بدترین دشمنِ «کتابداری»

يادداشت — توسط در مهر ۱۶, ۱۳۹۱ در ۱۰:۴۸ ق.ظ

مقدمه

بدترین دشمن علم نوین که به زبان فارسی «کتابداری» خوانده می شود، خود کلمه ی کتابداریست. این کلمه بسیار نارساست. به یک فرد فرزانه و اندیشمند بگویید که اگر بخواهد یک فرهنگ فارسی به فارسی تدوین کند برای «کتابداری» چه معنایی خواهد نوشت. اگر از پاسخ درنماند بی گمان آن چه بگوید با واقعیت وفق نمی دهد. از وی بپرسید کلمه ی «کتابدار» چگونه آدمی را، و با چه خصوصیات و وظایفی در ذهن وی مجسم می کند. آن چه خواهد گفت در وصف کسی که قرون پیش می زیسته انطباق بیشتری خواهد داشت (ابرامی، 1383، ص 17).

خاطرم هست که سطور بالا را مدرس کتابداری در مقطع کارشناسی رشته «کتابداری و اطلاع رسانی»، در درس «کتابخانه و کتابداری» برای ما خواند، ولی هیچ وقت از سوی مدرس کتابداری به ما مأموریت داده نشد که کلمه های «کتابدار» و «کتابداری» را در فرهنگ های فارسی جست و جو کنیم و به معانی آن توجّه کنیم. در مقطع کارشناسی ارشد در درس «مبانی کتابداری» نیز نه تنها کتاب ارزشمند زنده یاد دکتر هوشنگ ابرامی به عنوان یکی از منابع این درس معرفی نشد، بلکه مدرس کتابداری به دانشجویان نیز مأموریت ندادند که به معانی کلمه های «کتابدار» و «کتابداری» در فرهنگ های فارسی توجه کنیم و در کلاس درس به بحث پیرامون آن ها بپردازیم.

در مقاطع کارشناسی و کارشناسی ارشد در درس «مبانی کتابداری» و یا عنوان های مشابه آن، بسیاری از دانشجویان بدون آن که بدانند کتابدار کیست؟ کتابداری چیست؟ به ترم های بعدی گام می نهند و بعد از شش سال تحصیل در رشته کتابداری و اطلاع رسانی، می گویند که ما نفهمیدیم که کتابدار کیست؟ کتابداری چیست؟ لذا نگارنده پس از سال ها، در این نوشتار بر آن شده است که به معانی کلمه های «کتابدار» و «کتابداری» در فرهنگ ها و دایره المعارف های فارسی بپردازد. شاید به نوعی نگارنده خود به گفته ی دکتر ابرامی برسد که آیا واقعاً «بدترین دشمن علم نوین که به زبان فارسی «کتابداری» خوانده می شود، خود کلمه ی کتابداریست» یا این که واقعیت چیز دیگری است.

نگارنده صریحاً اعلام می دارد که مخالف و یا موافق تغییر نام رشته «کتابداری و اطلاع رسانی» نیست و خود را در این مورد حساس، دخیل نمی داند. نگارش این نوشته، صرفاً برای دانشجویان کتابداری و اطلاع رسانی در مقاطع کارشناسی و کارشناسی ارشد است و نیز کسانی که مثل نگارنده، کنجکاو این بودند که معانی کلمه های «کتابدار» و
«کتابداری» در فرهنگ ها و دایره المعارف های فارسی چیست.

فرهنگ های فارسی

فرهنگ فارسی معین

کتابدار: 1. آن که مأمور حفظ و نظم و ترتیب کتاب های کتابخانه است. 2. متصدی کتابخانه (معین، 1357،
ص 2901).

کتابداری: 1. مأموریت حفظ و نظم و ترتیب کتاب های کتابخانه 2. تصدی کتابخانه (معین، 1357، ص 2901)

لغتنامه دهخدا

کتابدار: کتاب دارنده (فرهنگ فارسی معین). دارنده ی کتاب. مالک و صاحب کتاب. خداوند کتاب. حافظ و نگهبان کتاب ها (ناظم الاطباء). آن که مأمور حفظ و نظم و ترتیب کتاب های کتابخانه است. نگهدارنده ی کتاب. متصدی کتابخانه (فرهنگ فارسی معین). متصدی کتاب در کتابخانه های عمومی که کتاب جهت مطالعه به خوانندگان می دهد (دهخدا، 1373،
ص 16013).

