رشدِ مضاربه‌ایِ آموزشِ کتابداری و اطلاع‌رسانیِ ایران

يادداشت — توسط در بهمن ۱۵, ۱۳۹۰ در ۱۲:۰۷ ب.ظ

مضاربه قراردادی است میان عامل و صاحبِ مال که بر اساسِ آن عامل با سرمایه ی صاحبِ مال به داد و ستد پرداخته و در برابرِ آن به نسبتِ درصدی در سود با وی شریک می‌شود. اگر سرمایه گذاری منجر به زیان گردد، تنها دارنده ی مال است که خسارت را تحمل می‌کند. هرگاه کارپرداز بنا بر شرایطی قبولِ خسارت نیز کرده باشد، در این صورت اگر سودی به دست آید چیزی به صاحبِ سرمایه نمی‌رسد (1).

در معامله ی مورد بحث، نظامِ آموزشی در مقامِ عامل و دانشجو در مقامِ صاحبِ مال به ایفایِ نقش می پردازند. اگر عاملِ مفروض، دولت باشد، هرچند در معامله با چنین عاملی وجوهاتِ نقد و مسکوکات رد و بدل نمی شود، همان تعهدی که صاحبِ مال برای کار در قبالِ بهره مندی از آموزشِ رایگان داده، رابطه ی مورد نظر را تبدیل به مضاربه می کند

حالا بهتر است ببینیم بین فرایندِ رشدِ آموزشِ کتابداری و اطلاع رسانیِ ایران و قراردادِ مضاربه چه اشتراکاتی وجود دارد. در قراردادِ مضاربه الزاماً باید هر دو طرف، حاضر به معامله کردن باشند. این بدان معناست که طرفین با اختیار و اراده و در صحت و سلامتِ عقل پای به میدان معامله می گذارند. به بیانِ ساده تر، هر طرفِ معامله به سنِ بلوغ رسیده و از لحاظِ قانونی و شرعی مجاز به مشارکت در یک قراردادِ تجاری است. دانشجویانی که بهره مندی از نظامِ آموزشِ کتابداری و اطلاع رسانیِ ایران را بر می گزینند، بر اساسِ قواعدِ کلیِ حاکم بر ورود به دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی حداقل هجده سالِ تمام دارند و به اصطلاح به سنِ قانونی رسیده اند. از آن سو، نظامِ آموزشِ کتابداری و اطلاع رسانیِ ایران نیز بنا بر مفادِ قوانین و مقرراتِ آموزشِ عالی، برایِ جذبِ دانشجو صاحبِ حق پنداشته شده است. پس ظاهرِ قضیه اختیار و سلامتِ طرفینِ معامله را به خوبی نشان می دهد.

در معامله ی مورد بحث، نظامِ آموزشی در مقامِ عامل و دانشجو در مقامِ صاحبِ مال به ایفایِ نقش می پردازند. اگر عاملِ مفروض، دولت باشد، هرچند در معامله با چنین عاملی وجوهاتِ نقد و مسکوکات رد و بدل نمی شود، همان تعهدی که صاحبِ مال برای کار در قبالِ بهره مندی از آموزشِ رایگان داده، رابطه ی مورد نظر را تبدیل به مضاربه می کند. چنانچه عامل را (دانشگاهِ) آزاد بدانیم، تکلیفِ (مضاربه ای بودن) این معامله از پیش روشن شده است.

اگر مدرکِ اعطاییِ عامل در بازار خریداری نداشت، آنچنانکه مدارکِ دکترایِ تخصصیِ دانشگاهِ آزاد در بازارِ آموزشِ عالیِ دولتی خریدارانِ اندکی دارد، زیانِ کلانِ صاحبِ سرمایه، خسارتی است معادل چهار تا پنج سال از بهترین سال هایِ عمرِ یک انسان + چند ده میلیون ِناقابل البته !!! بدتر آن است که بازارِ هدف کلاً تمایلی به خریدِ مدرکِ اعطاییِ عامل نداشته باشد

