشند؟4   کشورهای دیگر عمدتا پیشرفته چه راهی رفته اند و تجربه دیداری و شنیداری شما از انها چگونه است؟5. فروکاستن کتابخانه ملی به قرائت خانه چه تاثیری در هویت و شخصیت “ملی” این سازمان دارد.6.  هرگونه تحلیل و توضیحی که  میتواند این موضوع را وارسی و تصویری جدید و راه حلی ارائه دهد لطفا بیان کنید.

 

 ***************

 

سوالات عطف  اسبِ خیالِ مرا به اوائل دوره دولت معجزه قرن می برد . خوشبختانه یادداشت های آن جلسه شورای معاونان کمک می کند که این خیالگردی روشن تر رخ بنماید .  جلسه شورای معاونان تشکیل شده و یکی از  موضوعات ، تعیین ویژگی های مراجعان به کتابخانه است . علت طرح آن مساله ، برنامه ریزی و تعیین خط مشی نیست ! مسئول محترم مصاحبه فرموده اند و وعده داده اند که به زودی تعداد مراجعان چندین  برابر خواهد شد . بدیهی است که در راستای سیطره کمیت و حاکمیت فرقه عددیه این مسئول هم باید با کل همنوا شود و عدد جدیدی را بیافریند. همانگونه که در نهاد دیگری ظرف یکی دو سال میزان مطالعه ملت ایران به یکباره رشد انفجاری را از خود نشان داد . در همه آن دوران این قبض و بسط آمار با شکنجه اعداد[i] ادامه داشت .

بحث شروع می شود . جلسه تقریبا به دو گروه تقسیم می شود . گروهی که موافق نظر رئیسند و معتقدند که سریعا باید بر تعداد مراجعان افزوده شود و گروه دیگری که مخالف آنند.

گروه 1 : امکاناتی فراهم شده و حیف است که با تمام ظرفیت از آن استفاده نشود . لذا باید همه ملت ایران بتوانند از این مجموعه استفاده کنند و تعداد مراجعین کم است و باید با تدابیری بر آن افزود .

گروه 2 : علت مراجعه کم ، نا شناخته بودن ، سختی دسترسی به کتابخانه (آن زمان هنوز سرویس های مترو وجود نداشت) آماده نبودن مجموعه برای سرویس دهی است . به تدریج که سالنها آماده شوند و مجموعه آماده سرویس دهی شود بر تعداد افزوده خواهد شد .

گروه 1: حیف است تا آن موقع این کتابخانه بدون استفاده باشد باید درب ها را باز کرد. با کمک هایی که قرار است از سوی دولت به حوزه فرهنگ پرداخت شود به زودی شاهد تحرک زیادی در این زمینه خواهیم بود.

گروه 2:  این کار کتابخانه را تبدیل به یک کتابخانه عمومی خواهد کرد و در بهترین حالتش به قرائتخانه دانش اموزی و دانشجویی بدل خواهد شد  لا اقل ملاک را داشتن تحصیلات ارشد به بالا بگذارید .اهداف کتابخانه ملی  با کتابخانه های عمومی ، آموزشگاهی  و  دانشگاهی متفاوت است.

گروه 1: بله متفاوتند ولی حیف است که از این امکانات استفاده نشود . شایسته شان این کتابخانه نیست که مراجعانش کم باشند.

گروه 2: کتابخانه ملی نهادی پژوهشی است و باید امکاناتی  را فراهم آورد تا محیطی آرام و غنی از اطلاعات را برای پژوهشگران فراهم آورد . بدیهی است که هر جوینده ای اگر اطلاعاتی را در سایر کتابخانه ها نیابد می تواند به کتابخانه مادر مراجعه کند . در بعضی از کشورها برای جواز ورود به کتابخانه ملی باید اثبات کرد که اطلاعاتی که مراجعه کننده در پی آن است فقط در کتابخانه ملی  وجود دارد.

