ترجمه و دوره های ترجمه در ادبیات کودکان و نوجوانان ایران

مقاله — توسط در شهریور ۱۳, ۱۳۹۲ در ۹:۵۷ ق.ظ

این مطلب با همکاری نوشين قاسمي1 و  دكترمهردخت وزيرپور كشميري 2 به رشته تحریر درآمده است.

مقدمه

حاصل انديشه ها، تفكرات، تلاش ها ، تجربيات و جستجوهاي هر قوم و ملتي در طول تاريخ ، اطلاعات نهفته در كتب نوشته شده به زبان آن قوم و ملت است وديگر اقوام و ملل با برگرداندن و ترجمه اين كتب، اطلاعات مورد نيازشان را كسب كرده و مي كنند.

بدين سان بخشي از مجموعه هاي كتابخانه هاي جهان را كتابهاي ترجمه شده از زبانهاي مختلف نشكيل مي دهند.ترجمه متن هاي ادبي در ايران، پيشينه اي كهن دارد و ايرانيان از نخستين مردماني بوده اند كه ترجمه از ديگر زبانها را آموخته اند.تبارهايي كه در فلات ايران مي زيستند به زبان گوناگون سخن مي گفتند از اين رو گروهي از آنها همواره ديگر زبانها را مي آموختند و به كار ترجمه مي پرداختند.[1]

از روزگاران كهن،‌خنياگران وگوسان هاي دوره گرد كه دنيا را خانه خود مي دانستند و شهر به شهر و كشور به كشور سفر مي كردند ، ناگزير زبان تبارهاي گوناگون را فرا مي گرفتند و افسانه ها را از زباني به ربان ديگر بر مي گرداندند. جدا از اين قصه گويان حرفه اي،بازرگانان،جهانگردان و اسيران نيز كه از سرزميني به سرزمين ديگر مي رفتند، بر روند ترجمه تاثير داشتند.(محمدي،قاييني،1380،ص433).

اطلاعاتي كه در نخستين منابع ترجمه شده در كشورمان داريم ، به دوره هخامنشي بر ميگردد كه زبانهاي بابلي، پارسي، عيلامي و يوناني در كشور رايج بوده  و مردم بدان زبانها در نواحي مختلف كشور صحبت مي كردند، اما شاهان هخامنشي دستورات و فرامين خود را به زبانهاي آرامي بر روي پوست و پاپيروس نگاشتند و در مناطق مختلف كشور مترجمان آنها را به زبان مردم آن نواحي ترجمه مي كردند.(قرشي به نقل از شاه حسنيي1385،ص34).

ضرورت ارتباط انديشه ها و فرهنگها،‌نياز به يادگيري وآگاهي و ساير نيازهاي بشر به همديگر پديده ترجمه را اجتناب ناپذير كرده است . تاريخ ترجمه تاريخي به قدمت زبانهاي بشري است كه ابتدا با ترجمه شفاهي شروع مي شود .از زماني كه انسانها به دليل اختلاف زبانها ديگر نتوانستند حرف همديگر را بفهمند بشر ناگزير به ترجمه شد.

ترجمه به عنوان پديده اي است كه بر پايه آن حاصل دانش و انديشه ،‌تلاش و تجربه و دست يافته هاي قوي (بازبان خاص) به قومي ديگر با زبان ديگر منتقل مي شود .(قرشي ، 1385 ،ص4)

ترجمه يكي از راههاي ايجاد شناخت و ارتباط ميان كودكان جهان است ،‌ترجمه كتابهاي مناسب و باارزش ملل مختلف موجب مي شود تا از اين طريق كودكان با فرهنگ يكديگر آشنا شده و با مطالعه تاريخ ،‌آداب و رسوم و نحوه زندگي ، مسائل و مشكلات و مبارزات و تلاشهاي ملتها ،‌خود را بهتر بشناسند.

رسوخ فرهنگ غرب در جامعه ايران ،‌بيش از هر عامل ديگر از راه ترجمه متن ها در حوزه هاي گوناگون فكروانديشه انجام پذيرفته است. به زبان ديگر ،‌ايرانيان همچون همه مردم در كشورهاي درحال توسعه ، تنها از راه ترجمان فكر و انديشه غربي ها راه دشوار ونوگرايي را پيش برده اند.

اين پديده سبب شد كه ترجمه به عنوان پيشه اي پراهميت شكل بگيرد و همواره گروهي از مردم از اين راه به پراكندن فرهنگ و دانش نو بپردازند.(محمدي و قاييني،1382،ص520).

ترجمه كتاب كودكان  در ايران به طور شاخص از سالهاي بعد از 1300ه.ش قابل پيگيري است .(حجازي،1381،ص184). واز اين سال به بعد آثار خواندني كودك و نوجوان افزايش يافت   ونهضت ترجمه  تا به امروز ادامه دارد.

ادبيات كودك نقش بنيادين و سازنده اي در تكوين بخشي از ميراث و هويت فرهنگي و ادبي هر جامعه دارد. ادبيات كودك و نوجوان هنگامي پديد آمد كه بزرگسالان متوجه شدند كودكان و نوجوانان به سبب گنجايش هاي شناختي و ويژگي هاي رشدي خود آمادگي پذيرش متن هاي سنگين را ندارند و به متن هايي نياز دارند كه پاسخگوي رشد آنها باشد. جداي از تلاش نويسندگان و پژوهشگران در خلق و گردآوري آثار داستاني در زمينه كودكان و نوجوانان ، مساله مهم ديگري نيز در روند تحول ادبيات كودكان نقش بسزايي داشت ،اين مساله پديده جديدي بودكه به صورت ترجمه آثار خارجي براي غني‌تر كردن كتابهاي مربوط به كودكان اتفاق افتاد. كتابهاي ترجمه شده باعث مي شوند كنجكاويهاي كودكان در زمينه هاي مختلف ارضا شده ، به پرسشهاي آنها پاسخهاي مناسبتري داده شود و با فرهنگهاي سرزمينهاي مختلف آشنا شوند.

كودك  دهكده جهاني مك لوهان كه مسلسل وار مي پرسد و از اين پرسش ها خسته نمي شود، به منبعي نياز دارد كه جواب سئوال هايش را با زبان خودش بدهد.

از ميان منابع ديداري و شنيداري و نوشتاري موجود، كتاب به عنوان يك رسانه ارتباطي ديرپا بخش عظيمي از اطلاعات مورد نياز كودك را دربردارد و قسمتي از اطلاعات از راه ترجمه ادبيات كودكان جهان در اختيارش قرار دارد.

حجم بزرگي از ادبيات كودكان را آثار ترجمه شده داستاني تشكيل مي دهد پژوهشگر بر آن شدتا تاريخچه ترجمه در جهان و ايران و  ترجمه و دوره هاي ترجمه در ادبيات كودكان و نوجوانان ايران را مورد بررسي قرار داده  و در آخر نيز نگاهي به ترجمه  بيست ساله كتابهاي كودك و نوجوان (سال44-64) و تعداد كتابهاي ترجمه شده ادبيات كودكان (داستان) را دهه اخبر  با استفاده از گزارشهاي شورا  داشته باشد .

ترجمه

ضرورت ارتباط انديشه ها و فرهنگها،‌نياز به يادگيري وآگاهي و ساير نيازهاي بشر به همديگر پديده ترجمه را اجتناب ناپذير كرده است . تاريخ ترجمه تاريخي به قدمت زبانهاي بشري است كه ابتدا با ترجمه شفاهي شروع مي شود .از زماني كه انسانها به دليل اختلاف زبانها ديگر نتوانستند حرف همديگر را بفهمند بشر ناگزير به ترجمه شد.

ترجمه به عنوان پديده اي است كه بر پايه آن حاصل دانش و انديشه ،‌تلاش و تجربه و دست يافته هاي قوي (بازبان خاص) به قومي ديگر با زبان ديگر منتقل مي شود .(قرشي ، 1385 ،ص4)

 اما در تعريف ترجمه، نيومارك[2]، مي گويد: ((ترجمه عبارت است انتقال معناي متني از زباني به زباني ديگر براي مخاطبي ديگر و به دقيق ترين و دلنشين ترين وجه ممكن)). (همو،ص74).

با توجه به اهميت و نقش ترجمه در ارتباطات بشري، تاريخ شناسي آن دوران تا امروز اهميت خاصي دارد. لذا در ادامه به طور بسيار مختصر تاريخچه از روزگار كهن تا به امروز آمده است .