آورده ی صاحبِ سرمایه، عمری است که به ترتیب و دست کم چهار، دو و چهار سالش در دوره هایِ کارشناسی، کارشناسیِ ارشد و دکترایِ تخصصی صرف می شود. در نقطه ی مقابل، آورده ی عامل، ساختمان، تجهیزات، منابع و نیرویِ انسانی است. عامل، آورده اش را به کار می گیرد تا از آورده ی صاحبِ سرمایه چیزی بسازد که از روزِ اول یا هنگامِ عقدِ قرارداد، وجودِ خارجی نداشته است. این داد و ستد می تواند به سود بیانجامد. سهمِ صاحبِ سرمایه از سود، شغلِ محتملی است که به واسطه ی مدرکِ اعطاییِ عامل نصیبش می شود؛ و سهم عاملِ تولید، پیش فروش کردنِ یک نیرویِ متخصص به دولت یا به تعبیری آبرومندانه تحویلِ نیرویی به جامعه است که به واسطه ی تولیداتِ فکریِ خود می تواند منفعتِ مادی و معنویِ دیگری را نیز نصیبِ عامل نماید. اما این داد و ستد همیشه به سود نمی انجامد. در این صورت، این تنها صاحبِ سرمایه است که زیان می بیند و باید خسارت را بپردازد. چرا که در یک اقتصادِ نفتی، عامل که همان دولت باشد بابتِ صَرفِ آورده اش در مضاربه زحمتِ مضاعفی را متحمل نشده که حالا نگرانِ اتلافش باشد. حتی اگر عامل را (دانشگاهِ) آزاد فرض کنیم، باز هم این عامل زیان نخواهد دید؛ چون تمامِ هزینه را از جیب ِصاحبِ سرمایه و پیش پیش تأمین کرده است. اگر مدرکِ اعطاییِ عامل در بازار خریداری نداشت، آنچنانکه مدارکِ دکترایِ تخصصیِ دانشگاهِ آزاد در بازارِ آموزشِ عالیِ دولتی خریدارانِ اندکی دارد، زیانِ کلانِ صاحبِ سرمایه، خسارتی است معادل چهار تا پنج سال از بهترین سال هایِ عمرِ یک انسان + چند ده میلیون ِناقابل البته !!! بدتر آن است که بازارِ هدف کلاً تمایلی به خریدِ مدرکِ اعطاییِ عامل نداشته باشد؛ کما اینکه بازارِ کارِ کتابداری و اطلاع رسانیِ ایران دیگر دارد به مرزِ اشباع شدن می رسد و احتمالاً به زودی برایِ مدارکِ کارشناسی هیچ خریداری یافت نخواهد شد.

فرض کنید شما دانشجویِ دوره ی دکترا هستید؛ و در حالِ حاضر بیکار. انتظارِ شما از این دوره چیست؟ دست کم صاحبِ شغل شدن و این مساله غیر قابل انکار است. اگر منافعِ علمی و صنفیِ آقا یا خانمِ دکتر شدن نظیرِ کسبِ پرستیژِ اجتماعیِ بالاتر، در صدرِ مجامع و مجالس نشستن، محترم تر شمرده شدن و و و را کلاً نادیده بگیریم، کمترین چیزی که دوست دارید عایدتان شود شغل است