گروه 1: ما شرعا هم مجاز نیستیم این امکانات را در خدمت مردم قرار ندهیم . بودجه و انرژی زیادی صرف ساختن این بنا شده است . ما نزدیک به هزار صندلی داریم و باید این امکانات از اول صبح پر باشد. الان روزانه چهار صد ، پانصد مراجعه کننده داریم که این کم است .

گروه 2: کمی حوصله کنید به تدریج بر تعداد مراجعان افزوده می شود. ما باید کیفیت کار را بالا بریم و به وظایف قانونی خود عمل کنیم . این وظایف در چند فعالیت خلاصه می شود : حفظ میراث کتابی و غیر کتابی ملت ایران ، فراهم آوری منابع ایران شناسی و اسلام شناسی ، برنامه ریزی و هدایت کتابخانه ها و مراکز اطلاع رسانی کشور ، تولید ابزارها و استانداردهای این حوزه ،پردازش اطلاعات گرداوری شده و اطلاع رسانی به محققان و جویندگان از این اطلاعات . فربه کردن یک فعالیت موجب غفلت از دیگر فعالیت ها می شود . ما نباید ترمیم کننده ناکافی بودن و غیر استاندارد بودن سایر کتابخانه ها باشیم .

کفایت مذاکرات اعلام می شود و با پیوستن یکی از متخصصان ازگروه 2 به گروه یک ، رای غلبه می یابد و نظر رئیس تایید می شود . اصولا به این نوع جلسات هم خیلی نباید امید بست . در اغلب این جلسات به قول روانشناسان اجتماعی یا دچار” تعصب تایید” هستیم و یا مبتلا به چاپلوسی و دادن رشوه زبانی !. از جلسه که بیرون می آییم از آن همکار متخصص تغییر رای داده می پرسم که شما چرا؟ می گوید نظر رئیس بود که اجرا شود . مخالفتمان بی حاصل بود ! و با خود می اندیشم که :  لابد بر این تایید نیزمنافعی مترتب است!

القصه:  صلای عام زده می شود .دیری نمی گذرد که مرکزی که قرار است محل تجمع نخبگان و پژوهشگران باشد تبدیل به قرائت خانه پر ازدحامی می شود که پشت کنکوری ها مقاطع مختلف در آن جمعند و عده ای هم مشغول خواندن جزوات امتحانی خود هستند. بدیهی است در این هجوم و به صف ایستادن ها و دویدن ها برای گرفتن جای مناسبتر ، جایی برای برای پژوهشگر و محقق واقعی باقی نمی ماند.

بالاخره سه سال بعد (1387)رئیس سازمان در مصاحبه ای همان استدلال های گروه 2 را که با آن مخالف بود به کار می برد و اظهار می دارند:

“کتابخانه ملی محلی برای كتابخواني نيست بلكه بايد براي اين كار به كتابخانه‌هاي عمومي مراجعه شود. بنابراين براي برآورده كردن نياز محيط قرائت‌خانه‌اي مردم، به تجهيز كتابخانه‌ها نيازمنديم. اكنون روزانه 1500 نفر براي مطالعه به كتابخانه ملي مراجعه مي‌كنند، در صورتی که تعداد صندلی‌ها 1000 عدد است. بنابراين از شهرداری تقاضا شده است که در هر منظقه تهران قرائت‌خانه ایجاد کند تا كتابخانه ملي برای کار محققان و پژوهشگران آرام‌تر و بهتر باشد” .