تاريخچه ترجمه

1. ترجمه در دوران باستان

 اولين  نشانه هاي ترجمه در حدود 3000 سال قبل از ميلاد ،‌از مناطق آسور ، بين النهرين و مصر (196 ق م) به دست آمده است از هزاره دوم قبل از ميلاد ، ترجمه هاي ناقصي از افسانه سومري گيلگمش به چهار يا پنج زيان آسيايي پيدا شده است .

از دوران باستان اطلاعات خيلي دقيقي در دسترس نيست اما ذكر اين نكته ضروري است كه از دوران روم باستان تا به امروز، اروپا سهم مهمي درترجمه داشته است. (همو،ص 5-4).

2. ترجمه در روم

روميها ابتدا در ترجمه روش يونانيان را در پيش گرفتند .اما به ترجمه ادامه ندادند چرا كه خيلي زود زبان لاتين را بر جهان دانش تحميل كردند. اما با استيلاي روم بر جهان غرب و لزوم ارتباط بين ملل ، بعضي نوشته ها به زبانهاي مختلف ترجمه شد و فنون ترجمه گسترش يافت.

دوران مهم ترجمه ادبي در روم از قرن اول پبش از ميلاد شروع ميشود و تا نيمه قرن اول بعد از ميلاد ادامه مي يابد .عصر طلايي روم شرايطي در علم و ادب به وجود آورد كه تا قرن بيستم ادامه يافت . (همو،ص6-5).

3.ترجمه در قرون وسطي

مي توان گفت از قرن ششم تا شانزدهم ميلادي تبادل ترجمه بين شرق و غرب ادامه يافت. اما پس از گسترش اسلام و تسلط مسلمانان بر بخشهايي از اسپانيا ،‌موجبات رشد تمدن در اسپانيا فراهم شد. مراكز مهم ترجمه مدارس اسلامي شهرهاي سويل ،‌تولدو[3] و كردوا[4] بودند در اين مدارس متون فلسفي و علمي از زبان يوناني به عربي ترجمه شد.

اما از قرن دهم تا دوازدهم ميلادي ،‌اين مراكز به ويژه “تولدو” ميزبان تعدادي از فلاسفه مسيحي بود كه متون عربي را به لاتين ترجمه كردند و به يونان غربي برگرداندند. اما كوشش هاي بعدي در ترجمه معطوف به ترجمه آثار ارسطو از يوناني شد تا از پيوستگي به عربي كاسته شود.

 مي توان گفت سده سيزدهم عصر طلايي ترجمه از عربي به عبري است .(همو،ص6-11).

4. ترجمه در دوره رنسانس

اصطلاح رنسانس به دوره زماني قرنهاي 14 تا 16 ميلادي گفته مي شود. رنسانس بازگشتي آگاهانه به هنر و ادب بود كه در قرن 16 ميلادي به اوج شگفتي رسيد. تحولات فرهنگي نخست از ايتاليا شروع و سپس به ساير نقاط ديگر اروپا گسترش يافت.در قرن 14 با فشار تركها بر امپراطوري روم شرقي ، دانشمندان يوناني به غرب مهاجرت كردند و در آنجا به تاسيس مدارس پرداختند و موجب شدند كه افراد تحصيل كرده، ترجمه را به عنوان مهارت ضروري بياموزند. تا سال 1600 ميلادي تمام كارهاي مهم يوناني در زمينه علم و فلسفه به لاتين ترجمه شدند.

 در اين قرن كوششهاي فراواني در ترجمه آثار مذهبي به ويژه انجيل به عمل آمد. (همو،ص12-14).

5.ترجمه درسده هفدهم و هجدهم

در طي قرون هفده و هجده ميلادي ترجمه ادبي تحت تاثير روشهاي ترجمه فرانسوي قرار داشت  .در انگلستان و فرانسه،‌انجمن سلطنتي و فرهنگستانها و ساير مراكزي كه محل اجتماع دانش آموختگان بود ،‌تاثير فراواني در رشد ترجمه داشتند. از اواخر قرن هفدهم بود كه مترجمان سعي كردند ترجمه هاي مستند و و دقيقي از متن ارائه نمايند.اماروشهاي جديد ترجمه از قرن هجدهم به عنوان روش معيار به كار رفت .(همو،ص15).

6.ترجمه در سده نوزدهم

در قرن نوزدهم معيارهاي جديدي از نظر سبك و صحت متن ترجمه مطرح شد  به منظور صحت متن مورد ترجمه، تمام متن بجز موارد غير اخلاقي ترجمه مي شد و براي درك مطلب پانوشت ها و توضيحاتي به متن اضافه مي گرديد. البته سبك ترجمه در اين دوره به گونه اي  بود كه بيشتر مطالب ترجمه شده، امروزه غير قابل خواندن است،‌چون مترجمان سعي مي كردند به خواننده يادآوري كنند كه او متني كلاسيك را در زباني خارجي و در عصر ديگري مي خواند . اما با ظهور مكتب رمانتيسم  در ادبيات اروپا ،‌ترجمه رواج  بيشتري كرد.هردر[5]  (1744-1830) پيشتاز اين حركت بود.

همه كشورها تحت تاثير حركتهاي ادبي بودند .درقرن نوزدهم،‌نوعي ترجمه آزاد وجود داشت كه پديده ترجمه را به ترجمه در قرن بيستم پيوند مي زند . در اين دوره ترجمه هاي زيادي به زبانهاي مختلف اروپايي منتشر شد.

نيومارك (1981) در خصوص ترجمه در قرن نوزدهم چنين مي گويد:

«تا قرن نوزدهم ترجمه ادبي ،‌علمي آكادميك و واژه شناختي بود كه تجديد طلبان فرهنگي سعي داشتند از طريق آن ادبيات را نجات دهند. اما در قرن نوزدهم رويكردي علمي تر به ترجمه معطوف گشت . اين رويكرد اين بود كه بعضي متون ديگر را نبايد ترجمه كرد يا اصلا نمي توان ترجمه كرد.»

(همو،ص20).

7 .ترجمه در قرن بيستم

در آغاز قرن بيستم نياز مبرم به ترجمه جديد به جاي ترجمه هاي قديمي احساس مي شد و حركتهاي مختلفي در ترجمه به وجود آمد .در آغاز اين قرن ،‌ترجمه ادبي ،‌همان سنت گدشته را دنبال كرد . روشهاي ترجمه در قرن نوزدهم در نيمه اول قرن بيستم گسترش يافت، به طور مثال آثار پروست  توسط اسكات مونگريف به انگليسي ترجمه شد .

در آغاز قرن بيستم بعضي افراد در مقابل سنت واكنش نشان دادند و اين عمل توسط سمبليست ها ادامه يافت .و با حضور سمبليست ها سنتها در ادبيات و ترجمه به شكست انجاميد. در همين اثنا تغييرات در نظام تعليم و تربيت موجب شد كه ترجمه از زبانهاي كلاسيك صورتهاي متفاوتي پيدا كند.  به علاوه به منظور سرگرمي و كمك به دانشجويان از متون ترجمه شده استفاده ميشد كه موجبات رشد

آن را فراهم آورد. ادبيات و داستانهاي عامه پسند و كارگاهي و دوبله فيلم از عوامل رشد ترجمه  دراين قرن بودند.

ترجمه در اروپاي شرقي نيز بسيار تاثيرگذار بود و كشورهاي كوچكتر اروپايي براي رشد ادبياتشان و يافتن مخاطبان بيشتر از ترجمه بهره بردند.در كشورهاي دو زبانه تلاش شد كه براي انسجام و همبستگي ملي ترجمه ادبي را پرورش دهند .(همو،ص20-24).

8.ترجمه در ايران

مقدمه:

حاصل انديشه ها، تفكرات، تلاش ها ، تجربيات و جستجوهاي هر قوم و ملتي در طول تاريخ ، اطلاعات نهفته در كتب نوشته شده به زبان آن قوم و ملت است وديگر اقوام و ملل با برگرداندن و ترجمه اين كتب، اطلاعات مورد نيازشان را كسب كرده و مي كنند.

بدين سان بخشي از مجموعه هاي كتابخانه هاي جهان را كتابهاي ترجمه شده از زبانهاي مختلف نشكيل مي دهند.

