کتابداری چیست؟

تاریخ — توسط در تیر ۱۱, ۱۳۹۱ در ۱۱:۱۲ ق.ظ

نوشته ويل ديل

ترجمه مهوش بهنام


نه تنها در كشورهايي كه در آنجا كتابداري در حال توسعه و پيشرفت است بلكه در كشورهاي صنعتي و ممالك پيشرفته جهان نيز علم كتابداري هر آن نيازمند  تجديدنظر و حتي تغيير است. شاهد اين مدعي بحث‌هاي مدارس است كه هم اكنون در مطبوعات حرفه‌اي ايالات جريان دارد[i]. اگر بخواهيم حرفه‌مان در دنياي مترقي امروز همواره زنده و پابرجا باشد بايد بطور مداوم آماده و پذيراي عقايد و برنامه‌هاي تازه باشيم، از هدف‌ها و آرمان‌هاي آن حمايت كنيم و به پيشرفت و توسعه آن در كشورهاي خودمان ياري دهيم.

زبان نخستين وسيله‌اي بود كه بشر براي ذخيره كردن اطلاعات و انتقال آن از يك فرد به فرد ديگر به‌كار مي‌گرفت. با استفاده از كلمات، مراسم و مناسك، داستان‌ها، دعاها، دانش پزشكي و ساير دانش‌ها از يك نسل به نسل ديگر منتقل شد. زماني كه بشر دريافت كلمات را مي‌توان در قالب علائم عيني نيز نشان داد دومين وسيله حفظ و انتقال يعني كتابت را اختراع كرد. با پيدايش اولين آثار مدون نياز به ايجاد مكاني براي نگهداري اين آثار به طريقي كه بتوان در زمان مورد احتياج به آنها دسترسي پيدا كرد و براي نسل بعدي آن را حفظ و نگهداري نمود، به‌وجود آمد.

اگر اين تلاش‌هاي نخستين انجام نشده بود، افسانه تمدن آن چنان كه اينك شنيده‌ايم هرگز به گوش ما نمي‌رسيد. كتابخانه‌ها – يا به هر نامي كه آن زمان خوانده مي‌شدند – هر گاه و هر كجا كه چيزي بر لوح گلي، پاپيروس يا پوست نوشته نوشته پيدا مي‌شد، جزء لايتجزاي جوامع بشري گرديدند.

افسانه دل‌انگيز «كتابخانه‌ها» با تاروپود افسانه كتابت و ساير وسايل حفظ و انتقال اطلاعات و دانش درهم آميخته است. از جمله اين وسايل جديد فيلم، فيلم‌استريپ، نوار ضبط‌صوت، ميكروفيلم و ميكروفيش، نوارها و ديگر وسايل صوتي است. بشر قرن بيستم آموخته است كه مفهوم «كتاب» اينك تمام اشكال و وسايلي را دربرمي‌گيرد كه به نحوي در ضبط، نگهداري و استفاده و انتقال دانش و ديگر اطلاعات دخيل هستند.

با وجود آنكه كتابخانه و كتابداري ريشه‌هاي بس قديمي دارد (به خصوص در خاورميانه) كتابداري جديد تا قرن نوزدهم يك روش حرفه ‌اي شناخته نمي‌شد و تنها از آغاز قرن بيستم به بعد به عنوان يك حرفه تازه ريشه دوانيد و براي خود صاحب اصول و مقرراتي گرديد، انجمن‌هاي حرفه‌اي بنيان‌گزاري كرد، صاحب انتشارات و نشرياتي شد، براي آموزش كتابداري كلاس‌ها تشكيل داد و رسالت خود را تشريح نمود … [ii] كتابخانه ها هم تاريخي بس طولاني دارند كه در طي آن به توسعه و گسترش مؤسسات مشهوري چون كتابخانه موزه يريتانيا، كتابخانه واتيكان و كتابخانه كنگره آمريكا، تكوين روش‌هاي دقيق و آزمايش شده مثل نظام طبقه‌بندي دهدهي ديوئي و بنيان‌گزاري «استاندارد»هاي حرفه‌اي به عنوان ضابطه‌اي براي ارزشيابي پيشرفت اشكال گوناگون كتابخانه و سپس چيزهاي ديگر برمي‌خوريم.