یک سال بعد از آن مصاحبه  ، یعنی در سال 88رئیس جمهور در در بیست و دومین نمایشگاه کتاب تهران بیان می کنند :

“سرعت رشد فعاليتهاي فرهنگي در ايران بسيار بالا و افتخارآميز و افتخارآفرين است.
همين دو سه عددي كه اشاره كردند، 800-900 عنوان كتاب به بيش از 55 هزار عنوان كتاب. بگذاريد يكي دو عدد ديگر برايتان بگويم. در همين كتابخانة ملي خودمان كه آقاي اشعري زحمت آن را مي كشند، در سال1384، دويست هزار عنوان كتاب معرفي مي شد. الان نزديك به دو ميليون كتاب معرفي مي شود. حتي تعداد مراجعين- بالاخره اهل تحقيق و كساني كه دنبال پژوهشهاي برتر هستند، نوعاً به كتابخانه ملي مراجعه مي كنند- تا چند سال پيش 150 نفر در روز مراجعه مي كردند و الان معمولاً حدود 5000 نفر در روز مراجعه مي كنند كه محدوديت گذاشته اند و گفته اند شخص بايد كارشناس ارشد به بالا باشد تا بتواند مراجعه كند؛ يعني امكان پاسخگويي نيست.”

ملاحظه می فرمایید که  از بهمن 87 تا اردیبهشت  88تعداد مراجعان از 1500 به 5000 هزار صعود کرده است . این افزایش را باید از جنس معجزاتی دانست که در آن دولت با شکنجه اعداد حاصل می شد. به هر رو بالاخره بعد از گذشت سه سال اذعان می شود که مجبور شده اند در آن تصمیم تجدید نظر کنند و با گذاشتن شروطی برای عضویت  به قسمتی از نظرات متخصصان با تاخیر فاز عمل کنند . البته پس از آن که به مجموعه منابع و تجهیزات لطمات زیادی وارد شد !

همان گونه که بیان شد به نظر  می رسد بسیاری از اعداد اعلام شده در آن اظهارات در مورد کتابخانه ملی دقت لازم را نداشته و ارائه دهندگان آن به رئیس جمهورعدد سازی کرده اند .

اگر منظورِ رئیس جمهور از “معرفی کتاب ” را وجود فهرست کتاب در کتابخانه بدانیم اکنون (1393) که پنج سال نیز از آن زمان گذشته است هنوز فهرست کتابهای موجود از یک ملیون و سیصد هزار عنوان عبور نکرده است !

تعداد مراجعان به کتابخانه نیز مسلما نمی توانست ظرف یکسال بیش از سه برابر جهش کند و اصولا آمار نشان می دهد که کتابخانه ملی در پویا ترین روز بیش از 2500 مراجعه کننده  نداشته است .

و پایان کلام اینکه :

حق دانش آموزان و دانشجویان و مراجعه کنندگان عادی است که از کتابخانه های استاندارد آموزشگاهی ، دانشگاهی و عمومی برخوردار باشند . اما کتابخانه ملی نیز نمی تواند در کلان شهر تهران و یا در سطح کشور بر طرف کننده کاستی ها در حوزه های دیگر باشد . تجربه این سال ها نشان داد که پرداختن غیر اصولی و نمایشی به یک خدمت لطمات اساسی به دیگر وظایف وارد خواهد کرد. امید است به قول فردوسی بزرگ با دستگیری خرد و خردورزی و به کارگیری نظرات متخصصان و صاحبان تجربه و دانش راهکارهای بهینه تری برای عمل به وظایف ذاتی کتابخانه یافته شود.

خرد بهتر از هر چه ایزد بداد ستایش خرد را به از راه داد
خرد رهنمای و خرد دلگشای خرد دست گیرد به هر دو سرای
ازو شادمانی وزویت غمیست وزویت فزونی وزویت کمیست

 

 

[i] Torturing the data


برچسبها: , , , , , ,

    ۶ نظر

  • آدم را ياد كتاب 1984 جرج ارول مي اندازيد و تاريخي كه ظاهرا بارها و بارها بايد تكرار شود بدون يادگيري كوچكترين درسي از آن.

  • کارشناس ارشد کتابداری گفت:

    این اعداد دولت قبل هم واقعا تماشایی است . چرا اصرار داشتند حتی در تعداد مراجعین به کتابخانه هم دروغ بگویند!

