[corner-ad id=2]

دکتر فریبرز خسروی: مدیران غیر متخصص توان استفاده از خرد جمعی را ندارند

دیدگاه 4, يادداشت — توسط در آذر ۹, ۱۳۹۲ در ۸:۰۶ ق.ظ


دکتر فریبرز خسروی تحصیلات خود را در مقطع فوق لیسانس مدیریت در دانشگاه تربیت مدرس آغاز کرد او در رشته کتابداری دردانشگاه تربیت مدرس نیز تحصیل کرد و در همین رشته موفق به اخذ مدرک دکترا گردید. از سال ۱۳۷۳ به دعوت سید محمد خاتمی )رییس وقت کتابخانه ملی) به کار درکتابخانه ملی مشغول شد و تا کنون با عناوین معاونت کتابخانه ملی ایران، معاونت پژوهش وفناوری و معاونت اسنادسازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران و عضو هیئت علمی کتابخانه ملی ایران فعالیت داشته‌است. وی در سال 88 از سمتش در سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران استعفا کرد. وی همچنین سالها ریاست انجمن کتابداری و اطلاع رسانی ایران را بر عهده داشته است.

آنچه در زیر می آید نظرات ایشان پیرامون پرسش هایی با موضوع “مدیریت کتابخانه ها و جایگاه اجتماعی کتابداران” است.لطفا بخوانید و نظرات خود را در انتهای مطلب منعکس کنید.

 

1.آیا شما مدیریت کتابداران  در کتابخانه ها را حق کتابداران میدانید و یا متخصصان دیگر حوزه ها نیز جواز حضور و مدیریت باید داشته باشند؟ دلایلی خود را در صورت موافق یا مخالف بودن لطفا ذکر کنید.

 

*  بستگی به اندازه سازمان  دارد . سازمانهای گسترده دارای سطوح مدیریت ارشد، مدیریت میانی و مدیریت اجرایی هستند. سازمان های کوچک چنین سطوحی را ندارند. به بیان دیگر مدیریت یک  کتابخانه عمومی با 5 یا 10 نیروی انسانی با مدیریت کتابخانه ملی و یا کتابخانه مجلس و آستان قدس متفاوت است .درمدیریت ارشد  کتابخانه های بزرگ که لزوما در سازماندهی آنها سطوح سازمانی لحاظ شده است بیش از دانش تخصصی نیاز به دانش مدیرت است . عده ای معتقدند که در این سازمانهای بزرگ  بیش از 70 درصد دانش و مهارت مدیریتی لازم است و کمتر از 30 درصد دانش تخصصی . هرچه به اجرا نزدیک می شویم به میزان دانش و مهارت تخصصی افزوده می شود و از میزان دانش و مهارت مدیریتی کاسته می شود . بدیهی است که بیشترین نیاز مدیران عملیاتی به دانش و مهارت تخصصی است شاید بالای 80  درصد .

با این توضیح پاسخ صریح شما این است که در کتابخانه های کوچک که در اصل همان لایه عملیاتی هستند ضرورتا باید فردی مدیریت را به عهده داشته باشد که کتابدار باشد . در کتابخانه های بزرگ مدیر ارشد لزوما نباید کتابدار باشند . 30 درصد دانش و تجربه کتابداری کافی است . دانش ، مهارت و توانایی مدیریتی او باید بالا باشد . البته اگر فردی پیدا شود که متخصص کتابداری باشد و دانش و مهارت و توانایی مدیریتی داشته باشد گزینه مطلوب تری خواهد بود .

توجه فرمایید که سه اصطلاح “دانش” ، “مهارت ” و ” توانایی ” آگاهانه به کار رفته است . ممکن است کسی دانش مدیریتی بالایی داشته باشد اما در عمل به  آن مهارت لازم را نداشته باشد و یا ممکن است حتی مهارت لازم را هم داشته باشد اما  توانایی اجرا نداشته باشد .

 

2.حضور افراد غیر متخصص بر صدر کتابخانه ها چه مسائل و عوارضی را برای کتابداران و به طور کلی این حوزه به دنیال خواهد داشت؟

* شوربختانه بسیاری از مدیران ارشد کتابخانه های بزرگ ، فاقد دانش ، مهارت و توانایی مدیریتی و تخصصی  باهم هستند! نتیجه این بی دانشی در حوزه مدیریت این شده است که آنان مدیرانی را  در سطوح مدیریت میانی و حتی در سطوح عملیاتی به کار می گیرند که فاقد دانش تخصصی هستند .  این کار مرجعیت تخصصی مدیران را که از ضرورتهاست زیر سوال می برد و بدنه تبعیت لازم را نخواهد داشت.