کتابداری: داشتن کتاب، تملک کتاب، مأموریت حفظ و نظم و ترتیب کتاب ها در کتابخانه (فرهنگ فارسی معین). کار و شغل کتابدار. تصدی کتابخانه (فرهنگ فارسی معین) (دهخدا، 1373، ص 16013).

فرهنگ فشرده سخن

کتابدار: 1. متصدی حفظ، نگه داری، و طبقه بندی کتاب ها یا اداره ی کتابخانه و پاسخ گویی به مراجعان در کتابخانه (فرهنگ فشرده سخن، 1382، ص 1783).

کتابداری: 1. عمل و شغل کتابدار. 2. دانش نگه­داری و طبقه­بندی کتاب­ها و اداره ی کتابخانه (فرهنگ فشرده سخن، 1382، ص 1783).

دایره المعارف های فارسی

دایره المعارف بزرگ نو

کتابداری: علم کتابداری یا اطلاع رسانی طی تحول و تکوین خود شاهد تغییر عناوین متعددی بوده است که هنوز هم ادامه دارد، بدین معنا که با استفاده از آخرین فناوری های اطلاعاتی و ارتباطات و علوم رایانه ای باز هم شاهد عناوین جدیدی برای آن خواهیم بود. مثل ناوبری دانش، مهندسی دانش، مدیریت دانش، و سازماندهی دانش. ذکر این نکته ضروری است که به دلیل تغییرات اساسی در وظایف و عملکردها و حتّی فلسفه کتابداری و کتابخانه ها، این علم در حال حاضر ماهیتی چند رشته ای یا بهتر بگوییم ماهیتی میان رشته ای پیدا کرده است. بدین معنا که علم کتابداری یا اطلاع رسانی بر ای این که بتواند به وظایف خود به خوبی عمل کند و بتواند دانش بشری را به صورتی مطلوب سازماندهی و اشاعه کند لازم است از علومی چون رایانه، ریاضیات و آمار، جامعه شناسی، روان شناسی و ارتباطات بهره گیرد (سعدیان، 1388، ص 7047-7048).

دانشنامه دانش گستر

کتابداری: علم مطالعه ی اصول و اعمال فعالیت ها و مدیریت کتابخانه. اگرچه کتابخانه ها از روزگاران بسیار کهن وجود داشته اند و در خدمت اهل مطالعه و تحقیق بوده اند، لیکن در نیمه ی دوم قرن 19 بود که کتابداری، به منزله ی یک حوزه ی علمی مستقل مطرح شد. پیش از اختراع صنعت چاپ، تولید کتاب هم اندک و هم محدود بود. از این رو، کتابداران در گردآوری و سازماندهی کتاب ها و ارائه خدمات به مراجعه کنندگان مشکل چندانی نداشتند، به خصوص که سواد نیز انحصاری بود و باسوادان جامعه نیز چندان زیاد نبودند. کتاب ها را در صندوق ها یا رف ها عمدتاً بر اساس قطع کتاب ها نگهداری می کردند و در بعضی از کتابخانه ها فهرست یا سیاهه ای از مشخصات آن ها تهیه می کردند. پس از اختراع صنعت چاپ و افزایش تولید کتاب، آن هم در شمارگان زیاد، تعداد کتابخانه ها و مجموعه های آن ها سیر صعودی یافت. در نتیجه، در کشورهای پیشرفته کتابداران محتاج روش ها و اصول و تجهیزات تازه ای برای گردآوری، سازماندهی، و امکان دسترسی بیشتر به منابع و تربیت نیروی انسانی متخصص شدند. از پیشگامان کتابداری در ایالات متحده می توان از ملویل دیویی (1851-1931) نام برد که نظام دهدهی دیویی را برای سازماندهی کتاب ها ابداع کرد و در 1887 نخستین دانشکده ی کتابداری را در امریکا تأسیس کرد. دیگر رده بندی مشهور جهان رده بندی کتابخانه کنگره ی امریکا است. در نیمه ی اول قرن 20 – با تشعب و تخصصی تر شدن رشته های دانش بشری و افزایش چشمگیر مقالات و گزارش های علمی- شیوه های تازه ای برای گردآوری و سازماندهی مقالات ابداع شد و بیشتر از احوال و روش های نمایه سازی برای سازماندهی مقالات استفاده شد که منجر به وجود آمدن دکومانتاسیون شد که یکی از حوزه های علمی مرتبط با کتابداری است. در نیمه ی دوم قرن 20 با اختراع رایانه و پیشرفت فناوری نوین ارتباطات و به کارگیری آن ها در کتابخانه ها، انقلاب ارتباطات و اطلاعات رخ داد و علم اطلاعات مطرح شد و پیشرفت زیادی کرد. علم اطلاعات نیز دیگر حوزه ی علمی مرتبط با کتابداری است و از این رو امروزه از «علوم کتابداری و اطلاع رسانی» بحث می شود. مجموعه ی کتابخانه ها بسیار متنوع شده و علاوه بر منابع نوشتاری، از مواد دیداری- شنیداری و دیجیتالی نیز استفاده می شود. به همین دلیل از شیوه ها و روش های متنوع و نوینی برای گردآوری، سازماندهی و ارائه خدمات اطلاع رسانی استفاده می شود و همکاری و یکپارچگی عظیمی میان کتابخانه ها و کتابداران سراسر جهان به وجود آمده است. اگرچه علم کتابداری اصول و مبانی جهانی دارد، ولی فعالیت ها و مدیریت کتابخانه ها که تابع جنبه های مختلف فرهنگی و اجتماعی هستند در جوامع مختلف تفاوت هایی دارند. از این رو، گسترش و روزآمد کردن کتابداری در هر کشوری بیشتر وظیفه ی کتابخانه ملی و مؤسسات آموزشی و تحقیقات کتابداری آن کشور است. در اکثر کشورها به منظور همکاری و هماهنگی بیشتر کتابخانه ها، انجمن تخصصی از کتابداران آن کشور تشکیل شده است. به منظور همکاری بیشتر کتابداران سراسر جهان و تبادل اطلاعات و تجربیات «فدراسیون بین المللی انجمن ها و مؤسسات کتابداری» که به «ایفلا» شهرت دارد، در 1927، تأسیس شده است که با یونسکو و انجمن ها و فدراسیون های مرتبط با کتابداری هماهنگی تنگاتنگی دارد (دانشنامه دانش گستر، 1389، ص 809-810).

