آیا سریالهای تاریخی ارزش نقد علمی را دارند؟

نقد و معرفي — توسط در بهمن ۹, ۱۳۹۱ در ۱۰:۰۱ ق.ظ

برخي دوستان و دانشجويان علاقمند به علم تاريخ، گهگاه تماس ميگيرند و گاه كه مرا ميبينند، از برخي مسائل تاريخي موجود در سريالهاي تلويزيوني ميپرسند و زماني كه از انعكاس غلط برخي واقعيتهاي تاريخي مطلع ميگردند از امثال من تاريخ خوانده انتظار پاسخ به آن مطالب را دارند. سريال “سالهاي مشروطه” كه چندی پیش شبها و روزها و نيمروزها و … از تلويزيون پخش ميگردد، به اين پرسشها دامن ميزند و انتظار از اهل تاريخ (البته از نوع دانشگاهيش) را بالا ميبرد. بقول معروف ،من كه تلويزيون نگاه نمي كنم اما تا اينجا بيش از صد ايراد فاحش تاريخي، جغرافيايي، سندي، زباني، پوششي، شخصيتي، … در آن ديده ميشود. البته نگاه نكردن من هم بخاطر بي ارزش يا كم ارزش بودن كار سازندگان تلويزيوني نيست. بيشتر بخاطر آن است كه شبكه مورد نظر در منزل ما بخوبي قابل رويت نيست. چرا قزاقها لباس ژندارمي پوشيده اند؟ چرا زني پس از شصت و چند سال (50 سال سلطنت ناصرالدين شاه، 11 سال سلطنت مظفرالدين شاه، 3 سال سلطنت محمد علي شاه) هنوز خانم جواني جلوه ميكند و پس از شش ماه داراي پسری بيست ساله ميگردد؟ چرا ستارخان و باقرخان قبل از فتح تهران بدست مشروطه خواهان، لقب سردار ملي و سالار ملي بخود گرفته اند؟ و …. . از شعارهاي انقلاب اسلامي در اعتراضات شورش تنباكو استفاده كردن هم بگذريم. از آرتيست بازي خانمها هم بگذريم. از توطئه انگليسي ها هم بگذريم كه همه چيز كار آنهاست: همه چيزهاي آينده را پيش بيني درست كرده اند. حتي استادان دانشگاههاي بوجود نيامده را هم تربيت كرده اند. از شخصيت هاي تحريف شده تاريخي هم كه بايد بگذريم. ديگر چه ميماند…!!!؟؟؟

برخي برنامه هاي سياسي – تاريخي نيز تهيه ميگردند كه بمناسبتهاي گوناگون تاريخي، چهره اي ديگر از تاريخ نشان ميدهند كه تحصيل كرده تاريخ با روشي كه در دانشگاهها خوانده  و به آن عمل ميكند آن چهره را نمي بيند.

حقیقت ایسنت که  حرفه اي هاي علمي تاريخ چند دسته اند:

1: دبيران تاريخ مدارس ايران كه بايد پاسخگوي دانش آموزان باشند.

2: اعضاي هيئت علمي تحصيكرده تاريخ كه در ساير نهادهاي علمي (فرهنگستانها، دانشنامه ها، سازمان اسناد و كتابخانه ملي ايران، … ) كه بايدپاسخگوي پژوهشگران و مراجعان تحصيلكرده باشند.

3: استادان گروههاي تاريخ و تاريخ تمدن در دانشگاههاي ايران (دولتي، آزاد و پيام نور) كه بايد پاسخگوي دانشجويان باشند.

4: انجمن علمي تاريخ (كه شكر خدا چندتايش را در ايران داريم) كه شايد بايد پاسخگوي همه اقشار كشور باشند، البته شايد.

آيا ميتوان از اين گروهها انتظار پاسخگويي به پرسشهاي ايجاد شده در سريالهاي و برنامه هاي سياسي – تاريخي تلويزيوني داشت؟ اگر از مسائل اين سريالها بپرسيد بيشترشان مثل من نمي بينند زيرا مشكل دريافت امواج دارند. بفرض هم كه مشكل دريافت هم نداشته باشند، بازهم ضرورتي در پاسخ نميبينند. اصلأ چرا بايد پاسخ دهند؟ مگر ميتوان پاسخگوي اعمال ديگران بود؟ البته هستند كساني كه پاسخ بدهند. اما آنان تحصيلكردگان رسمي تاريخ نيستند. سياسيوني كه تاريخ نويس شده اند و در همه زمينه هاي تاريخي هم صاحبنظرند. روزنامه نگاراني كه مشاور تاريخي اين سريالها شده اند. اصلأ تاريخ و تاريخ نويسي يكي از آن مقوله هايي است كه همه حق دارند وارد آن بشوند. مثل ادبيات كه همه حق دارند شعر بگويند و نقد ادبي كنند. هيچ كي را نمي توان از ورود در تاريخ منع كرد. پزشكي يا مهندسي نيست كه هركس حق نداشته باشد سر خود را پايين انداخته، وارد بيمارستان يا كارخانه شود و دستور پزشكي و قني دهد. بيشتر توضيح نمي دهم تا شايد اين نوشته منتشر شود. لذا روي سخن در اين نوشته، مسئوليت تحصيلكردگان رسمي تاريخ در كشورمان است.

