فارغ التحصیلان و عضویت شرافتی!

جشنواره‌ای از نوشته‌های شما - اسفند 91, يادداشت — توسط در اسفند ۲۷, ۱۳۹۱ در ۱۱:۴۲ ق.ظ

دانشجويي را در نظر بگيريد كه از سال اول كارشناسي و به عنوان دانشجوي سال يكي عضو كتابخانه شما مي شود و حالا بسته به موقعيت چهار تا پنج سال و استنثنا” گاهي بيشتر دانشجوي ما ست  و از كتابخانه استفاده مي كند . همين اول نگوئيد اگر از كتابخانه استفاده مي كرد كه چهار ساله فارغ التحصيل مي شد نه پنج سال كه خيلي به ما مربوط نيست. گاهي دوره كارشناسي ارشد را هم ميهمان ماست و حتي دوره دكتري . من همان دوره كارشناسيش را مي گويم.

 اگر  پسر  باشد  كه حتما زودتر دنبال كارش را مي گيرد  چون پسر است و بايد برود سربازي و بايد فارغ التحصيل شود .

 اگر دختر باشد كه حتما زودتر دنبال كارش را مي گيرد چون دخترها معمولا در اين چيزها منضبط تر از پسرها هستند و نيازي به فاكتوري مثل سربازي ندارند كه دنبال كارهايشان را بگيرند.

كتابخانه هم با لبخند زيباي كتابدارانه اي موفقيت ايشان را تبريك مي گويد و برگه اي به ايشان مي دهد كه ايشان هيچ بدهي ندارد و مهر و امضا مي كند و مي دهد دستش و اگر مشكلات شرعي نباشد روي ماه يكديگر را هم مي بوسند و تسويه حساب را از كتابخانه مي گيرد و مي رود تا آن را به آموزش برساند. همان لحظه كه او در راه است كه به آموزش برسد و دنبال كارش را بگيرد، كتابدار گرامي كه هنوز سايه لبخند بر صورتش مانده، مي نشيند پشت سيستم و نام ايشان را از ليست اعضا خط مي زند و در واقع ارتباط دانشجو را با كتابخانه قطع مي كند.

دانشجو/ سرباز ما با خودش قرار گذاشته  بعد از آموزشي شروع كند به درس خواندن براي كارشناسي ارشد، دانشجو سرباز ما در تقسيم مي افتد در يكي از دامپروريهاي ارتش در دشت لار، در تقسيم ، سهميه  واحد آي تي پادگان مهندسي ارتش يا سپاه مي شود ، خانم فارغ التحصيل ما همينطور قرار است يكجا برود سر كار و مي خواهد در شروع كار خوش بدرخشد و آبرو داري كند، كجا بايد برود كه از منابع استفاده كند؟

خيلي از شما خودتان اين تجربه را داريد، عضويت شما در كتابخانه اي لغو شده و حالا نياز پيدا كرده ايد كه برويد  و كتاب امانت بگيريد يا مقاله اي دانلود كنيد كه پولي است و دانشگاه مشترك است. من دانشجوياني را مي شناختم كه از سربازي برگشته و سركار رفته بوده و آمده كتابخانه كه من كار پيدا كرده ام و شركت ما كتابخانه ندارد من چطوري مي توانم از خدمات كتابخانه استفاده كنم. آن زمان كه ما دانشجو بوديم كتابها را مي خونديم كه امتحان بديم ولي الآن نياز دارم كه براي كار اونارو مرور كنم . رفته ام كتابخانه محلمان ولي كتابهاي تخصصي و به ويژه كتابهاي لاتين ندارند، تكليف من چيست؟

اولين راه حل استفاده از كارت هم دانشكده ايهاي سابق بود كه برود و در دانشكده بگردد يك آشناي غير فارغ التحصيل پيدا كند و با كارت آن دوست كتابي را امانت بگيرد . همين موضوع هم دردسر هايي براي كتابخانه داشت چون اگر كتاب را فرد امانت گيرنده نمي آورد ، طفلك دانشجوي خوش نيت مي آمد كه من براي دوستي گرفته ام كه پيدايش هم نمي كنم و حالا چكاركنم ودر بهترين تخفيفي كه ممكن بود به او بدهيم اين بود كه عين كتاب را تهيه كن كه جايگزين كنيم و بقيه موارد كه در خط مشي كتابخانه است از گرفتن پول كتاب و هزينه آماده سازي تا بريان كردن طرف در اجاق پشت كتابخانه كه ظهرها در آن نهار گرم مي كرديم.