  • شریف مقدم گفت:

    استادانه و زیرکانه به مساله اشاره شده.حرکات نمایشی متاسفانه نهادینه شده و اکثرا به دنبال آن هستند.واقیعیت پنهان وضعیت موجود آن است که اگر کتاب خوان ها از کتابخانه دور شوند کمتر پژوهشگری را در کتابخانه شاهد خواهیم بود،چرا که برای راهی که برای ما تعریف شده بیشتر به دنبال افزایش تعداد مقالات هستیم تا کارهای پژوهشی ناب و مورد نیاز.

  • جلال حيدري نژاد گفت:

    آقاي دكتر خسروي

    شما ما را از روندي كه شايد خيلي ها ندانند باخبر كرديد. از اينكه در جلسات شما كه همه از مديران سازمان بودند چگونه بعضي از آنها ابزار “تاييد” ميشدند! يا جايشان را عوض ميكردند (رفتن از گروه 2 به 1) براي اينكه حضرت رييس نظرش غلبه پيدا كند. در جايي هم سخن از چاپلوسي و رشوه زباني گفته ايد ولي همان مديران همواره مدير بودند و كسي آنها را از سرجاي خودشان بلند نكرد… آقاي دكتر شما كه بهتر ميدانيد شجاعت در تصميم گيري و اظهار نظر كارشناسي از مولفه هاي مديريت است و اگر مديران اين را نداشته باشند هرچه كه داشته باشند بي فايده است….نيست؟ مدير چاپلوس اصلا اسمش مدير است؟ مديري كه ابزار دست رييسش ميشود چقدر خيانت در كار ميكند؟ يك كارشناس و كارمند هم شايد چاپلوس باشد و حتي ابزار دست مديرش ولي خدمت و خيانت هركدام به چه ميزان است؟ …آقاي دكتر متاسفانه در سازمان ما ابدا به اين نكته توجه نشده است براي سالهاو همان مديراني كه بويي از شجاعت آگاهانه نبرده اند همواره مديريت كرده اند و هر كس حرف شنو تر بود بالاتر رفته است..شما خودتان درد و رنج و زخمي كه اينگونه افراد ميزنند را بيشتر لمس كرده ايد . …..گفتم شجاعت آگاهانه! …اصلا آقاي دكتر اگر كسي آگاه باشد ترسش كمتر است و اصولا اين جهل است كه ترس به همراه دارد….اگر روزي قرار باشد مسير و فرايند مديريت در اين سازمان در ده سال گذشته بررسي شود به نتايج غم انگيزي خواهيم رسيد كه متاسفانه به سرنوشت اين سازمان نيز گره خورده است. …داستان طولاني است… ايضا غم انگيز…

  • كارمندان گفت:

    مساله ای را می خواستیم با شما در میان بگذاریم تبعیض است . فکر ما این است که در سازمان روز به روز بیشتر می شود . در رفاهیات و امکاناتی که فراهم می شود یک کارمند را با ۲۰ یا بیست و پنج سال سابقه با ۲۰۰ نفری که ظرف دو سال به سازمان تحمیل شده اندو بعضی یکسال هم سابقه کار ندارند یکسان می بینند و این عدالت نیست بلکه ظلم است . این کار اگرچه ممکن است به ظاهر تبلیغ مناسبی باشد اما عملا موجب سرخوردگی نیروهای با سابقه می شود و این فکر پیش می آید که هدف بیشتر تبلیغ است تا ایجاد رفاهیات برای کارمندان .اميد داريم با تدبير و دلسوزي شما ان مشكل حل شود

    • فریبرز خسروی گفت:

      سلام
      در هفته گذشته این مساله در شورای اجرایی سازمان مطرح شد. برای ارج نهادن به پیش کسوتان طرح هایی به تصویب رسید که از طریق وب سایت داخلی اعلام خواهد شد .

پاسخ بدهيد

دنبالكها

ارسال دنبالك