حاشیه ای از ایفلای 2013 سنگاپور: دیدار با کتابدار خاص

تجربه — توسط در شهریور ۹, ۱۳۹۲ در ۱۱:۱۱ ق.ظ

روزآخر کنگره ایفلا 2013 درسنگاپور بود. به اتفاق دوستان انگشت شمار ایرانی شرکت کننده در ایفلای امسال، در سالن استراحت حال صحبت بودیم تا برنامه اختتامیه آغاز شود. کمی از صحبتمان نگذشته بود که مردی میانسال به ما نزدیک شد و به فارسی گفت میتوانم پیش شما بنشینم؟ همگی با تردید نگاهش کردیم. بعد از گذشت چند ثانیه، همزمان با هم گفتیم خواهش میکنم! بفرمایید بنشینید! و نشست. خودش را معرفی کرد. علیرضا افشاری، کتابدار ایرانی مقیم در کشور سوئد، شهر استکهلم. آبادانی بود. از گزهای اصفهان که با خود به سنگاپور برده بودیم تعارفش کردیم با خوشرویی برداشت. گفت 17 سال پیش به سوئد آمدم و بعد از طی تحصیلات کتابداری، در کتابخانه مرکزی عمومی شهر استکهلم، مشغول کار شدم. بعد از مدتی سرپرستی بخش کاربران ویژه کتابخانه را به من دادند. یعنی بیماران بیمارستانها، زندانیان و کودکان. برای این کاربران، باید منابع اطلاعاتی تهیه کنیم و در اختیارشان بگذاریم. وی می گفت زندانیان کتابهایی را که میخواهند سفارش می دهند و ما برایشان تهیه میکنیم. البته آنها اجازه دسترسی به اینترنت و ارتباطات مجازی خصوصی را ندارند و کتابهایی که به نحوی آموزش فرار از زندان یا ساخت وسائل مخرب را به آنها بدهد در اختیارشان قرار نمیدهیم. آنها اگر کتابی را که میخواهند و مورد خاصی هم نداشته باشد دریافت نکنند به شکایت از کتابخانه می پردازند و شکایتشان قابل پیگیری است.

او میگفت یکی از حوزه های مورد علاقه اش ادبیات کودکان و نوجوانان است و به خوبی با شورای کتاب کودک، خانم انصاری، خانم میرهادی و فعالان این عرصه، آشناست. آقای افشاری گفت که با حمایت کتابخانه اش و انجمن کتابداران سوئد پنج سال است که رهسپار ایفلا می شود و مسئولیت نشست تعاملهای فرهنگی ایفلا را عهده دار است. او میگفت که گاهی می بینیم در کتابخانه های اروپایی، امکانات بسیار عالیست ولی تلاش و تکاپویی مشاهده نمی شود و خلاقیتی به کار نمیرود و اگر هم چنین باشد، با بهره گیری از امکانات بسیار زیاد است. لیکن کتابداران ایرانی، دارای خلاقیت، دیدباز و تفکرات عالی هستند و بعضاً با کمترین امکانات، بهترین فعالیتها را انجام میدهند. او میگفت ما در کتابخانه های اروپا، تورهای دوچرخه سواری برای ترویج حمایت از دوستی، محیط زیست و آشنایی بیشتر با کتابخانه و کتابداران راه انداختیم. مثلا سال 2011 از کپنهاگ تا برلین و  امسال از آمستردام تا بروکسل این تور برگزار شده بود. آقای افشاری میگفت دوچرخه ها را افراد کرایه میکنند و با گفتگوهایی که با سازمانها انجام میشود برای شرکت کنندگان در این  تور، مشکلات و مسائل ویزا وجود نخواهد داشت. وی پیشنهاد کرد انجمن کتابداری ایران هم میتواند با ما در تعامل باشد و ما از طرحهای جدید و تعامل با کتابداران دنیا استقبال می کنیم. به اتفاق هم به سالن برگزاری مراسم اختتامیه رفتیم. او در آنجا، با اشاره به یک نفر که سخت مشغول تایپ کردن در رایانه همراهش بود گفت ایشان از کتابداران یکی از کتابخانه های آلمان است. کتابخانه عمومی که در آن کار میکند به این کتابدار ماموریت داده به کنگره ایفلا بیاید و مرتب از آنجا گزارش و خبر برای کتابخانه ارسال کند. راستش را بخواهید در این کنگره یک نکته را به خوبی فهمیدم و آن اینکه اگر شما کتابدار یک کتابخانه و عضو فعال انجمن کتابداری کشورتان باشید بیشتر تحویلتان می گیرند تا اگر فقط یک عضو هیات علمی باشید! برایم جالب بود که چقدر برای کتابخانه های مختلف تخصصی، دانشگاهی و عمومی جهان مهم است که کتابدارانشان در این کنگره شرکت کرده و از تجربیات کتابداران جهان استفاده کنند. آنجا وقتی صدها کتابدار سیاه و سفید و زرد پوست، جوان و پیر را می بینی تازه میفهمی کتابدار بودن چه ارزشی دارد و چقدر سازمانها تلاش می کنند تا کتابدارانشان و کتابخانه شان را مطرح کنند. شاید شرکت در یک کنگره مثل ایفلا، امتیاز پژوهشی چندانی نداشته باشد ولی در عوض تجاربی که هر کتابدار شرکت کننده در این نشست میتواند در کوله بارش بگذارد بسیار ارزنده است و دیدگانش را نسبت به کتابخانه ها و کتابداران و به طور کلی رشته اش بیشتر باز می کند. ایفلای سنگاپور تمام شد. این اولین ایفلای ما بود. معلوم نیست سال دیگر بتوانیم در فرانسه و سال دیگرش در افریقای جنوبی باشیم ولی بی صبرانه انتظار روزی را می کشیم که ایران ما، میزبان ایفلا و کتابداران ما میزبان کتابداران جهان باشند.


برچسبها:

پاسخ بدهيد

دنبالكها

ارسال دنبالك