دایره المعارف شغل ها

کتابدار: کتابدار در کتابخانه کار می کند. کتابدار در کتابخانه کارهای مختلفی انجام می دهد. مثلاً او می تواند کتاب ها را در کتابخانه سازماندهی کند، مراجعان را راهنمایی کند و به آن ها کتاب امانت بدهد. او برای کتابخانه کتاب های جدیدی فراهم می کند. کتابدار، کتاب ها را با توجّه به موضوعشان طبقه بندی می کند؛ مثلاً کتاب های ادبی، علمی، پزشکی و … را در قسمت مخصوصی از کتابخانه جای می دهد. کتابدار برای هر کتاب فیش می نویسد. او فیش ها را داخل برگه دان می گذارد تا بعداً مراجعه کنندگان بتوانند به راحتی کتاب مورد نظرشان را پیدا کنند. کتابدار می تواند در کتابخانه های عمومی یا کتابخانه های دانشگاه ها، وزارتخانه ها، شهرداری ها، مساجد و جاهای دیگر کار کند. کتابخانه ها مجموعه بزرگی از دانش، ادبیات و اطلاعات ذخیره شده است. از این رو، افراد زیادی مانند استادها، معلم ها، دانشجوها، دانش­آموزها و مردم عادی به کتابخانه مراجعه می کنند. کتابدار متخصص می تواند به تمام افرادی که به این اطلاعات نیاز دارند، کمک و خدمت رسانی کند (کاتبی رضوانی، 1390، ص 80-81).

نتیجه­گیری

در فرهنگ های فارسی بیش تر به پسوند های «دار» و «داری» توجّه شده است. معانی کلمه های «کتابدار» و «کتابداری» در فرهنگ های فارسی برای زمان خود و به ویژه برای کسانی که با حرفه ی کتابداری سروکار ندارند، به نظر می رسد تا حدودی خوب و گویا بوده و برای زمان حاضر بایستی معانی بهتری به کار برده شود. در بسیاری از کتابخانه های کشور این معانی مصداق دارند. در بسیاری از کتابخانه های کشور نیز منابع اطلاعاتی گوناگونی وجود دارد و خدماتی ارائه می شود که به هیچ عنوان قابل مقایسه با معانی این کلمه ها در فرهنگ های گذشته نیست.

