چرا باید نام کتابداری را حفظ کرد؟

يادداشت — توسط در تیر ۱۱, ۱۳۹۱ در ۱۱:۱۱ ق.ظ

من كه كتابدار نيستم و تاريخ خوانده ام. اما اگر كتابدار بودم نام كتابداري را براي رشته ام حفظ ميكردم. شايد براي آنكه بدنبال تاريخ رشته ام ميگردم و از هر نشانه اي كه به استحكام آن بيانجامد و نشان دهد كساني بيشتر در آن پا نهاده اند و از آن بهره برده اند استفاده ميكردم. سازمان انرژي اتمي شعار “دل هر ذره اي كه بشكافي… آفتابيش در ميان بيني” را انتخاب كرد، يعني ما قرنهاست به انرژي هسته اي پي برده و حق مسلم ماست. زماني كه سازمان آب تاسيس شد شعار خود را “و من الماء كل شيي حي” را برگزيد كه تاريخش را به آغاز حيات در كره زمين ميرساند. هر شخص و سازمان و رشته اي تلاش دارد ثابت كند كه از زير بته عمل نيامده و ريشه اي دارد. اصلأ فرق گياه و قارچ در ريشه آنهاست.

چرا بايد نام خليج فارس را حفظ كرد؟ چه دريايي كه در اشغال ديگران است و نفت و گاز مشتركمان را ديگران ميبرند. پول نفت خودمان هم خرج چيزهاي ديگر ميشود. محيط زيستش را آلوده كرديم و ماهي از چين ميآوريم و در كنسرو ميگذاريم و نام پارسي بدان ميدهيم.

اصلأ چرا بايد نام ايران را حفظ كرد؟ حالا سابقه چندهزار ساله به چه دردمان ميخورد؟ همين كشور امارات، كه سنش از من و بيشتر شما كمتر است حال و روز بهتري دارد.

چرا بايد نام ديويي را حفظ كرد؟ حالا يكي آمده و علوم را بنظر خودش بصورت علمي طبقه بندي كرده كه در كتابخانه ها بدنبال كتاب اينسو و آنسو نگرديم. بياييم و اسمش را عوض كنيم. چه ميشود؟

حالا اگر كسي بخواهد ريشه اي نداشته باشد (و شايد ريشه اي هم نداشته باشد) و خود را تافته ی جدا بافته !!!بداند، آيا چنين حقي براي او قائليم؟ البته. قارچ را نميتوان و نبايد مجبور به ريشه دار بودن كرد. آنها هم جزو چرخه حيات هستند. انگلهاي ديگر نيز همينطور. اصلأ وجود بي ريشه هاست كه ريشه دارها را نمايان ميسازد.

آيا ميتوانم از استادان طرفدار تغيير نام كتابداري بپرسم براي كتابداري چه كرديد كه نامتان در تاريخ كتابداري بماند؟ اگر نامتان در تاريخ كتابداري بود، حاضر به از بين برده آن بوديد؟ چقدر سعي كرديد تاريخ كتابداري را منتقل كنيد؟ آيا ميدانيد با تغيير نام كتابداري، تاريخ آن تغيير مييابد؟ آيا ميدانيد تاريخ هر موجودي با تولدش آغاز ميگردد؟

البته كه نامها مقدس نيستند. اما بديهي است با تغيير نام رشته كتابداري، سرفصلهاي جديدي تدوين ميگردد و براي هر سرفصلي تدوين كتابي درسي واجب؟ البته نانداني جديدي هم باز ميشود. آيا مثلأ كتابخانه آشور باني پال يا اسكندريه را ميتوان در سوابق و تاريخچه مثلأ رشته “مهندسي ناوبري اطلاعات” ديد؟ چه ربطي بين بيلوس و پاپيروس و كارتا با مهندسي جديد است؟ ابن نديم و مهدي بياني چه ربطي به مهندسي نوين دارند؟

چرا كتابداران بايد از من تاريخي بخواهند كه نام تاريخي خليج فارس را حفظ كنم و من از آنان نخواهم كه نام تاريخي كتابداري را حفظ كنند؟

از اين كه پا در كفش كتابداران (اگر ريگي در آن نباشد) كردم عذرمی خواهم. تاريخي ها مثل كتابداران نيستند و هرجا بروند تاريخ را هم با خود ميبرند.


برچسبها: , ,

    ۴ نظر

  • امیر گفت:

    “از این که پا در کفش کتابداران (اگر ریگی در آن نباشد) کردم عذرمی خواهم.”

    از یک مورخ بعید است بدون قرائن و شواهد کافی حتی به کنایه و احتمال، نسبتی را نسبت دادن، روا بداند! ایشان طبق کدام قرائن کتابداران طرفدار تغییر نام را در لفافه احتمال به داشتن ریگ در کفش متهم می کنند. این نوع نقد فضا را برای چون و چرایی های بعدی می بندد. از تاریخ دانی چون ایشان بعید است که چنین نقدی که به مثابه تعبیه بن بستی است برای ادامه نقادی و گفتگوهای دامنه دار بعدی، منتشر کند!!!

  • جعفري مذهب گفت:

    حرف حساب جواب ندارد

  • داود گفت:

    با سلام واحترام
    امروز که این کلمات را تایپ می کنم عنوان رشته کتابداری به علم اطلاعات و دانش شناسی تغییر یافت . نفوذ و گسترش تکنولوژی اطلاعات و و قابلیتهای جدید سمعی و بصری به همراه کتاب الکترونیک و توقعات بالای محققین از کتابخانه ها و مراکز اطلاع رسانی تعیین نامی که مشتمل بر همه این فعالیتها برای یک کتابدار(دانش شناس) باشد اجتناب ناپذیر می نمود . ما دانش شناسان علاوه بر کتاب حضور منابع و فرمت های جدید را به فال نیک میگیریم و از آنها ه به عنوان یک رقیب بلکه به عنوان منابع کمکی و قبول واقعیت دنیای جدید اطلاع رسانی در کنار کتاب در قدرتمند کردن هر چه بیشتر مراکز اطلاع رسانی سعی خواهیم ورزید .

پاسخ بدهيد

دنبالكها

ارسال دنبالك