نکته آخر این است که اگر کارپرداز یا همان عاملِ مضاربه، مهربانانه !!! پذیرفته باشد که حاضر است در زیان هم شریک شود، فارغ از سود و زیانِ مترتب بر مضاربه، دیگر هیچ منفعتی نصیبِ صاحبِ سرمایه نخواهد شد. برای درکِ بهترِ بندِ آخرِ این نوشته به این مثال توجه کنید. فرض کنید شما دانشجویِ دوره ی دکترا هستید؛ و در حالِ حاضر بیکار. انتظارِ شما از این دوره چیست؟ دست کم صاحبِ شغل شدن و این مساله غیر قابل انکار است. اگر منافعِ علمی و صنفیِ آقا یا خانمِ دکتر شدن نظیرِ کسبِ پرستیژِ اجتماعیِ بالاتر، در صدرِ مجامع و مجالس نشستن، محترم تر شمرده شدن و و و را کلاً نادیده بگیریم، کمترین چیزی که دوست دارید عایدتان شود شغل است. شما یک دانشجوی بیکار و خواهانِ بورسیه هستید. اول به این منظور که معیشتِ خود را برای دست کم یک دوره ی چهار ساله در سطحی حداقلی تأمین کنید و دوم برای آنکه خود را وابسته به یک سازمان و یک سازمان را – با خوش خیالی البته – وابسته به خود بدانید. آنچه تحتِ عنوانِ قراردادِ تعهدِ بورس شناخته می شود، ماهیتاً همان مضاربه ی مهربانانه ای !!! است که در بابش سخن رفت. عاملِ مضاربه، متنِ قرارداد را با ظرافت تنظیم کرده است. ظاهرِ امر نشان می دهد که کسی حاضر شده خرجِ شما را بدهد و تازه شغلِ شما را نیز تضمین کرده است. اگر این دو را امتیازهایِ مثبت برای خود بدانید تفسیرِ ریاضی اش می شود پذیرشِ زیانِ محتمل از سوی عامل یا امتیاز منفی برای وی. خُب سیمایِ ظاهریِ عاملِ مضاربه – دولت در بحث ما – مهربان است. اما یادتان باشد که این مهربانی هزینه ی گزافی خواهد داشت. گزاره ای که از جانب دولت به این ترتیب اعلام می شود “دولت در زیان شما شریک می شود”، یعنی در نهایت دولت سودِ مضاربه را تمام و کمال از آنِ خود خواهد کرد و شما هیچ حقی نخواهید داشت. یعنی دولت امروز هزینه هایِ زندگی شما را با دلار n تومانی تأمین می کند تا فردا، شما  هر کجا که دولت اراده کرد و تحت هر شرایطی که تشخیص داد کار کنید و به واسطه ی امضایی که شما در صحت و سلامتِ عقل پایِ قراردادِ مضاربه انداخته اید اجازه ی اعتراض هم نداشته باشید.

حالا شاید وقت آن باشد که به اندازه زمانی که صرف یک امضاء می کنید به “مضاربه” فکر کنید!

ارجاع

http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D8%B6%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D9%87


برچسبها: , , , ,

    ۳ نظر

  • آشفته گفت:

    داريوش خان ! يه خرده موقع قلم زدن اين مطلب فكر بنده ي خداها دانشجوهاي دكتري كتابداري دانشگاه آزاد رو هم مي كردي ! خيلي بهشون روحيه دادي ! …!

  • شیما مرادی گفت:

    سخن از زبان ما گفتی آقای علیمحمدی… باشد که بر جان نشیند!

  • دکتری دانشگاه آزاد گفت:

    همه اینها حرافان بدون علم هستند
    دانشجو مهمه که چطور باشه و به دانشگاه ربط نداره
    دانشگاه آزاد اولین دانشگاهی هست که دکتری آورد و اکثر استادای دانشگاه های دولتی آزاد خوندن
    فکر کنم اون موقع که گروه دست اونا بود بهتر بود
    اینا همش حرفهای حاشیه ای است که آدم رو از اصل دور می کنه
    اونها با این حرفا می خوان جیباشون رو پر کنن و پست ها رو از آن خودشون کنن بگن ما دکتری مون ارزشش بیشتره
    دکتری کتابداری خودش منزلت اجمتماعی کمی داره اونا هم با این حرفها با بقیه هم صدا شدن و اینطوری دارن یه کم مثلا خودشون رو بالا بکشن روی آتیش منزلت کم اجتماعی شون آب بپاشن ولی نمی دونن با این حرفا دارن تیشه به ریشه کتابداری می زنن
    لطف کنید سانسور نکنید

پاسخ بدهيد

دنبالكها

ارسال دنبالك