اغلب اين حقيقت فراموش مي‌شود كه كتابخانه واحد جدا افتاده‌اي نيست. يك كتابخانه مهمتر از هر چيز يك نهاد بشري است و … تنها توانايي و نيروي فكري كتابداران آنست كه مي‌تواند نقش شايسته آن را در اجتماع متغير امروز نشان دهد.[iii] كتابدار امروز به هر حال با كساني كه در روزگاران پيشين در كتابخانه‌ها خدمت مي‌كردند تفاوت دارد، زيرا با توسعه و تغيير شكل مؤسسات و تجديدنظر در هدف‌ها و خواست‌ها خدمات زنان و مرداني هم كه د رخدمت اين مؤسسات هستند بايد تغيير كند. پديده‌هاي نوين و متغير كتابداري ايجاب مي‌كند كه كتابدار داراي نقشي مبارزتر، خواهنده‌تر و فعال‌تر باشد. كساني كه امروز كتابداري را به عنوان شغل انتخاب مي‌كننند بايد از امتيازاتي برخوردار باشند كه صرف بهر‌ه‌مندي از آن سبب تعجب و حيرت بسياري از كتابداران و موزه‌داران دانشمند قرن پيش مي‌شد. به هرحال با اندكي مسامحه بايد گفت كه كتابخانه‌هاي اوليه صرفاً انبار كتاب بودند و كتابداران آنها انباردار يا خازن ناميده مي‌شدند و اطلاعاتشان درباره كتاب يا هيچ بود و يا بسيار تخصصي. كتابخانه‌ها اغلب خصوصي و استفاده از آنها محدود بود و صرفاً اختصاص به گردآوري مجموعه‌هايي از كتاب‌ها و ديگر مواد مكتوب داشت و بيشتر به خاطر زيبايي، كميابي و يا اهميت تاريخي به آنها توجه مي‌‌شد تا مورد استفاده بودنشان براي عموم. همزمان با همگاني‌تر شدن خدمات كتابخانه مجموعه‌ها هم از اختصاص بودن بدرآمدند و همگاني‌تر شدند. و با وجود آنكه هنوز نياز به جمع‌آوري و نگهداري مواد احساس مي‌شد نياز ديگري نيز به وجود آمد كه توجه به احتياجات و خواسته‌هاي خوانندگان عادي را در يك جامعه نامتجانس و درهم پيچيده ايجاب مي‌كرد. توجه به اين نوع خوانندگان، كتابخانه و كتابداران را طبعاً به اين فكر انداخت كه امكان استفاده از مجموعه‌هاي غيرفعال سابق را حتي در خارج از چارديواري كتابخانه‌ها فراهم سازند. گردش و دست به دست گشتن كتاب به جاي نگهداري صرف آن هدف كتابدار شد. از آنجا كه امروزه كتابخانه‌ها خدمات بسياري انجام مي‌دهند، كتابدار امروز يك فرد تنها نيست بلكه مجموعه افراد است، و كتابخانه تنها يك واحد مفرد نيست بلكه مجموعه چندين واحد است. وظايف و مسئوليت‌ها به سادگي قابل توصيف نيست بلكه پيچيده، وسيع و گوناگون است. گرچه احتمالاً هنوز افرادي هستند كه تصور مي‌كنند كتابدار قديمي بهترين كتابدار است ولي در مقابل كساني هم به چشم مي‌خورند كه معتقدند تنها كتابدار با شخصيت و مدبر است كه مي‌تواند موقعيت با اهميت‌تري براي حرفه خويش كسب نمايد و بدون شك در حرفه كتابداري براي افرادي از هر دو دسته جايي پيدا مي‌شود.

مقام و موقع كتابداري به عنوان يك حرفه شناخته شده و كتابدار به عنوان عضوي از يك طبقه حرفه‌اي (در كنار پزشكان، حقوقدانان، معلمان، مهندسان و كارمندان دولت) كلاً ولي نه در سطح جهاني به رسميت شناخته شده است. در بسياري كشورها – اما نه همه آنها – در نظام طبقه‌بندي مشاغل براي كتابداري در شمار ساير گروه‌هاي شغلي، مل مناسبي درنظر گرفته شده است و به هرحال مسلماً قدمي در اين راه برداشته يا مي‌دارند. جاي خوشوقتي است كه موقعيت كتابداران ايران در مؤسسات دانشگاهي نيز هر دم بهتر و بيشتر شناخته مي‌شود. آنچه مانع قرار دادن كتابداران در گروه آموزش مي‌شود قبول اين گمان است كه شغل كتابداري در مقابل ساير مشاغل به تحصيلات كمتري نياز دارد. پسوند «داري» به معني موقعيت، مرتبه، و حرفه است و به طور كلي هم اغلب فرهنگ‌هاي لغت ما كتابداري را «حرفه، وظيفه و شغل يك كتابدار» تعريف مي‌كنند .بنابراين كتابداران بايد حرفه، وظيفه و شغل خود را دقيقاً براي كساني كه از آن بي‌اطلاعند تعريف و تشريح نمايند. دكتر كارل وايت (Carl White) يكي از كتابداران برجسته امريكايي درباره اساس كتابداري نوشته است كه كتابداري جديد «امكان استفاده استفاده مداوم و كامل از نيرويي است كه طي آن مجموعه ميراث تمامي نسل‌هاي نوع بشر را در تماس اشكال آن جمع‌آوري متشكل، و قابل استفاده مي‌سازد»[iv]. بنابراين هدف اساسي كتابداري خدمت كردن به تمام مردم با استفاده از كتاب و ساير مواد مشابه است. هدف خدمت است و مواد فقط وسايل نيل به اين هدف را تشكيل مي‌دهند. امروز تنها تعداد كمي از كتابخانه‌ها صرفاً انبار كتاب هستند. ديگر گردآوري مجموعه‌ها به تنهايي هدف و غايت به حساب نمي‌آيد. انتخاب، تفسير، ترجمه، ارزيابي و تنظيم مواد فقط جهت استفاده مؤثرتر از آنها صورت مي‌گيرد. قبول اين هدف شايد بارزترين خصيصه كتابدار تحصيلكرده امروز است. تنها فعاليت‌هاي جمعي كتابداران تحصيلكرده براي رسيدن به چنين هدف‌هايي است كه اساس محكم كتابداري جديد را بنيان‌گزاري مي‌نمايد.