ايراد به تحصيلكردگان تاريخ (بويژه تاريخ معاصر) در اين مسئله چند گونه بروز ميكند:

1: سهم تحصيلكردگان تاريخ در روند تهيه اين سريالها و مشورت داده به نويسندگان فيلمنامه چيست؟ تقريبأ هيچ. نه ازاينها دعوت ميشود و نه اگر دعوت شود پاسخ مثبت مي دهند. اگر پاسخ مثبت دهند نظراتشان در عمل اجرا نميشود. تنها نامشان در پايان تيتراژ ميايد تا مسخره همكاران و دانشجويان شوند. برخي را در نشستي دعوت ميكنند و چلو پلويي ميدهند (و البته چكي يا پولي بحساب) و سپس نامشان را در پايان فيلم بعنوان مشاور.

2: سهم تحصيلكردگان تاريخ در روند پخش و تبليغ و نقد و بررسي اين سريالها چيست؟ بازهم تقريبأ هيچ. برخي بدليل دعوت نشدن در مرحله اول، و برخي بخاطر در نظر گرفته نشدن نظراتشان، و برخي چون من كه اين سريالها را بدلايل كاملأ فني نميبينيم.

بنظر ميرسد اين سريالهاي تاريخي هم كلاف سردرگمي شده است. انجمنهاي علمي تاريخي هم كه بايد فكري براي اين كار كنند گرفتار جمع آوري امتيازهاي ناشي از عضويت در هيئت مديره و هيئت تحريريه و هيئت … و شركت در همايشهاي علمي و پايان نامه هاي تحصيلي و كلاسهاي درسي و نوشتن مقالات علمی – پژوهشی با نام دانشجویان هستند. اصلأ دون شأنشان است به اين مسائل فكر كنند تا چه رسد به پاسخ دادن. امثال من هم كه چندان! دغدغه آن امتيازها را ندارد اصلأ تلويزيون نگاه نمي كند، يعني مشكل دريافت امواج دارد.

حالا با این توضیحات اندک و مجمل خواننده لابد خود جواب این سوال را خواهد داد که” آيا سريالهاي تاريخي ارزش نقد علمي را دارند؟”


برچسبها: , , ,

    يك نظر

  • صلاحی شامیر گفت:

    با تشکر از شما که به چنین نکته ای اشاره کردید، با توجه به مشاهداتم(من مشکل دریافت امواج را ندارم) از این چنین سریالهایی می توانم آنها را به دو دسته تقسیم کنم:
    اول سریالهایی که درباره ی وقایعی ساخته می شود که حولِ آن وقایع کمتر ابهامی ست؛ این سریالها اکثرا تبعیت می کننداز طرزِ نگاهِ سازندگانِ سریال به تاریخ. که معمولا به دنبال جایگاهِ خود هستند.این سریالها را در تمامِ دنیا میتوان پیدا کرد چه سریالهای کره ای و چه هالیوودی و سریالهای ایرانی.
    به نظر من دسته ی دوم سریالهایی هستند که حولِ یکی از مسائل ابهامی وجود دارد که یا کلا حل نشده و یا هنوز حل نشده؛ که در این مواقع کارگردان یا نویسندگان به موضوع با عینکِ هنری یا ایدئولوژیکیِ خود نگاه می کنند.مثلا داود میرباقری مسئله ی مبهم اجازه گرفتن یا نگرفتنِ مختار از محمد حنفیه برای قیامش را با نگاهِ خود بیان کردو در مصاحبه اش در ماهنامه ی صنعت سینما وظیفه ی هنر درباره ی تاریخ را رفع ابهامات دانست و درپاسخ به منتقدان ، مختارنامه را روایتِ خود از قیام مختار عنوان کرد.
    در پاسخ به سوالتان باید بگویم که باید در این سریالها دید که آیا با عوض کردنِ وقایع، حقیقتها هم عوض می شوند یا نه. البته این نظر من است .بالاخره باید من هم مانند نمونه هایی که گفتید ایرانی بودنم را اثبات کنم دیگر.نه!؟

پاسخ بدهيد

دنبالكها

ارسال دنبالك