ترجمه متن هاي ادبي در ايران، پيشينه اي كهن دارد و ايرانيان از نخستين مردماني بوده اند كه ترجمه از زبان ديگران را آموخته اند.تبارهايي كه در فلات ايران مي زيستند به زبان گوناگون سخن مي گفتند از اين رو گروهي از آنها همواره زبان ديگران را مي آموختند و به كار ترجمه مي پرداختند. .از روزگاران كهن،‌خنياگران وگوسان هاي دوره گرد كه دنيا را خانه خود مي دانستند و شهر به شهر و كشور به كشور سفر مي كردند ، ناگزير زبان تبارهاي گوناگون را فرا مي گرفتند و افسانه ها را از زباني به ربان ديگر بر مي گرداندند. جدا از اين قصه گويان حرفه اي،بازرگانان،جهانگردان و اسيران نيز كه از سرزميني به سرزمين ديگر مي رفتند، بر روند ترجمه تاثير داشتند.(محمدي،قاييني،1380،ص433).

اطلاعاتي كه در نخستين منابع ترجمه شده در كشورمان داريم ، به دوره هخامنشي بر ميگردد كه زبانهاي بابلي، پارسي، عيلامي و يوناني در كشور رايج بوده  و مردم بدان زبانها در نواحي مختلف كشور صحبت مي كردند، اما شاهان هخامنشي دستورات و فرامين خود را به زبانهاي آرامي بر روي پاپيروس نگاشتند و در مناطق مختلف كشور مترجمان آنها را به زبان مردم آن نواحي ترجمه مي كردند.(قرشي به نقل از شاه حسنيي1385،ص34).

ترجمه متون ادبي در ايران ، دو دوران جداگانه پيش و پس از اسلام را در بر ميگيرد :

دوره پيش از اسلام:

دوران نخست  از روزگاران دور آغاز مي شود و تا پايان دوران ساسانيان ادامه مي يابد.(محمدي،قاييني،1380،ص433).

شاهان ساساني به علم و دانش التفات داشتند و بدين جهت اقدام به تاسيس دانشگاه و بيمارستان جندي شاپور كردند كه داراي كتابخانه بزرگي بود در اين دوره آثار مختلف در حوزه ادبيات، تدوين و ارائه گرديدند. ادبيات تاريخي وضع بسيار خوبي داشت. كتابهاي آموزنده در آيين كشورداري نيز منتشر مي شد كه نوع ادبي خاصي را به وجود آورده بود. .(قرشي،1385،ص35-36).

برزويه طبيب كه رييس اطبا شاهي بود به دستور انوشيروان به هندوستان رفت و كتابهاي كليگگ و دمنگ ، ماديگان چترنگ ، افسانه هاي بيدپاي و … را به ايران آورد و به پهلوي ترجمه كرد. (قرشي يه نقل از راوندي،1385،ص35).

كليله و دمنه كه در زبان ساسانيان از سانسكريت به پهلوي برگردانده شد از كهن ترين سندهاي ادبي ترجمه ادبيات كودكان به شمار مي آيد . گمان مي رود منبع اصلي اين كتاب” پنجه تنتره “كه تا امروز بر جاي مانده در زمان انوشيروان ترجمه شده باشد اين كتاب را برويه طبيب از پراكريت به پهلوي برگرداند و از منابع ديگر هندي داستان هايي را به آنها افزود. كليله و دمنه را ابن مقفع در دوره اسلامي به عربي برگرداند و در سده ششم هجري ابوالمعالي نصرالله منشي ، برگردان عربي ابن مقفع را به فارسي برگرداند.(محمدي،قاييني،1380،ص434). اين كتاب به خاطر شخصيتهاي حيواني و پند آموز بودن  مورد توجه كودكان بود ، حال آنكه كتابي نبود كه براي كودكان نوشته شده باشد.(حجازي،1381،ص184).

هزارو يكشب از ديگر آثار برجسته اي است كه درباره روند ترجمه آن اسنادي به دست آمده است .

دكترپرويز ناتل خانلري در اين باره مي گويد : رغبت و احتياج عموم به افسانه ها و داستانها موجب تشويق مترجمان مي شد. از ميان روايات و داستانهاي نخستين كه به فارسي ترجمه شده است ترجمه هزارو يكشب را بايد نام برد.اين كتاب كه اصلا از آثارادبي پيش از اسلام است و در دوره اسلامي با تصرفاتي به عربي نقل شده است تا دوران سلطنت قاجاريه بفارسي ترجمه نشده و اگر شده بود رواج و شهرتي نداشت. (همانجا)

بسياري از كتب فلاسفه يونان در زمان ساسانيان از سرياني به پهلوي ترجمه گرديد كه مي توان به منطق ارسطو ترجمه پولوس پرسا و كتب افلاطون اشاره كرد كه در دانشگاه جندي شاپور نيز تدريس مي شدند.(قرشي يه نقل از راوندي،1385،ص36).

دوره پس از اسلام:

 دوران دوم كه پس از اسلام آغاز شد، به چند دوره پي در پي بخش ميشود و تا به امروز مي رسد .

در دوره نخست آثار بسياري از زبان عربي به فارسي ترجمه شد .

حكايتها و افسانه هاي ايراني و آثار ترجمه شده از زبان هايي همچون هندي و يوناني به عربي برگردانده شدند و بار ديگر به فارسي درآمدند اين حركت را مي توان رفت و برگشت متون ميان گستره و فرهنگ ايراني و ديگر فرهنگها ناميد.

در دوره دوم ترجمه متون در دوران اسلامي ،‌عصر بيداري و نوگرايي فرهنگي ايرانيان را در بر مي گيرد. (محمدي،قاييني،1380،ص434).

پس از اسلام با تاكيدي كه قرآن و ائمه به فراگيري علم ودانش داشتند سبب شد كه مسلمانان به فراگيري علوم مختلف همت گمارند و به ترجمه بسياري از كتب خارجي خصوصا فلسفه بپردازند.

(زرين كوب،1355،ص436)

 پس از غلبه اعراب مسلمان بر ايران ، زبان عربي جايگاه خاصي پيدا كرد و بسياري از اهل قلم در ايران به اين زبان مي نوشتند .ذكر اين نكته لازم است كه در قرون اوليه نثر عربي ابتدا ساده بود و با تلاش دانشمندان ايران به اوج كمال رسيد و بسياري از دانشمندان از جمله ابوحنيفه آثار خود را به زبان عربي نگاشتند.(قرشي،1385،ص43)

پديده ترجمه از زمان امويان مسير رشد را آغاز كرد و در زمان عباسيان از عهد منصور تا مامون به كمال رسيد .از اقدامات مهم مامون تاسيس كتابخانه بزرگي بود كه به بيت الحكمه معروف است كه مي توان آن را نخستين كتابخانه عمومي يا نيمه عمومي و دانشگاهي در تاريخ اسلام دانست . كه محل تجمع بزرگان و دانشمندان و مترجمان بود و مترجمان برجسته اي در آنجا به امر ترجمه مشغول بودند. كه مي توان از حنين به اسحاق و جيش بن الحسن و … نام برد (همو،ص44).

حنين بن اسحاق العبادي كه  از مترجمان چيره دست  دوره اسلامي است كه به زبانهاي يوناني و سرياني و عربي مسلط بوده و كتابهاي فراواني را به زبان عربي ترجمه كرده است .و اسحاق بن حنين و…. . از ميان آثار حنين رساله اي است كه علي بن يحيي نوشته و در آن آثار جالينوس را كه به زبان سرياني و عربي ترجمه شده ياد كرده است .(محقق،ص153).

 نقل و ترجمه مطالب كتابهاي گرد آمده به زبان عربي از اساسي ترين فعاليتهاي بيت الحكمه بودو مترجمان كتابهاي متعددي از زبان هاي مختلف يوناني، رومي،‌فارسي،پهلوي، هندي، قبطي، ،‌سرياني و برخي زبان هاي ديگر به عربي ترجمه كرده اند .به بركت ترجمه هايي كه در بيت الحكمه صورت گرفت ،‌بسياري از آثار ارزنده علمي در جهان باقي ماند و با نوآوريهاي دانشمندان اسلامي، ميراث علمي گذشتگان غناي بيشتري يافت و به تحولات علمي بزرگي انجاميد.( از مجموعه مقاله های دانشنامه ی جهان اسلام ،1379)

حسين بكايي در كتاب دوباره ايران  ، دوره صفويان مي نويسد:«دانشمندان ايراني مانند همه دانشمندان دنيا نيازمند فضايي آرام و مطمئن بودند .با آن كه شاهان صفوي موفق شدند براي يك مدت طولاني شرايط نسبتا آرامي را در كشور ايجاد كنند.  در زمان صفويان علوم به دو بخش علوم الهي و علوم غير الهي تقسيم شد . علوم الهي به دليل پرداختن به مسائل مورد علاقه دين كه درنهايت باعث جذب مردم به دين و تقويت ايمان مسلمانان مي شد،علوم برتر شمرده شد».