راه حل ديگرش اين بود كه بيا كتاب را بهت مي دهم در سالن بخوان و اگر صفحاتي را خواستي كپي كن  و در مواردي كه راه حلي پيدا نمي شد مي بايست من كتابدار خودم بروم سر قفسه كتاب را پيدا كنم بردارم بيارمش ميز امانت قايمش كنم كه اگر فرد كلافه شد و به فكر كش رفتن آن افتاد كتاب دم دستش نباشد ، البته مي توانستم با كارت عضويت خودم هم كتاب را امانت بدهم كه خوب ريسكش متوجه كتابدار بود.

شمابفرمائيد و بگوئيد تكليف فارغ التحصيلان با كتابخانه اي كه سالها عضو آن بوده اند چيست؟ شما چه مي كنيد؟ اگر راه حلي داريد كه به درد همه مي خورد بفرمائيد . كتابخانه هاي تخصصي تفاوتهايي دارند ، كتابخانه هاي دانشگاهي حجم مراجعانشان به مراتب بيشتر و نيروي كاريشان هم به همبن ترتيب بيشتر از كتابخانه هاي تخصصي است، ضمن اينكه كتابخانه هاي تخصصي و پژوهشگاهي يا اصلا  با دانشجو سر و كار ندارند يا با تعداد اندكي دانشجويان مودب تحصيلات تكميلي روبرو هستند ، من بيشتر مي خواهم كه تجربيات كتابخانه هاي دانشگاهي رد و بدل شود و راه حل پيدا كنيم.

راه حل تازه اي كه اين اواخر سر راه ما گذاشتند و به دنبال خصوصي سازي در همه دانشگاهها بود عضو كردن پولي بود. كتابخانه هاي دانشگاه تهران مجاز هستند كه عضو موقت با پرداخت وثيقه ثابت و حق عضويت يك ماهها يا يكساله و غيره بگيرند كه اين امتياز فقط براي فارغ التحصيلان خودشان نيست ، براي همه است و همه مي توانند از اين استفاده كنند ولي همين كار هم عمرش در دانشگاه حدود 5 يا 6 سال است و نه بيشتر. چيزي كه در دوره قبل از آن از فكرمان هم نمي گذشت كه بايد از دانشجو پول بگيريم حتي اگر دانشجوي دانشگاه ديگري باشد. و سوال اينجا اين است كه فارغ التحصيل خودمان را با ديگران تفاوت بگذاريم يا قانون را براي همه به يك شكل اجرا كنيم؟ همين حالا يك ساعتي نوشتن را رها كردم و  رفتم و  در شبكه جستجو  كردم و در قواعد كتابخانه ها  گشتم، در بيش از 10 كتابخانه آمريكايي و يك كتابخانه  استراليايي بر خورد كردم كه براي فارغ التحصيلان تا مدتي حقوق استفاده از كتابخانه ها در بسياري از كشورها وجود دارد ولي با كدام وابستگي؟ با كدام تضمين؟ در اين جستجوي حدود 45 دقيقه اي متوجه نشدم و وقت بيشتر و جستجوي بيشتر و حتي نامه نگاري و سوال از كتابخانه هاي دانشگاهي بزرگ مي طلبد.

در سالهاي پاياني دهه 1360 با اين مشكل روبرو شده بوديم و هر جور شده تلاش مي كرديم كه كار فارغ التحصيلان را راه بينندازيم كه آخرين مرحله اش اين ريسك بود كه با مسئوليت و در كارت عضويت خودمان كتاب را امانت مي داديم و دعا مي كرديم كه احترام اين اعتماد نگاه داشته شود كه معمولا همينطور بود و البته استثناء هم وجود داشت كه واقعا به ندرت بدقولي پيش مي آمد.

بعدها به فكر ارتباط با انجمن فارغ التحصيلان افتادم، در اوايل دهه 1370  به  فارغ التحصيلاني كه مراجعه مي كردند پيشنهاد مي دادم كه برويد و انجمن فارغ التحصيلان راه بيندازيد و كتابخانه با انجمن فارغ التحصيلان تفاهمنامه امضا مي كند و بعد بر اساس آن تفاهمنامه و با مسئوليت انجمن فارغ التحصيلان، به شما خدمات خود را كامل  ارائه مي دهد ولي بچه ها كه برگشتند به ياد غول چراغ جادو افتادم كه به دوست من گفته بود بروم همان  فلسطين را آزاد كنم  آسانتر است. بنده هم  از خير درست شدن انجمن فارغ التحصيلان  گذشتم و چند سال ديگر هم با كارت خودم و اعتماد خودم كار فارغ التحصيلانمان را راه مي انداختم. البته خودم هم دست به كار شدم و حتي يك جلسه براي تشكيل انجمن فارغ التحصيلان در تالار اجتماعات دانشكده علوم برگزار شد كه اساتيدي كه قبلا دانشجوي علوم بودند به عنوان  هيات موسس دعوت شدند ولي انجمن فارغ التحصيلان علوم پا نگرفت كه ما از طريق آنها كار را دنبال كنيم.