به نظر نگارنده، معانی که برای کلمه های «کتابدار» و «کتابداری» در فرهنگ فارسی معین و لغت نامه دهخدا آورده شده است برای اندیشمندی همچون دکتر ابرامی به عنوان فردی که با حرفه ی کتابداری سروکار داشته است قابل قبول نباشد و معانی ذکر شده در فرهنگ های فارسی منطبق با معانی آن چه که مدّ نظر ایشان بوده، نیست.

از «فرهنگ فشرده سخن» که در سال 1382 تدوین شده انتظار بیشتری نسبت به فرهنگ فارسی معین و لغت نامه دهخدا می رفت، امّا در این فرهنگ، به نوعی به همان معانی کلمه های «کتابدار» و «کتابداری» در فرهنگ فارسی معین و لغت نامه دهخدا اشاره شده و چیز تازه ای به آن افزوده نشده است. از نکات جالب توجّه این که در فرهنگ عمید (1369) برای
کلمه های «کتابدار» و «کتابداری» مدخلی وجود نداشت.

در مورد دایره المعارف های فارسی نیز می توان نوشت که «دایره المعارف بزرگ نو» در مورد کلمه «کتابداری» عبارات خوبی آورده و روزآمد نوشته شده است. علاوه بر این، عبارات آن تا حدودی کسانی را که با علوم کتابداری و
اطلاع رسانی سروکار دارند، راضی نگه می دارد. همچنین، در آن به مطالبی اشاره شده است که در حال حاضر در نشست های علمی و گروه بحث کتابداری ایران، به کرّات شاهد بحث در مورد آن هستیم (تغییر نام رشته).

در «دانشنامه دانش گستر» به تعریف کتابداری پرداخته نشده است و برای کسی که با این علم آشنا نیست، بیشتر اطلاعات تاریخچه ای ارائه می دهد. از نکات جالب توجّه در این دانشنامه این که «علم اطلاعات» نیز به کار برده شده است.

 «دایره المعارف شغل ها» که کتابی مصور بوده و برای کودکان و نوجوانان ایرانی نوشته شده است، تا حدودی مثل فرهنگ فارسی معین و لغت نامه دهخدا عمل کرده است و می شد برای این کلمه اطلاعات بهتری ارائه نمود. در این
دایره المعارف، به «برگه دان» اشاره شده است در حالی که در حال حاظر تا جایی که نگارنده اطلاع دارد و گمان
می کند، کتابخانه ای در کشور از برگه دان استفاده نمی کند و این برگه دان ها با وجود فهرست های رایانه ای منسوخ شده اند.

به طور کلی، می توان چنین نتیجه گرفت که از دیدگاه نگارنده، معانی کلمه های «کتابدار» و «کتابداری» در فرهنگ ها و دایره المعارف های فارسی برای کسانی که با حرفه ی کتابداری و اطلاع رسانی سروکار ندارند، گویاست و برای کسانی که با حرفه ی کتابداری و اطلاع رسانی سروکار دارند، تا حدودی بعضی از این معانی گویا نیستند و لازم است که معانی و عبارات بهتر و بیشتری اضافه شود.

منابع

ابرامی، هوشنگ (1383). شناختی از دانش­شناسی (علوم کتابداری و دانش­شناسی). تهران: کتابدار.

دانشنامه دانش­گستر (1389). زیرنظر علی رامین، کامران فانی، محمّدعلی سادات. تهران: مؤسسه علمی- فرهنگی
دانش­گستر،  ج 12.

دهخدا، علی اکبر (1373). لغت نامه دهخدا. تهران: مؤسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران، ج 11.

سعیدیان، عبدالحسین (1388). دایره المعارف بزرگ نو. تهران: علم و زندگی: آرام، چاپ سوم.

عمید، حسن (1369). فرهنگ عمید. تهران: امیرکبیر، چاپ سوم.

فرهنگ فشرده ی سخن (1382). به سرپرستی حسن انوری. تهران: سخن.

کاتبی رضوانی، احسان (1390). دایره المعارف شغل ها. تهران: محراب قلم.

معین، محمّد (1357). فرهنگ معین. تهران: امیر کبیر، ج 3.


برچسبها: , , ,

    يك نظر

  • سلام!
    بدانيد كه من عليرغم پيشرفت هايي كه در مطالعاتم داشته ام مرهون رشته كتابداري و اطلاع رساني يا همان رشته دانش شناسي است ولي ادامه ي تحصيلاتم كه رشته ي باستان شناسي است، احساس خوشايندي دارم كه مي گويم باستان شناسي خوانده ام تا كتابداري!!!

پاسخ بدهيد

دنبالكها

ارسال دنبالك