عليرغم نظر بسياري از پژوهشگران از جمله آقاي بكايي،  در كتاب علوم محضه ، استاد محقق عنوان مي كنند كه در اين دوران مانند دوره هاي پيشين اسلامي تحصيلات فلسفه ، الهيات ، منطق و اصول ،‌رياضيات، نجوم و پزشكي انجام مي گرفته و آثاري هم در اين رابطه پديد آمده گرچه گروه كمي از اين گونه آثار استفاده مي كردند.

‌خاندان صفويه پس از دويست و چهل سال پادشاهي منقرض شدند،  اين پادشاهان به جز ترويج علوم دين از كلام و فقه براي پيشبرد اهداف خود به به چيز ديگري توجه نداشتند. پس از آنها هم نادر ظرف مدت 15 سال درگير جنگهاي داخلي و متجاوزين بيگانه بود كه پس از كشته شدن وي كشور دچار ايران هرج و مرج گرديد تا به نوبت به كريم خان و سلسله زنديه رسيد دوره حكومت  زنديان يكي از بحراني ترين ادوار تاريخ ايران است . (آرين پور،1371،ص1)

در اوايل قرن 13 هجري يعني آغاز به كار آغامحمدخان ، انقلاب فرانسه در اروپا روي داد، و حوادث شگرفي مانند پيدايش اسلحه و ابزار نو و مانند آنها رخ داد،‌دولتهاي بزرگ و نيرومندي در جهان پديد آمد و اساس حكومتهاي ملي در كشورهاي اروپايي برقرار گرديد اما اين وقايع هيچ تاثيري در دربار ايران نداشت اما هرچه بود جنگ با روسيه و رفت و آمدهاي نظامي و ميل شديد عباس ميرزا به اخذ ترويج فنون و صنايع جديد اروپا ، راه ورود تمدن غرب را به ايران باز نمود.  (آرين پور،1372،ص5ا).

در دوره وليعهدي عباس ميرزا ،‌ترجمه آثار اروپايي فراگير شد .گاه نيز آثاري از زبان هاي تركي و عربي ترجمه مي شدند.(محمدي،قاييني،1380،ص435).

 نخستين ترجمه ها در زمينه فني و نظامي كه به دستور عباس ميرزا بود با ترجمه كتابهاي نظامي گيبرت و آيين نامه هاي مانور پياده نظام به فارسي صورت گرفت سپس كتابهايي در تاريخ  جغرافيا و سفرنامه به فارسي برگردانده شد .

در دوره عباس ميرزا  كارخانه هاي توپريزي و باروتسازي و پارچه بافي احداث گرديد وبه تاسيس چاپخانه و تاليف كتب و ايجاد روزنامه همت گماشته شد.( آرين پور،1372،ص5) .

اندكي پس از به سلطنت رسيدن ناصر الدين شاه  تحول عظيمي در تاريخ جهان به وقوع پيوست و تقريبا در سرتاسر كشورهاي اروپايي انقلاب بزرگي رخ داد اما ايران از اين انقلابها و دگرگونيهاي آن به كنار ماند.اما هجوم زبانهاي اروپايي و دانش هاي نوين بر مكتب هاي نثر فارسي تاثيرگذار بود.(همو،ص223و227).در دوره ناصري ، امير كبير با سفارش شمار بسياري كتاب از اروپا ، به رشد و فراگيري ترجمه بسيار ياري رساند .(محمدي،قاييني،1379،ص435).

به گفته فريدون آدميت، در زمان ميرزا تقي خان دو عامل جديد به كار ترجمه و نشركتاب رونق بيشتري داد: دستگاه مترجمان دولتي،‌و بنيان گذاري دارالفنون كه به ضرورت معلمان فرنگي به دستياري مترجمان خود كتابهايي تاليف و ترجمه نمودند و بطبع رساندند(محمدي و قاييني،1380،ص435)

ميل ورغبت زياد به نشر و فرهنگ و تعميم دانش ، كه از دارالفنون آغاز شده بود كم كم به افراد ديگري نيز كه رابطه مستقيم با دستگاه تعلمياتي نداشتند ،‌سرايت كرد و شور و شوق عجيبي به تاليف و ترجمه كتاب ،‌چه در محيط دارالفنون و چه درخارج آن پيدا شد  كساني مانند دكتر ابوالحسن خان و دكتر رضا خان . ميرزا رضا خان مهندس الممالك و … ديگران دست به تاليف و ترجمه زدند. (آرين پور،1372،ص259).

و پس از امير كبير نيز با پايه گذاري دارالترجمه دولتي و تلاش هاس اعتماد السلطنه كه سرپرستي آن را بر عهده داشت ، ترجمه وارد دوراني نو شد . اعتماد السلطنه با به راه انداختن مكتب مشيريه گام بلندي در آموزش ترجمه نيز داشت (محمدي و قاييني،1380،ص435).

به باور كريستف بالايي ، تحولات سياسي در عهد قاجار، پيدايش چاپخانه ها، گسترش مطبوعات و همچنين  برقراري ارتباط با غرب از راه سفر ، بنيان گذاري مدارس از سوي اروپاييان و با پرساختن مدارس با پيروي از الگوي مدرسه هاي اروپايي ، دررشد وگسترش ترجمه در اين دوران موثر بودند

براي نمونه در سال 1307 ق / 1268 ش .ناصرالدين شاه پيش از سفر به اروپا به دارالترجمه همايوني دستور داد تا بازگشت او شماري كتاب ترجمه كنند . آموزشگاههاي نو نيز كتاب هايي را براي آموزش كودكان و نوجوانان سفارش مي دادند. مخالفان سياسي و يا مترجمان مستقل نيز به پسند خويش آثاري رابه فارسي بر مي گرداندند. (محمدي و قاييني،1380،ص436).

     كاميابي و ناكامي مترجمان اين دوران ، به شناخت آنان از زباني كه ترجمه مي كردند، پيچيدگي يا سادگي متن و تنگناهايي كه جامعه بسته ايراني در آن روزگار پيش پاي مترجم مي نهاد ، بستگي داشت.(همان،ص436)

9.ترجمه و دوره هاي ترجمه در ادبيات كودكان و نوجوانان ايران

يكي از راههاي ايجاد شناخت و ارتباط ميان كودكان جهان،‌ترجمه كتابهاي مناسب و باارزش ملل مختلف است تا از اين طريق كودكان با فرهنگ يكديگر آشنا شده و با مطالعه تاريخ ،‌آداب و رسوم و نحوه زندگي ، مسائل و مشكلات و مبارزات و تلاشهاي ملتها ،‌خود را بهتر بشناسند و از آنها بياموزند.

رسوخ فرهنگ غرب در جامعه ايران ،‌پيش از هر عامل ديگر از راه ترجمه متن ها در حوزه هاي گوناگون فكروانديشه انجام پذيرفته است. به زبان ديگر ،‌ايرانيان همچون همه مردم در كشورهاي درحال توسعه ، تنها از راه ترجمان فكر و انديشه غربيان راه دشوار ونوگرايي را پيش بروند.

اين پديده سبب شد كه ترجمه به عنوان پيشه اي پراهميت شكل بگيرد و همواره گروهي از مردم از اين راه به پراكندن فرهنگ و دانش نو بپردازند.(محمدي و قاييني،1382،ص520).

اما ترجمه كتاب كودكان به طور شاخص از سالهاي بعد از 1300ه.ش قابل پيگيري است .(حجازي،1381،ص184). واز اين سال به بعد آثار خواندني كودك و نوجوان افزايش يافت.

نخستين آثار ترجمه شده ادبيات كودكان در ايران .برگردان حكايتهاي از وپ و لافونتن بودند كه در كتاب هاي آموزشي منتشر شدند .. (محمدي و قاييني،1384،ص435-437).