سال 1376 بود يكي از اين روزها با فارغ التحصيلي كه با هم چهار پنج سالي سلام و عليك داشتيم برخوردم كه مساله اش استفاده از كتابخانه بود و نياز به منابع كتابخانه علوم داشت. ضمن امانت دادن كتاب با كارت خودم به او گفتم فلاني يك تقاضا هم بنويس و در آن ذكر كن كه فارغ التحصيل اينجايي و شرح ما وقع كن كه من ببينم كاري مي توانم بكنم و از آنروز تا مدتي هر يك از فارغ التحصيلان كه براي گرفتن كتاب آمدند  گفتم يك يادداشتي برايم  بنويس. دسته اي از اين يادداشتها را در شوراي كتابخانه و بعدش هم در شوراي دانشكده طرح كرديم و نهايتا شورا اعلام كرد كه از نظر قانوني راه حلي نداريم و همانطور كه خودتان تشخيص مي دهيد در موارد ضروري با فتو كپي و غير آن مشكلات را حل كنيد.

دسته برگه تقاضاهاي فارغ التحصيلان نزد من ماند تا باز يك روز كه معاون پژوهشي محترم وقت در كتابخانه بود، به ايشان گفتم آقا اين بچه ها را يك فكري بكنيد، اجازه بدهيد من عضوشان كنم با مسئوليت خودم. قول مي دهم خطا نمي كنند و اگر خطايي از ايشان سر زد، خودم كتابها را بخرم و جايگزين كنم. ايشان پرسيدند كه چطوري مي خواهي اين كار را بكني و بنده هم كه ديگر مي خواستم  اين كار هر جوري شده عملياتي شود گفتم شما به من بنويسيد با مسئوليت شخصي خودت، و بعد هم از من مسئوليت بخواهيد و ايشان گفت من نمي نويسم ولي تو برو با مسئوليت خودت هر كاري لازم است بكن.

در اين تاريخ ما نرم افزاري هم شده بوديم و مي بايست طوري طراحي شوند كه بدون شماره دانشجويي عضوشان كنيم . مدتي به دنبال راه حلهاي خودماني مي گشتم و  من نمي دانم اين عبارت  از كجاي ذهنم  بيرون آمد ولي با همين عبارت كار خودمان را شروع كرديم. عضويت شرافتي.  راستش خيلي از اين عبارت خوشم آمد. برگه اي تنظيم كردم كه مقررات كتابخانه را پشت آن گذاشته بوديم و در محل تيتر در  روي برگه نوشته شده بود  عضويت شرافتي.

و در متن تقاضا نامه نوشته شده بود كه اينجانب ….  فارغ التحصيل  سال …. رشته …  دانشكده علوم تقاضاي عضويت در كتابخانه را دارم و به شرف  دانشجويي  سوگند مي خورم كه مقررات كتابخانه را رعايت كنم و در حفظ كتابها و اموال و … كوشا باشم . اين تقاضا ها در ميز امانت ثبت مي شد و با مسئوليت بنده كارت عضويت شرافتي كه طراحي شده بود به فارغ التحصيلان داده مي شد. مدت اعتبار اين كارت 6 ماه بود و در صورتيكه  خوب و صحيح استفاده شده بود تمديدش هم مي كرديم. استقبال خوبي از آن شد و كار بسياري از فارغ التحصيلان با اين كار راه افتاد و هر بار لازم نبود دوره راه بيفتند كه يكي را پيدا كنندو راضي كنند كه به اسم او كتاب امانت بگيرند . تا زمانيكه اساسنامه مشترك كتابخانه هاي دانشگاه تهران مصوب و به كتابخانه ها ابلاغ شد اين نوع عضويت را داشتيم و با آمدن اساسنامه جديد ديگر عضو شرافتي نگرفتيم .

در اينجا بدم نمي آيد  تعريفي  كه از عضويت شرافتي  توسط يكي از فارغ التحصيلان كارشناسي شوخ طبع  آن زمان كه الآن از رساله دكتري خود دفاع كرده و چند سالي است مشغول فعاليتهاي حرفه اي است شنيدم و بعدا بارها از زبان ديگران هم آن را شنيدم  تلميح زيبايي بود  برايتان نقل مي كنم. اين دانشجو كارشناسي آن زمان كه اينك صاحب چندين جلد كتاب و مقالات متعدد است  به من مي گفت كتابخانه دانشكده علوم تنها نقطه در ايران است كه مي توان در آن رسما بي شرف شد. الحق شوخي بانمكي بود. ولي سر جدتان  حالا  در  كامنتها برایم ننويسيد كه تو خودت هم بيشرف شدي يا نه ، چون من به اين حرف هم فقط خواهم خنديد و جوابي ندارم كه بدهم جز هرچه شما بفرمائيد.


برچسبها: , ,

پاسخ بدهيد

دنبالكها

ارسال دنبالك