مشکل دیگر این نوع مدیریت ها تصمیم گیریهای خلق الساعه و غیر تخصصی است که بعضا نتیجه سال ها تجربه و فعالیت و هزینه  را نابود می کند.

نبود تخصص موجب پایین آمدن کارایی و بهروری می شود.  عملا بدنه سازمان برای پاسخگویی به مطالبات ! مدیریت شروع به عدد سازی می کند و مدیریت هم که فاقد دانش مدیریتی و تخصصی است به راحتی اعداد تولید شده را می پذیرد و حتی بدان مباهات هم می کند! 

 

3.آیا حضور کتابداران را جایگاه مدیریت کتابخانه ها موجب ارتقاء جایگاه اجتماعی آنان و همچنین در روند هویت یابی و تعمیق آن موثر می دانید؟

* قطعا کتابدارانی که در جایگاه مدیریتی بتوانند  عملکردی موثر و موفق داشته باشند در این روند می توانند تاثیر مثبت و بسزایی داشته باشند و بالعکس در صورت عملکرد ضعیف تاثیر منفی در این زمینه خواهند داشت . یکی از روسای دانشگاه  می گفت گروه کتابداری دانشگاه ما گروه بسته ای است که حتی رئیس گروه اعضای گروه خود را قبول ندارد. او نتوانسته بود حتی تصویری سطحی را از رشته را در ذهن رئیس دانشگاه پدید آورد .

 

4.هر نکته و یا مورد خاصی که میتواند به این موضواعت مرتبط بوده و موجب روشنگری اذهان میشود بیان کنید.

 

* یکی از مشکلات اصلی مدیرانی که دانش و مهارت  مدیریتی و تخصصی لازم را ندارند این است که آنان توانایی و هنر استفاده از خرد جمعی و دانش سازمانی را ندارند . معمولا افرادی مورد مشورت قرار می گیرند که تخصص لازم را ندارند و اگر تخصص هم دارند جزء آن گروهند که کارشان بله قربان گفتن و تایید منویات رئیس است و مجیز گویی و چاپلوسی . عملکرد این مجموعه نامیمون باعث می شود که رئیس منتصبی که ابتدا چیزی از موضوع تخصصی نمی دانست  آهسته آهسته احساس ” خود متخصص بینی” کند . حتی ممکن است کار به جایی برسد که از خود نظریه هم صادر بفرمایند .

 


    ۱۱ نظر

  • م. الف گفت:

    جانا سخن از زبان ما می گویی.

  • محمدرضا كياني گفت:

    با سلام
    اين جمله بسيار باعث تعجب است “درمدیریت ارشد کتابخانه های بزرگ که لزوما در سازماندهی آنها سطوح سازمانی لحاظ شده است بیش از دانش تخصصی نیاز به دانش مدیرت است . عده ای معتقدند که در این سازمانهای بزرگ بیش از ۷۰ درصد دانش و مهارت مدیریتی لازم است و کمتر از ۳۰ درصد دانش تخصصی”.
    مديري كه وظيفه اصلي او برنامه ريزي، سازماندهي، كنترل و هدايت است، چه چيزي را مي خواهد برنامه ريزي، كنترل و هدايت كند؟ اين محتوا نيارمند دانش تخصصي است كه البته با دانش مديريت كامل مي شود. چه كسي گفته كه يك متخصص نمي تواند در سازمان بزرگ تخصصي مدير باشد. اين نظريه افرادي است كه بدون دانش تخصصي سال ها بر جايگاه هاي مديريتي تخصصي تكيه زده اند. همين رويه در دانشگاه ما هم با همين استدلال دنبال مي شد تا وقتي كه يك مدير تخصصي (دكتر نوكاريزي)در جايگاه خود نشان داد كه بين مدير متخصص و غير متخصص تفاوت از زمين تا آسمان است.
    موفق باشيد
    كياني
    استاديار دانشگاه بيرجند

    • عبدالحسین فرج پهلو گفت:

      همکار گرامی جناب آقای کیانی
      نکته ای که جنابعالی روی آن انگشت گذاشته اید باید قدری با تأمل بیشتر به آن توجه کرد. فرمایش شما در صورتی که مدیر از هیج تخصص و یا اطلاعات تخصصی در انجام وظایفش استفاده نکند کاملا درست است؛ اما آن 30 درصدی که به آن اشاره شده، برای همین است. البته شاید بتوان گفت این نسبت 30 به 70 چندان درست نباشد، یا لااقل در جامعه ما درست نباشد، اما من هم فکر می کنم در سطوح بالای مدیریتی که سازمان باید در سطح کلان هدایت شود و رابطه بین سازمان با دستگاه مادر و دستگاه های دیگر برقرار باشد، «مدیر» بودن فرد می چربد بر «کتابدار» بودنش. کمبود دستمایه تخصص کتابداری مدیر را معاونین و مشاورینی که دارای تخصص کتابداری و علم اطلاعات هستند می توانند پر کنند.
      فرج پهلو

    • فريبرز خسروي گفت:

      جناب آقای کیانی
      سلام
      از اظهار نظرتان سپاسگزارم .آن چه در این یادداشت بیان شده است این است که در راس سازمان های بزرگ بیش از تخصص به مدیریت نیاز است و هرچه به اجرا نزدیک می شویم این نیاز برعکس می شود . در اندیشه حضرتعالی این تفکر ” نظریه افرادی است که بدون دانش تخصصی سال ها بر جایگاه های مدیریتی تخصصی تکیه زده اند”.
      همکار گرامی :
      اولا: این نظر برخاسته از دانش اداره سازمانها و مدیریت است و فقط در مورد کتابخانه ها ابداع نشده است که ما را برآشوباند و یا نگرانمان کند! .
      ثانیا: خود اذعان کرده اید : “وظیفه اصلی یک مدیر برنامه ریزی، سازماندهی، کنترل و هدایت است” خوب همین ها دقیقا قسمستی کارکردهای مدیری است که باید دانش ، مهارت و توانایی مدیریت را به اضافه درصدی از دانش تخصصی را برای اداره سازمانهای بزرگ دارا باشد. البته هرچه سازمان کوچک تر شود و به عملیات نزدیک تر شود به تخصص در موضوع فعالیت سازمان بیشتر نیاز است تا (دانش ، مهارت و توانایی) مدیریت . بر این اساس کتابخانه هایی که مثلا جهل پنجاه کارمند دارند بهتر است در راسشان کتابداری باشد که از مدیریت هم بهره لازم را دارا باشد.متذکر می شوم که بیش از 90 درصد کتابخانه های کشور حتی بعضی کتابخانه های مرکزی دانشگاه ها نیز سازمان بزرگ محسوب نمی شوند.

      و در انتها : در کجا نوشته ایم که یک متخصص علم اطلاعات و دانش شناسی نمی تواند در راس کتابخانه های بزرگ قرار گیرد .قطعا متخصص کتابداری که ” دانش ، مهارت . توانایی” مدیریت را هم دارا باشد بر دیگران ارجح خواهد بود که طاهرا همین مفهوم هم در متن آمده است .
      البته مشکل اصلی در این است که در اغلب گزینش ها بحمد لله مدیران انتصابی از هر دو هنر بی بهره بوده اند . یعنی نه کتابدار بوده اند و نه مدیر ! لذا حاصل کارشان نیز همه ما را به فریاد آورده است !

  • جلال حیدری نژاد گفت:

    آقای دکتر خسروی
    همان سی درصدی که مدیران ارشد به زعم شما نیاز به تخصص کتابداری دارند کجاست؟ من البته روی این اعداد و ارقام و دسته بندی انتقاد دارم اما سوال مشخص من ایسنت که همان سی درصد کجاست؟؟ مثلا آقای بجنوردی که شما با او کار کردید 30درصد تخصص کتابداری داشت؟؟علی اکبر اشعری چه؟ ایشان چند درصد داشت؟…اصلا سی درصد از یک تخصص یعنی چه؟ این بحث و مقوله البته باید در جاهای دیگر و به شیوه ها دیگر پیگری شود

  • كياني گفت:

    جناب آقاي خسروي
    من هم از پاسخ حضرتعالي بسيار متشكرم. مخصوصا پاراگراف آخر نظرتان بسيار جالب بود.”در اغلب گزینش ها بحمد لله مدیران انتصابی از هر دو هنر بی بهره بوده اند . یعنی نه کتابدار بوده اند و نه مدیر ! لذا حاصل کارشان نیز همه ما را به فریاد آورده است !”. البته من هم به داشتن هردو دانش مديريتي و تخصصي اذعان دارم ولي بحث در مورد اولويت و ميزان هركدام است.
    …، من و شما كه در حوزه تخصصي هستيم بايد عوارض اظهارنظرهايمان را درست تر ارزيابي كنيم و باور توانايي مديريت را از نسل جديد نگيريم تا نتيجه مانند ماحصل نسل ما نشود.
    از نظر علمي هم كه به قضيه بنگريم تفاوت نظر حضرتعالي با نظرات صاحب نظران ديگر (دكتر فتاحي، مهراد و حريري) آشكار است.
    هميشه پاينده باشيد
    محمدرضا كياني

  • فريبرز خسروي گفت:

    همکار گرامی جناب آقای کیانی
    اظهار نظر شخصی نکرده ام . نگاه علم مدیریت را در اداره سازمان های بزرگ بیان داشته ام . اصلا هم نگران تفاوت دیدگاه بیان شده با سایر استادان محترم نیستم ! اگر قرار بود همگی یک حرف را بزنیم دیگر نظر خواهی معنا نداشت. مهم این است که بی تعجیل و شعارگرایی آراء گوناگون شنیده شود و از میان آنها بهترینها گزینش شوند.

  • محمدي گفت:

    فرموده‌اند:
    «یکی از مشکلات اصلی مدیرانی که دانش و مهارت مدیریتی و تخصصی لازم را ندارند این است که آنان توانایی و هنر استفاده از خرد جمعی و دانش سازمانی را ندارند.»
    اين سخن حقي است
    اما خواهش مي کنم به اين پرسش پاسخ دهند که چگونه چشم بسته و بدون کسب آگاهي لازم، در رثاي عزل مديريت سابق پژوهشگاه علوم و فناوري اطلاعات مطلبي که شايسته قلم ايشان نبود، نوشته‌اند؟
    آيا مطمئن بودند که مدير سابق اين پژوهشگاه از «خرد جمعی و دانش سازمانی» استفاده مي کردند؟
    من سراسر مطلب ايشان را مي ستايم و باور دارم اما خوب است در مورد مصاديق آن دچار اشتباه نشويم. اگر چنين شد، اعتبار کاذب نامديران، سرمايه آنان براي اشغال پست‌هاي ديگر نمي شود. اگر ما از نامديران حمايت کنيم، آيا حق داريم در همان حال از نابساماني اوضاع گله‌مند باشيم؟
    با آزروي شادکامي براي شما

  • فريبرز خسروي گفت:

    سلام
    در یادداشت “تودیعی غریب “. سلبا و ایجابا هیچ نکته ای در کم و کیف مدیریت پژوهشگاه گفته نشده است . توضیح کاملی در قسمت نظرات همان پست داده ام . به آن مراجعه فرمایید .

  • جمشید عبایی گفت:

    جناب آقا یا خانم محمدی
    جوجه ها را آخر پائیز خواهند شمرد. بالاخره روزی خواهند فهمید که تاثیر مدیر قبلی پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات بر فناوری اطلاعات ایران چه بوده است و چگونه از خرد جمعی استفاده کرده است. من شخصا احساس می کنم که خیلی خوب از فناوری در کارها استفاده شده است. و حالا باید دید دوستان ریاست قدیم که دوباره و به کمک ایشان به صحنه آمده اند چه چیزهایی اضافه خواهند کرد. برای اینها هم آرزوی موفقیت می کنیم.

  • کارشناس ارشد علم اطلاعات و دانش شناسی و شاگرد کوچک جناب آقای دکتر خسروی گفت:

    جناب آقای دکتر خسروی سلام و خسته نباشید طبق معمول کثل کلاسهایتان نظرات شما عالی و حرفهایتان جالب و همیشه تازگی دارد اما به عنوان کسی که چندین سالیست در کتابخانه ملی حضور دارم تاثیر وحشتناک مدیریت غیر متخصصان را دیدم افرادی که هیچ ارزشی نه برای کتابدار و نه برای علم قائل نیستند و تنها به یک سری مسائل حاشیه ای می پردازند به طوریکه حتی به بهانه ایام محرم تبریک هفته کتاب و روز کتابدار هم یادشان می رود چه برسد به تقدیر از آنان من احساس می کنم کمی باید در میزان درصد ها تجدید نظر کنید
    یاحق

پاسخ بدهيد

دنبالكها

ارسال دنبالك