ترجمه در مشروطيت

با آغاز مشروطيت در ايران حيات ادبي كشور نيز دگرگون شد ،  البته در اين ميان نقش تحصيل كردگاني ايراني كه از غرب باز مي گشتند را نبايد ناديده گرفت آنها با ترجمه آثاري از فرانسه،‌انگليسي و به ندرت از ساير زبان ها فصل نويني را در تاريخ ترجمه ايران گشودند.  از همين رهگذر آثاري از  كتابهاي تاريخي و رمانهايي از ادبيات كلاسيك غرب چون كنت مونت كريستو ،‌لوئي چهاردهم و پانزدهم ؛ روبينسن كروزو، سفرهاي گاليور ،‌ژول ورن ،سه تفنگدار،‌مسافرت مسيو استانله در آفريقا ،‌سفينه غواصه ، سفر هتشاد روزه دور دنيا به فارسي ترجمه شدند كه بسياري از اين آثار مورد توجه كودكان باسواد آن دوره قرار مي گرفت .(قرشي،1385،ص60-61)

 نكته قابل توجه در ترجمه هاي اين دوران ؛ عدم رعايت  حفظ امانت بود و مترجمان گاه در آثار خود به سبك داستانهاي ايراني آن زمان اشعاري فارسي هم به متن مي افزودند. (حجازي،1381،ص184)

در اين دوران مفتاح الممالك كتاب تاديب الاطفال را كه از فرانسه به عربي ترجمه شده بود را به فارسي برگرداند.(قرشي،1385،ص61).

9-1 سال 1300 تا 1320

دوره 20 ساله  1300 تا 1320 را مي توان دوره رشد ترجمه در ايران به شمار آورد . در اين سالها ترجمه به شكل يك حرفه درآمد و برخي مترجمان آن را به عنوان كار اصلي خود برگزيدند ،‌ترجمه ديگر مانند گذشته كاري حاشيه اي نبود كه دانش آموختگان اروپا ديده ، از روي علاقه به يك موضوع ويژه به شكل اتفاقي انجام دهند، بلكه از جنبه چندي و چون نيز دگرگوني يافته بود. در اين دوره به سبب توجه گسترده به فرهنگ غرب و تمدن غرب شمار ترجمه ها نيز زياد شد.

شيوه دسترسي به متن هاي اصلي براي ترجمه متفاوت بود .اين متن ها بيشتر از سوي كساني كه به خارج سفر مي كردند فراهم مي شدند . نهادهايي نيز بودند كه سفارش تهيه كتاب و مجله مي گرفتند  به طور مثال كلوپ بين المللي ايران در سال 1304 براي اعضاي خود ،‌كتاب و نشريه فراهم مي كرد.( محمدي و قاييني ،1382،ص521-520)

در اين سالها چند داستان خارجي به فارسي برگردانيده شد كه مي توان به داستانهاي هانس كريستين آندرسن ،شارل پرو و برادران گريم كه توسط علينقي وزيري ،‌روحي ارباب و مهري آهي ترجمه شدند، اشاره كرد.  (همو،1381،ص230)

در همين دوره شاهد نخستين ترجمه رمانهاي كلاسيك قرن هيجدهم و نوزدهم و شروع ترجمه مطالب كودكان در مطبوعات هستيم، در سال 1317 مجله نونهالان اولين اثر ترجمه شده را به چاپ رسانيد. (حجازي،1381،ص184)).

9-2 سال1320 -1340

از دهه 20 به بعد روند رشد ترجمه پيوند تنگاتنگي با گسترش روزافزون نشريه ها داشت وضعيت داخلي كشور ،‌خودآگاهي سياسي و اجتماعي و گرايش مردم نيرومند به خود سالاري ورود سيل آساي آثار خارجي را توجيه مي كند.داستان ها ،‌تاريخ انقلاب هاي بزرگ و مبارزه ديگر ملت هاي جهان، از زبان بيگانه ترجمه مي شدند و روزنامه ها را پر مي كردند.

جلال آل احمد سالهاي 1322-1324 را دوره فعاليتهاي سياسي و حزبي مي نامد ، روند ترجمه از مطبوعات خارجي شتاب مي گيرد و بنگاه هاي ترجمه يكي پس از ديگري بنيان گذاشته مي شوند.

درگستره كتاب نيز شمار كتابهاي ترجمه ناگهان سه برابر شد گرچه در سنجش با نشريه ها كمتر بود. در زمينه ترجمه ،‌آثار ادبي همچنان بيشترين شمار را داشتند .

با افزايش تقاضا براي مطالب ترجمه در نشريه ها،روز به روز بر شمار مترجمان تازه كار افزوده شد .همواره با فراگيري ترجمه ،‌آموختن زبانهاي خارجي نيز فراگير شد و آموزشگاههايي همگاني براي آموزش اين زبانها بنيان نهاده شدند .با تاثير پذيري از رخدادهاي جهاني و روابط جديد گسترده ايران با انگلستان و امريكا،زبان انگليسي با شتاب جاي زبان فرانسوي را كه از آغاز مشروطيت زبان اصلي ترجمه بود ،‌گرفت و اندك اندك در دبيرستان و دانشگاهها به جاي آموزش زبان فرانسوي ،‌آموزش زبان انگليسي جايگزين شد.

ناشران و انجمن هاي فرهنگي انگلستان و امريكا نيز كتابهاي بسياري درباره آموزش اين زبان منتشر كردند. مترجمان كتابها و نشريه ها نيز بيشتر كساني بودند كه از اين راه بشكل نارسا زبان ها ي خارجي را مي آموختند آشفتگي در كار ترجمه چنان بالا گرفت كه اعتراض برخي انديشمندان را برانگيخت.

پس از كودتاي 28 مرداد ، جريان ترجمه از منابع خارجي شتاب بيشتري گرفت با ورود آسان و بدون محدوديت مطبوعات خارجي ،بنيان گذاري بنگاههاي نشر خارجي در ايران ،‌هرسال سازو برگ بيشتري براي ترجمه فراهم مي شد.

از جنبه كيفي ، نخستين نشانه رشد جريان ترجمه ،‌هماهنگي بيشتر ميان متن اصلي و متن ترجمه بود كه همزمان با ساده شدن زبان فارسي و دگرگوني در نثر آن پديد آمد. البته با گذشت زمان وآشنايي بيشتر با شيوه هاي زندگي و آيين هاي غربي و نيز ساده شدن زبان فارسي، كه خود اين ترجمه ها مهمترين نقش را در آن برعهده داشتند،دگر نياز به دگر سازي ها جهت بومي كردن زبان نبود با گذشت زمان فاصله ميان متن هاي اصلي و متن هاي ترجمه شده كمتر شد.

رشد ترجمه ها در جامعه و آشنايي با گام به گام فرهنگيان با رشته هاي مختلف دانش غربي و آزمون و خطاي مترجمان در ترجمه هاي گوناگون دستاوردهاي بسياري براي ادبيات كودكان ايران داشت .

مي توان گفت كه ادبيات جديد كودكان ايران از سه ديدگاه وامدار جنبش ترجمه است :

1- ترجمه هاي دوره مشروطه مهمترين عامل ساده شدن زبان فارسي نوشتاري بودند كه در جاي خود به پيدايش ادبيات جديد كودكان ياري رساند.

2-‌ترجمه انديشه ها و باورهاي روان شناسي و آموزش و پرورش كودك ، زمينه توجه به شخصيت كودك را به عنوان موجودي مستقل از بزرگسالي و با ويژگي هاي رواني خود فراهم كرد و اين پيش در آمد پيدايش ادبيات جديد كودكان بود.

3-ترجمه هايي كه نخست در شمار اندك و برخي با مخاطب همگاني و در دوره هاي بعد با مخاطب كودك از آثار نوشته شده براي كودكان غربي انجام گرفت ، ادبيات كودكان ايران را غنا بخشيد و باعث رشد كيفي آثار گرديد. . (محمدي ،قاييني،1382،ص521-523)

در همين سالهاست (1329) كه كتابهاي تصويري روسي در ايران وارد مي شوند (قرشي،1385،ص63).

وجود دو ناشر بزرگ و توانا فرانكلين و بنگاه ترجمه و نشر كتاب در زمينه انتشارات كتابهاي كودكان در دهه ،30  از جنبه كمي و كيفي تحولي بزرگ در ادبيات ترجمه كودكان به وجود آورد. اين دو ناشر به سبب برخورداري از پشتوانه مالي دولت امريكا و در جايگاه نهادهاي دولتي ،از امكانات خوب و كارشناسان مجرب ايراني  برخوردار بودند و به همين سبب توان با به كارگيري مترجمان توانا،‌دسترسي به منابع خارجي معتبر و انتشار كتاب با كيفيت حوب را داشتند . تحولي اساسي در وضعيت ادبيات ترجمه به وجود آورند.