آنچه تاكنون گفته شد، نبايد بدينگونه تفسير شود كه كتابداري را صرفاً به آن نوع فعاليت‌هايي كه كلمه «خدمات» را دربرمي‌گيرد محدود بدانيم. درست است كه هدف كتابدار خدمت است ولي اين خدمت بايد فعال و پرتوان باشد نه مرده و بي‌تحرك. كتابدار به مجموعه شكل مي‌بخشد، خدمات را طبقه‌بندي مي‌كند و محيط و موقعي به وجود مي‌آورد كه استفاده از كتاب را براي عالم و محقق و خواننده معمولي آسان‌تر مي‌سازد.

بديهي است كه كتابدار زماني به ارزش‌هاي والاي حرفه خويش واقف مي‌گردد كه با نيازهاي اجتماعي و روشنفكرانه جامعه خود روبرو شود. هيچ واحد ديگري اين چنين در خدمت خودآموزي غيررسمي و مستقل كه دنياي امروز شديداً  به آن محتاج است، نيست. هيچ واحد ديگري به اين اندازه تفريحات، دانش و اطلاعات گوناگون را براساس خواست و سليقه استفاده‌كننده در اختيار او قرار نمي‌دهد و هيچ واحد ديگري اين چنين ميراث گذشته، بازتاب حال و پيش آگاهي‌هاي آينده را در زير يك سقف گرد نمي‌آورد. و همه اين تداركات كه هدف اصليش ترويج دنياي وسيع دانش و نظريات گوناگون به نحوي آزاد، قابل اعتماد و جامع است اين حرفه را به مرور ايام به عنوان يكي از جالبترين و پردردسرترين مشاغلي كه بتوان انتخابش كرد شناسانده است. از آنجا كه گردآوري مجموعه‌ها لازم، و نگهداري از آنها ضروري مي‌نمايد، تنها يك نيروي انساني يك كتابدار تربيت شده است كه مي‌تواند كتابخانه‌ها را زنده نگهدارد. اينكه ميزان دانش و اطلاعات ضبط شده در تمام اشكال آن به نحوي هشداردهنده رو به ازدياد و توسعه است. در حال حاضر هيچ كتابخانه‌اي قادر نيست تمام موادي را كه چاپ مي‌شود يك جا در اختيار داشته باشد. نياز به تنظيم و طبقه‌بندي معقول اين هر سال بيشتر احساس مي‌شوود. در نقاط گوناگون گيتي كه در آنها كتابداري مدت كوتاهي است مفهوم تازه‌اي به خود گرفته است چه بسيار فرصت‌هاي بكر و نامحدود به چشم مي‌خورد. در اين نقاط نياز واقعي به تعريف و توجيه دقيق حرفه كتابداري وموقع كتابداران و جذب جواناني كه جوياي مشاغل پردردسر و مبارزه‌جويانه هستند هر دم بيشتر احساس مي‌شود.


[i]. Berninghausen, David. “Social Responsibility vs. the Library Bill of Rights”. Library Journal, Nov.15, 1972, p. 3675-81. “The Beringhausen Debate“. Library Journal, January 1, 1973. p. 25-41 (comments by various American Librarians).

[ii]. Gates, Jean Key. Guide to the Use of Books and Libraries.New York, MCGraw – Hill, c1969, p.3.

[iii]. Gelfand,M.A.University Libraries for Developing Countries. Paris, UNESCO, cl968, 157p. (UNESCO Manual for Libraries, 14) See p.23.

[iv]. Keppel, francis. “Libraries: Future unlimited”. ALA Bulletin, Lv111, December 1964, p. 994.


    يك نظر

  • یک کتابدار گفت:

    خوب و گویا بود ممنون .در 40 سال پیش این همه روشن بینی آیا دید مردم و مسوولین ما هم اکنون در رابطه با شغل کتابداری به این درجه از رشد رسیده است؟

پاسخ بدهيد

دنبالكها

ارسال دنبالك