در آستانه سال نو …

جشنواره‌ای از نوشته‌های شما - اسفند 91, يادداشت — توسط در اسفند ۲۷, ۱۳۹۱ در ۱۱:۴۳ ق.ظ

در آستانه سال نو و پایان دوران دهساله تدریس به دانشجویان کتابداری مایلم از فرصت استفاده کنم و یک توصیه (تو بخوان وصیت) به دانشجویان جاری و آتی این رشته بکنم و تمام!

الف: خود را به “شهروندی آگاه” تبدیل کنیم. شهروند آگاه را اجازه بدهید دارای دو نوع آگاهی بدانیم: 1) آگاهی از آنچه که امروزه در جامعه می گذرد؛ و 2) آگاهی از اینکه چگونه آنچه که امروزه در جامعه می گذرد، به شکلی که ما می بینیم شکل گرفته است و نه به شکلی دیگر

برای مورد 1 لازم است دانش اجتماعی مان را ارتقا بدهیم، و برای مورد 2 دانش تاریخی مان را.

توصیه ام به دانشجویان جدیِ فعلی و آتی رشته این است که فکر نکنید نوشته های رشته تان کفایت می کند تا کتابداران آگاه و توانمند و پژوهشگران مطرح شوید. لطفا کسانی را الگوی خود قرار ندهید که دنیای ذهنی آنها را ادبیات بعضاً کم مایه رشته تشکیل می دهد و “فرصت نمی کنند به چیز دیگری” توجه کنند.

ارتقای دانش اجتماعی از طریق گوش سپردن به و تأمل بر تحلیل های اهل نظر و تحقیقات علمی از طرز کار نهادهای مختلف اجتماعی که ما را در محاصره خود دارند به دست می آید. دانش تاریخی نیر با گوش سپردن و تأمل بر تحقیقات تاریخی معتبر حاصل می شود. تاریخ رشته و نهادهای آن در ایران و جهان، تاریخ ایران و جهان دست کم از آغاز قرن بیستم به بعد، و جامعه شناسی را فراموش نکنید، نه فقط با خواندن کتابها، بلکه با خواندن دائره المعارف ها و دیدن مستندهای تلویزیونی (خوشبختانه برای کسب شناخت در هر دو عرصه کتابخوانی” تنها راه نیست. امروزه علاوه بر کتاب، مستندهای تلویزیونی بسیاری وجود دارد که می تواند در فرصت کوتاه و همراه با لذت تماشا، به دانش اجتماعی و تاریخی و علمی ما حسابی بیفزایند).

شاید برایتان تعجب آور باشد که در ادامه، از شما دعوت کنم رمان خواندن را جدی بگیرید! چون رمان ( و سایر آثار داستانی) دانش اجتماعی و تاریخی را در قالب داستان به شما بازمی گویند. به عبارت دقیقتر، رمان ها هم تاریخ هستند و هم جامعه شناسی در قالب قصه. از آن ها غافل نمانید!

 

 


برچسبها: , ,

    ۲ نظر

  • پاسيار گفت:

    دكتر افشار عزيز
    توصيه هاي شما من را به ياد يكي از بهترين استادهاي دوره كارشناسي ام انداخته است. آقاي علي بيگ.
    يك بار در كلاس اصول كار مرجع ايشان درباره مدل هاي ارتباط صحبت مي كردند كه ناگهان با دلسوزي هميشگي شان كه البته كمي هم گله مندي از كاهلي ما چاشني اش بود، گفتند:”راستي چرا شما رمان نمي خوانيد؟ و چرا اينقدر از تاثيري كه رمان بر ذهن مي گذارد، غافليد؟” و چند دقيقه اي در اين باره صحبت كردند.

    سخنان آن روز ايشان به اندازه اي تاثير گذار بود، كه از آن شب تا چند ترم بعد كتابخانه خوابگاه كه مسئولش بودم، پر شده بود از همكلاسي هايي كه براي امانت گرفتن رمان هاي خوب به مشورت باهم مي نشستند.

    اميدوارم هر جا هستند سلامت و تندرست باشند.

  • یدالله قاسمی گفت:

    با سلام خدمت استاد عزیزم
    بنده فکر نمی کنم رمان و مطالعه کتب داستانی زیاد مثمر ثمر باشد بیشتر سرگرم کننده است بلکه باید به مطالعه منابع دیگر ازجمله مجلات علمی ، ترویجی و تخصصی و کتب لاتین میان رشته ای پرداخت .
    زیاد با نظرات شما موافق نیستم

پاسخ بدهيد

دنبالكها

ارسال دنبالك