شمارگان كتابهاي كودكان فرانكلين بيشتر ازدو هزار نسخه بود .آثاري كه فرانكلين منتشر مي كرد در مقايسه با ترجمه هاي دهه هاي گذشته روان بودند و در اصل اثر دستكاري نمي شد.كتابها داراي شناسنامه ،پيشگفتار نويسنده و مترجم بودند و خوانندگان با ويژگي هاي اثر و جايگاه آن در ادبيات جهان آشنا مي شدند.

بنگاه ترجمه و نشر كتاب از نخستين ناشران ايران به شمار مي آيد كه براي نشر كتاب كودك از مشاوره كارشناسان ادبيات كودكان سود مي جست و كتاب ها را براي ترجمه ، با نظر كارشناسان بر مي گزيد.

ليلي آهي (ايمن)كارشناس ادبيات كودكان ار نخستين كساني بود كه در جايگاه ويراستار ارشد و مشاور بخش كتاب هاي كودكان با اين انتشارات همكاري داشت .(محمدي،‌قاييني،1382،ص555).

9-2-1 مخاطبان ادبيات ترجمه در دهه سي

مخاطبان بيشتر كتابهاي ترجمه در اين دهه نوجوانان 12 تا 15 ساله بودند.

بنگاه ترجمه و نشر ،كتاب كودكان و نوجوانان 8 تا 12 ساله در رده سني نوجوانان قرار مي داد و در فهرست كتابهاي مناسب آنان بيشتر افسانه هاي عاميانه، فانتزي ، داستان هاي اخلاقي و اجتماعي ساده يا قهرمانان كودك را مي گنجاند . كتابهاي كه ناشران مستقل، با عنوان كتابهاي كودكان، جدا از كتابهاي ديگر چاپ مي كردند بيشتر براي اين رده سني بود. اين كتابها با جلدهاي رنگين و تصويرهاي پرشمار حروف كمي بزرگتر ، اشاره اي به مخاطبان كودك داشتند و از كتاب هاي بزرگسالان جدا مي شدند.

با مقايسه گروههاي سني ديگر، كتابهاي ويژه كودكان پيش دبستاني و سال هاي اول دبستان، كمتر بودند .امكانات اندك ناشران در انتشار كتابهاي تصويري و مصور ،انتشار كتابهاي ويژه خردسالان را دشوار مي كرد. با ورود دستگاههاي چاپ پيشرفته تر در پايان اين دهه ،‌برخي ناشران اين امكان را يافتند كه كتابهاي مصور رنگي براي خردسالان منتشر كنند. در كتابهاي ترجمه براي اين گروه سني، بيشتر مترجمان بر اين باور بودند كه براي قابل درك كردن داستان بايد نام ها و يا فضاي داستان ها دگرگون شود.

شيوه ديگر مترجمان استفاده از زبان شكسته يا محاوره در ترجمه آثار ويژه خردسالان بود. اين شيوه بعدها از سوي برخي كارشناسان مورد انتقاد قرار گرفت. لازم به ذكر است در شوراي كتاب كودك همواره بر اين عقيده بوده كه مترجمان به اصالت اثر وفادار بمانند و از متن را دستكاري نكنند.

كاربرد نثر شكسته و خط نستعليق در نگارش كتاب و نيز غلطهاي دستوري و نوشتاري فراوان آنها .خواندن داستان ها را براي كودكان نوآموز  بسيار دشوار مي كرد.به كار بردن واژه هاي دشوار و نامناسب براي كودكان، نداشتن صفحه شمار و نقطه گذاري هاي نادرست،‌از جمله نارسايي هاي اين كتاب ها بودند.نورجهان از نخستين ناشران بود كه توانست چندين كتاب ويژه كودكان پيش دبستاني منتشر كند از جمله اين كتابها ميمون مسخره ، اردك پرچونه و خرگوش بهانه گير بودند.(همو،ص558-559)

9-2-2 افسانه هاي ملل

افسانه ، فراگيرترين گونه ادبيات داستاني ترجمه در اين دوران است . گرايش مترجمان به ترجمه افسانه هاي ملل و استقبال خوانندگان از اين گونه،در بافت فرهنگي جامعه ايران ريشه داشت. مترجمان در جهت يافتن زبان و واژگان مناسب به مشكل كمتري داشتند و كودكان و نوجوانان به سبب سادگي زبان از اين گونه بيشتر استقبال مي كردند. انتشار افسانه ها در قالب كتاب، از آغاز دهه 20 شروع شد و تا نيمه هاي دهه 30 به جريان آهسته و كند خود ادامه داد.

نخستين حركت آگاهانه در ترجمه و گردآوري افسانه هاي ملل براي كودكان ،‌در اين دوره انجام شد.

مهري آهي ، روحي ارباب، فضل اله صبحي مهتدي  ومحسن فارسي از جمله اين مترجمان و گردآورندگان  بودند.

مترجمان اين كتابها افزون بر توجه به جنبه آموزشي كتابها ، به علاقه كودكان به اين گونه داستانها و گزينش زبان مناسب و حتي زيباترين كتاب توجه داشتند.

از ناشران فعال در اين دوره مي توان از انتشارات گوتنبرگ را نام برد كه در انتشار افسانه ها در دهه 30 فعال بود.مجموعه افسانه هاي گوتنبرگ براي دو گروه سني خردسالان و نوجوانان منتشر مي شد.(همو،ص561-563).

9-2-3 مترجمان در دهه سي

اگر دهه 20 را دهه تجربه اندوزي مترجمان جوان در ترجمه ادبيات كودكان و انتشار ترجمه در نشريه هاي  كودكان بدانيم،دهه 30 را مي توان دوره اي به شمار آورد كه مترجمان به جايگاه حرفه اي خود در گستره ادبيات كودكان دست مي يابند.

از ميان پركارترين مترجمان دهه 30 اردشير نيكپور ،قازار سيمونيان ،‌اسفنديار شهمرديان، فريده قرچه -داغي و شمس الملوك مصاحب كتاب هايي را فارسي برگرداندند كه هم از جنبه گزينش و هم از جنبه ترجمه ، آثاري ماندگار شدند.(همو،ص606).

9-2-4 منابع ترجمه در دهه سي

تا بيش از سال 1322 زبان ترجمه فرانسه بود و بيشترين رمان هايي كه ترجمه مي شدند از آثار نويسندگان فرانسوي بودند.حتي در دهه 30 نيز سهم داستان هاي فرانسوي در گستره ادبيات به ويژه ترجمه براي كودكان و نوجوانان بيشتر از داستانهاي ديگر كشورها بود.

انس وآشنايي مردم با ادبيات فرانسه،‌سبب مي شد كه مترجمان براي گزينش كتاب ،‌نخست به منابع فرانسوي مراجعه كنند بيشتر آثاري كه از اين زبان ترجمه مي شدند گزيده هايي از ادبيات بزرگسالان براي نوجوانان و يا آثار ويژه نوجوانان بودند.نزديك به نيمي از كتابهاي ترجمه از زبان فرانسوي را آثار ژول ورن را تشكيل مي دادند.آثار كنتس دو سگور، هكتور مالو، آلفونس دوده و  گي دوموپاسان در رده هاي بعدي قرار داشتند. نويسندگاني مانند كنتس دوسگور و گي دوموپاسان نويسنده كودك نبودند ولي چون در آن زمان آثار منحصر به كودكان موجودنبود ، مورد استقبال كودكان قرار گرفت به طور مثال كنتس دو سگور نويسنده اخلاق گراي فرانسوي كه چندين داستان ويژه كودك منتشر كرده است ، باانتشار كتاب سرگذشت يك خر در ايران شناخته شد. اما نه در جايگاه نويسنده اي براي كودكان.

در دهه 30 آثار كنتس دوسگور به ويژه از سوي مترجماني كه پيام هاي اخلاقي اهيمت مي دادند دوباره مورد توجه قرار گرفتند. از كتابهايي كه در اين دوره از او منتشر شدند، مي توان  به فليسي ترجمه رشيد ياسمي(1324)، دفتر خاطرات يك خر ترجمه محمود مصاحب(1337) ، مهمانخانه آنژ گاردين ترجمه شيرين بياني (1322)، عروسك مومي ترجمه محمد نقي دانيا و ملك مقرب در جمع شياطين (1328) نام برد.

در اين دوره علاوه بر ناشران مستقل خصوصي ،‌بنگاه ترجمه و نشر كتاب كه يكي از دو موسسه بزرگ نشر كتابهاي كودكان به شمار ميرفت ، كتاب هايي از منابع  فرانسوي منتشر كرد .اين كتابها همانند ديگر كتابهاي اين بنگاه ،بيشتر چكيده آثار شناخته شده ادبيات بزرگسالان و نيز كودكان و نوجوانان از جمله آثار ژول ورن بودند.

هشتادروز دور دنيا ترجمه حبيب الله صحيحي( 1336)،‌مسافرت به مركز زمين ترجمه فريدن وهمن (1338)، بيست هزار فرسنگ زير ديرا اردشير نيكپور (1336). از ديگر كتابهاي بنگاه ترجمه و نشر كتاب در اين  دوره بودند. پس از فرانسه بيشترين حجم ادبيات داستاني ترجمه براي كودكان اين دوره را آثار نويسندگان انگليسي زبان تشكيل مي دادند.

بررسي آماري كتابهاي كودكان ترجمه شده در اين دوره نشان مي دهد كه بيشترين شمار ترجمه هاي از ادبيات فرانسه ،‌انگلستان و امريكا بوده اند. (همو،ص609-611).

9-3 سال1340-1357

اما دهه 1340 ه.ش آغاز دوره تازه اي در ادبيات كودكان و نوجوانان است  اهميت ادبيات كودكان بيشتر شناخته مي شود و با تاسيس سازمانهايي چون شوراي كتاب كودك ، كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان ، مركز انتشارات آموزشي در اين سالها موجب رشد و اعتلاي ادبيات كودكان شدند.(قرشي،1385،ص63)

اتفاقات ديگر اين دهه ،يكي تدريس درس آشنايي با ادبيات كودكان در گروه كتابداري دانشگاه تهران ودومي انتشار سري مجلات پيك بود كه با همكاري موسسه فرانكلين و آموزش و پرورش انتشار يافت و چهره هاي سرشناسي چون ايرج جهانشاهي و پروين دولت آبادي، فردوس وزيري با آن همكاري داشتند.( قزل اياغ ،1388.ص.112)

در اين دوره ترجمه ي كتابهاي كودكان و نوجوانان كشورهاي ديگر دنبال شد وكيفيت بهتري يافت .كتابهاي مشهور دو قرن گذشته ادبيات كودكان جهان، چون آليس در سرزمين عجايب، قصه ها و افسانه ها شارل پرو، برادران گريم، هانس كريستاين اندرسن و داستانهاي ژول ورن ترجمه شدند. (ميرهادي ،1373، ،ص178)

به گفته قرشي در كتاب تاريخ ترجمه ادبيات كودكان ،‌بررسي كمي كتاب كودك و نوجوان در دهه 40 نشان مي دهد كه همواره ترجمه بر تاليف فزوني داشته است . در سه سال آخر اين دهه بين 130 تا 160 اثر براي كودكان منتشر شده است .

آماري كه از سوي شوراي كتاب كودك منتشر شده نشان مي دهد كه در سال 1349 شمسي تعداد كل آثار 154 اثر بوده كه از اين تعداد 120 اثر ترجمه است .(قرشي به نقل ازگزارش شوراي كتاب كودك .1385،ص64.)

9-4 از 1357 تا كنون

با وقوع انقلاب اسلامي در ايران در سال 1357 ترجمه كتب كودكان با توجه به شرايطي به وجود آمده بود يكباره از ميدان نشر ادبيات كودكان به عقب رانده شد و نويسندگان به منابع ملي و اسلامي روي آوردند . داستانهاي واقعي درباره زندگي كودك و نوجوان به نگارش در آمد.(همانجا)

آثار مختلفي در حوزه دين، علوم و هنر اسلامي ، روايت هاي تاريخي و بازنويسي از آثار كهن بوجود آمد. از 382 اثر منتشر شده در سال 58 ؛‌اثر ترجمه است . اما در سال بعد تعداد آثار ترجمه شده افزايش يافت و از مجموع 432 اثر منتشره 117 اثر ترجمه است و نسبت ترجمه از يك پنجم به يك چهارم افزايش يافت .

در سال 61 ، تعداد آثار ترجمه شده افزايش يافت  به طوري كه از 206 اثر انتشار يافته 104 اثر ترجمه و 102 اثر تاليف يا بازنويسي بود.

 درسال 62،از مجموع 182 اثر منتشره 66 اثر ترجمه بود. (گزارش شوراي كتاب كودك .تهران، ش اول،‌سال 22،شهريور63).

در سال 63 از مجموع 229 اثر منتشره 100 اثر مربوط به ترجمه مي باشد كه بين ترجمه و تاليف تعادل نسبي برقرار است.

با توجه به گزارش شوراي كتاب كودك از سال 64 مجددا ترجمه كتاب كودكان رشد يافت  در اين سال تعدادي از آثار برندگان جايزه جهاني اندرسن مثل ماجراهاي فسقلي اثر اريش كستنر،‌كيك آسماني اثر جاني روداري و سلطان عجيب زير زمين اثر كريستين نوستلينگر به فارسي ترجمه شد. از مجموع 159 اثر منتشره 83 اثر ترجمه بود.  در سال 69 از 244 كتاب انتشار يافته 128 اثر ترجمه و 166 اثر تاليف ا ست . (قرشي به نقل ازگزارش شوراي كتاب ،1385،ص65).

دردهه هفتاد با رشد مجدد ترجمه روبرو هستيم كه البته ترجمه هاي اين دهه رويكردي نوآورانه تر دارند.( قزل اياغ،1388،ص117).

در دهه 70 تا 80 اگر چه نويسندگان ومولفان تلاش كردند آثاري را براي كودكان،برپايه فرهنگ بومي و نيازهاي كودكان خلق كنند اما همچنان نهضت ترجمه ، به ويژه از متون انگليسي ادامه داشت .در بين آثار ترجمه شده اين دوره آثار ارزشمند فراواني وجود دارد .(قرشي،1385،ص65)

يك نگاه بيست ساله به روند ترجمه در سال هاي 44-64  در شوراي كتاب كودك و حاصل پژوهش به  صورت خلاصه به شرح زير مي باشد.

جدول 2-1 آمار كتابهاي چاپ شده براي گروه سني كودك  از سال 44 تا 64.

رديف

سال انتشار

تعداد كتاب

تاليف و بازنويسي

ترجمه

مرجع

1

44

83

14

69

2

45

126

37

*

3

46

100

16

84

4

47

94

12

82

5

48

147

23

124

6

49

131

31

100

7

50

129

27

102

8

51

122

37

85

9

52

193

34

144

15

10

53

109

41

68

11

54

131

29

102

12

55

78

44

34

13

56

93

59

34

14

57

151

121

30

15

58

250

209

41

16

59

244

165

79

17

60

229

124

105

18

61

150

82

68

19

62

148

103

45

20

63

175

105

70

21

64

111

65

46

نمودار2-1

جدول2- 1و نمودار آن نشان مي دهد كه  در در طي سالهاي 44 تا 64 بيشترين تعداد  كتاب ترجمه  شده مربوطه به سال 52 است كه تعداد 144 عنوان كتاب براي كودك ترجمه شده است و كمترين تعداد كتاب ترجمه شده مربوط به سال 57 مي باشد .

*:به علت اينكه اطلاعات و آمار شورا به شكل معمول گردآوري نشده است لذا تعداد ترجمه در اين سال مشخص نيست.

جدول 2- 2 تعداد كتابهاي داستان ، بررسي شده در شوراي كتاب كودك  در درهه 90-80

رديف

سال

تعداد

1

80

131

2

81

155

3

82

123

4

83

128

5

84

182

6

85

175

7

86

187

8

87

207

9

88

220

10

89

260

11

90

314

نمودار2-2

جدول 2- 2 و نمودارآن نشان مي دهد كه بيشترين آمار ترجمه مربوط به سال 90 بوده است و كمترين ترجمه مربوط به سال 82 است .

فهرست منابع و ماخذ

منابع فارسي

ابراهيمي كلهرودي، خديجه (1378 )، بررسي وضعيت ترجمه كتابهاي كودكان 3تا 11 سال، 1366 – 1375. پايان نامه كارشناسي ارشد.گرايش كتابداري و علوم اطلاع رساني

آرين پور،‌يحيي(1375). از صبا تا نيما: تاريخ 150 سال ادب فارسي .تهران:زوار.

آذرنگ، عبدالحسين(1380). تاريخ تمدن از كهن ترين روزگا تا سده ما.

بهداد، بهاره،(1386).ادبيات كودك:نگاهي به ادبيات كودكان فرانسه مجموعه مقالات.تهران:شركت انتشارات سوره مهر.

پايور،جعفر(1388).بازنويسي و باز آفريني در ادبيات .تهران:كتابدار

پولادي ،‌كمال(1386). رويكردها و شيوه هاي ترويج خواندن.تهران:موسسه فرهنگي هنري پژوهشي تاريخ ادبيات كودكان.

حجازي ،‌بنفشه(1377). ادبيات كودك و نوجوان ويژگي ها و جنبه ها.تهران:روشنگران.

حكيمي،‌محمود، كاموس،مهدي (1382).مباني ادبيات كودكان و نوجوانان.تهران:آرون

حجواني ،مهدي(1389). زيبايي شناسي ادبيات كودك.تهران:پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي.

خاكي،غلامرضا(1384).روش تحقيق بارويكردي به پايان نامه نويسي.تهران:بازتاب

خسرونژاد، مرتضي(1382).معصوميت و تجربه.تهران:مركز.

دونا نورتون(1382)،شناخت ادبيات كودكان:گونه ها و كاربردها از روزن چشم كودك،ترجمه منصوره راعي …{وديگران}.ج 1و2.تهران:قلمرو.

رابع حسنی ندوی، محمد (1385)، ادبیات از نظر اسلام، مترجم شهباز محسنی. تهران: انتشارات شیخ احمد جام

رهگذر ،رضا(1368).نگاهي به ادبيات كودك قبل و بعد از انقلاب،تهران:حوزه هنري سازمان تبليغات اسلامي

سرائيان،آزده( 1384). ارزيابي مقايسه كتابخانه هاي صنعت برق استان تهران با استانداردهاي كتابخانه هاي تخصصي ايران، پايان نامه كارشناسي ارشد ،‌دانشگاه آزاد ،‌دانشكده علوم انساني

سهراب ،(مافي) معصومه. (1372).هفده مقاله درباره ادبيات كودكان.تهران:شوراي كتاب كودك

شعاري نژاد ،علي اكبر،(1364).اصول ادبيات كودك.تهران:سروش.

. شريفي،محمدفاضل (1370)،ادبيات و ادبيات كودك

شوراي كتاب كودك،(1376).گزارش وضعيت ادبيات كودك و نوجوان و كتاب شناسي توصيفي-تحليلي سال 75

شجري،رضا.(1384).بررسي و تحليل ادبيات كودكان در ايران از آغاز تا دهه هفتاد.تهران:عياران

فريدون آدميت، امير كبير و ايران .تهران: خوارزمي، 1348.

قزل اياغ،ثريا(1388). ادبيات كودكان و ترويج خواندن (مواد كتابخانه اي براي كودكان و نوجوانان).تهران:سمت

قرشي،‌محمد حسين(1385).بررسي مشكلات ترجمه ادبيات كودكان.تهران:صنم.

كلارك ، مارگرت.(1385).نوشتن براي كودكان،ترجمه ثريا قزل اياغ.تهران:دفتر پژوهشهاي فرهنگي

كريستف بالايي (1377) ،پيدايش زبان فارسي ، مترجمان مهوش قديمي، نسرين خطاط .تهران: معين،‌انجمن ايرانشناسي، فرانسه در ايران.

كيانوش،محمود؛شعر كودك در ايران؛تهران:آگاه،1355

گزارش شوراي كتاب كودك.تهران،شماره اول، سال چهارم،خرداد45.

گزارش شوراي كتاب كودك.تهران،شماره اول، سال ششم،خرداد47.

گزارش شوراي كتاب كودك.تهران،شماره اول، سال هفتم،خرداد48.

گزارش شوراي كتاب كودك.تهران،شماره اول، سال هشتم،خرداد49.

گزارش شوراي كتاب كودك.تهران،شماره اول ،سال نهم،خرداد50

گزارش شوراي كتاب كودك.تهران،شماره اول ،سال دهم،خرداد51.

گزارش شوراي كتاب كودك.تهران،شماره دوم، سال يازدهم،شهريور52.

گزارش شوراي كتاب كودك.تهران،شماره دوم، سال دوازدهم،شهريور53.

گزارش شوراي كتاب كودك.تهران،شماره دوم، سال چهاردهم،شهريور54.

گزارش شوراي كتاب كودك.تهران،شماره دوم، سال پانزدهم،شهريور55.

گزارش شوراي كتاب كودك.تهران،شماره اول، سال هفدهم،خرداد58.

گزارش شوراي كتاب كودك.تهران:شماره دو وسه،سال هجدهم، آذر 59

گزارش شوراي كتاب كودك.تهران،شماره اول و دوم ، سال نوزدهم،خردادو شهريور60.

گزارش شوراي كتاب كودك.تهران،شماره اول و دوم ، سال بيست و يكم،خردادو شهريور62.

گزارش شوراي كتاب كودك.تهران،شماره اول و دوم ، سال بيست و دو،خرداد و شهريور63.

گزارش شوراي كتاب كودك.تهران،شماره اول و دوم ، سال بيست وسه،خرداد و شهريور64.

گزارش شوراي كتاب كودك.تهران،شماره اول و دوم ، سال بيست وچهارم،خرداد و شهريور65

گزارش شوراي كتاب كودك.تهران: از سال 1380-1388

محقق ،‌مهدي(1384). علوم محضه از آغاز صفويه تا تاسيس دارالفنون.تهران:انجمن آثار و مفاخر فرهنگي.

محقق ،‌مهدي(1384). رساله حنين بن اسحاق در ترجمه آثار جالينوس كهن ترين فهرست در جهان اسلام.تهران: انجمن آثار و مفاخر فرهنگي.

ميرهادي ، توران (1377) .سيرتحول ادبيات كودكان در ايران.اصفهان.

محمدي،محمدهادي، قائيني، زهره،(1379).تاريخ ادبيات كودكان ايران :ادبيات شفاهي و دوران باستان.تهران:چيستا

محمدي،محمدهادي، قائيني، زهره (1381).تاريخ ادبيات كودكان ايران :ادبيات كودكان پس از اسلام.تهران:چيستا

محمدي،محمدهادي، قائيني، زهره (1380).تاريخ ادبيات كودكان ايران:ادبيات كودكان دوره مشروطه.ج3و4 .تهران:چيستا.

محمدي،محمدهادي، قائيني، زهره (1381).تاريخ ادبيات كودكان ايران :ادبيات كودكان در روزگار نو(1300-1340)ج5و6و7.تهران:چيستا.

معين،محمد. (1381).فرهنگ معين. تهران امير كبير

محمدي،محمد(1376)؛ فرايند آفرينش ادبيات و معناي ادبيات كودكان،پژوهشنامه ادبيات كودك و نوجوان.تهران:نشر نظر

محمدي،محمد(1376)؛مقاله تطبيق كيفيت تخيل در افسانه هاي كهن و نو،پژوهشنامه ادبيات كودك ونوجوان.تهران:نشر سروش

ميرهادي،توران،1373 .فرهنگنامه كودكان و نوجوانان.تهران:نشرفرهنگنامه

نمايه رده بندي دهدهي ديويي(1386).2 جلد .تهران:شركت انتشارات علمي و فرهنگي

ناظمي هرندي ،‌مهري،(1390).ادبيات كودكان در آثار چاپ سنگي چاپ شده در ايران.پايان نامه كارشناسي ارشد .دانشگاه شهيد بهشتي.گرايش تاريخ


1- كارشناس ارشد كتابداري و اطلاع رساني                                                                  noushin_gh2001@yahoo.com   2- استاديار گروه كتابداري و اطلاع رساني واحد تهران شمال                                             m_ wazirpour@iau.tnb.ac.ir

[2].Peter,Newmark

[3].Toledo

[4].Cordova

[5]. Herder


برچسبها: , ,

پاسخ بدهيد

دنبالكها

ارسال دنبالك