گره‌ها را چه کسی کور می‌کند؟ چاپ مقاله در دوره کارشناسی ارشد!

گزارش — توسط در بهمن ۱۵, ۱۳۹۰ در ۱۲:۰۴ ب.ظ

چاپ مقالات منتج از پایان نامه در مقطع کارشناسی ارشد ،با مشکلات و مسائل گوناگون رو به رو است. و در این بین هم دانشجویان گله مند هستند و هم اساتید و هم مسولین نشریات. کیفیت پایین مقالات، موضوعات تکراری و کم اثر،محدود بودن زمان انتشار مقاله در نشریات تخصصی، فرستادن یک مقاله به چندین نشریه، پایین بودن ظرفیت انتشار نشریات و ازدیاد مقالات، نداشتن فرصت کافی برای داوری مقالات از جانب اساتید و…از جمله ی این مسائل و مشکلات هستند. عطف در این رابطه تلاش کرده است تا سوالاتی را با  دو نفر از کسانی که  به این مسائل نزدیک بودند مطرح و نظر آنها را جویا شود.

پرسش های مطرح شده به شرح زیر است.

1. به نظر شما مهم ترین مساله در چاپ مقالات منتج از پایان نامه ها چه مسائلی هستند؟ کیفیت پایین مقالات؟ تاخیر در چاپ مقالات از جانب نشریات؟ ارسال مقالات به نشریات متعدد از طرف دانشجو؟ و….اگر مسائل دیگری وجود دارد لطفا بیان کنید.

2.  یکی از مسائل مهم در این باره اینست که میگویند دانشجویان بعضا مقالات خود را به چنیدن نشریه ارسال میکنند! و این یک کار غیر اخلاقی است.  در این باره  چه نظری دارید؟آیا  نشریات و مسولان آن مقصرند یا دانشجو؟ لطفا تا حد امکان نظر خود را شرح دهید.. برای جلوگیری از چنینی وضعیتی چه پیشنهاداتی دارد؟

3. پایین بودن کیفیفت مقالات به کجا باز میگردد؟ دانشجو؟ پایین بودن کیفیت پایان نامه؟ تبحر دانشجو در نوشتن مقاله؟ عدم همکاری اساتید در تعمیق پایان نامه  که به تبع ان کیفیت مقاله نیز پایین می آید.

4. تاخیر در چاپ مقالات از جانب نشریات چه اسیب هایی به دانشجو میزند و چه کسی مقصر است؟

5. چه انتظاری از اساتید خودتان برای رفع و رفو این مشکلات دارید؟

امید علیپور :

اگر ارسال یک مقاله به دو نشریه جرم است، بلاتکلیف گذاشتن یک دانشجو هم ناپسنداست!

امید علیپور فارغ التحصیل کارشناسی ارشد از دانشگاه ازاد همدان است که مقاله استخراج شده از پایان نامه خود را به چاپ رسانده است. پاسخ های وی به سوالات طرح شده به شرح زیر است:

  1. بسياري از دانشجويان شيوه ي استخراج مقاله از پايان نامه خود را نمي دانند و مقاله را با همان ساختار پايان نامه تنظيم مي كنند و مقاله خشك و بي روح و رسمي مي شود و حس و حال خود را از دست مي دهد. قانون لزوم استخراج مقاله از پايان نامه نيز مشكلي بر مشكلات افزوده است و طبيعي است كه در اين ميان مقالات بسياري براي نشريات تخصصي ارسال مي شود. مقالاتي كه موضوعات برخي از آن ها جذابتي براي نشريات ندارد و در برخي اصول نگارش مقاله نويسي رعايت نگريده و طبيعي است كه در اين ميان ، نشريات بهترين مقالات از ديدگاه خود را گلچين مي كنند.گاه اساتيد راهنما و مشاور نيز بدون اينكه نگاهي به مقاله ي تنظيم شده دانشجو كه اكثرا اولين تجربه ي وي در اين عرصه نيز هست بيندازند ، اوكي را مي دهند و مقاله به نشريه ارسال مي شود و فقط اسم اساتيد راهنما و مشاور را يدك مي كشد. مشكل ترتيب نام نويسندگان در مقاله مستخرج از پايان نامه نيز يكي ديگر از اين مشكلات است. عده اي معتقدند پايان نامه متعلق به دانشجو است و او بايد نويسنده اول باشد و عده اي ديگر معتقدند در هر حال استاد راهنما به جهت راهنمايي و كسوت بايد نويسنده اول باشد و مسايلي از اين دست  . يكي ديگر از مشكلات اين عرصه پاسخگو نبودن نشريات است. بعضي از اين نشريات حتي دريافت مقاله توسط ايميل را هم اطلاع نمي دهند. بعضي از آنان حتي داراي يك خط تلفن پاسخگو هم نيستند. بعضي از اين نشريات وب سايت ندارند و يا وب سايتشان به روز نيست.
  2. بله.البته كه اين كار غير اخلاقي است و براي آن هيچ توجيهي وجود ندارد.ولي از آن طرف هم بايد نشريات زمان مشخصي را بايد براي اعلام نتيجه اوليه داوري و همچنين داوري نهايي به هر شخصي كه به نشريه مقاله ارسال مي كند ، اعلام كنند. مشكل زمان براي دانشجو مشكل كمي نيست و خيلي از دانشجويان از اين بابت متضرر مي شوند. بعضي نشريات را ديده ام كه حتي وصول دريافت فايل مقاله را هم اطلاع نمي دهند ، چه برسد به نتيجه داوري. در گروه بحث ايميل هاي بسياري ديده ايم مبني بر اينكه دانشجو مقاله خود را چند ماه پيش به نشريه اي فرستاده و نشريه هيچ پاسخي نداده است و تماس دانشجو با سردبير و نشريه و … به جايي نمي انجامد و از طرفي زمان مجاز براي ارايه مقاله مستخرج از پايان نامه نيز براي دانشجو در حال سپري شدن است و اين جاست كه دانشجو مجبور مي شود مقاله را به نشريه ديگري ارسال كند و تازه نشريه اول يادش آمده كه مقاله برای رفع اين مشكل چه خوب است كه همه به قانون پايبند باشيم.اگر ارسال يك مقاله به نشريات مختلف جرم است ، رسيدگي نكردن به يك مقاله و بلا تكليف گذاشتن نويسنده ي آن هم مذموم و ناپسند است.
  3. همه ي اين مسايل از جمله عواملي است كه منجر به پايين آمدن كيفيت مقالات مي شود. گاه دانشجو با اصول و مباني مقاله نويسي آشنا نيست و فقط بخش هايي را پايان نامه را پشت هم مي چيند. گاه خود پايان نامه داراي كيفيت جالبي نيست و گاه موضوع پايان نامه جذاب نيست و نخ نما شده است. عدم همكاري اساتيد راهنما و مشاور در تهيه و تنظيم مقاله هم مشكلي است كه  باعث مي شود ، مقاله بدون پختگي و انسجام لازم به نشريه ارسال شود.
  4. اخيرا بسياري از دانشگاهها نمره ي پايان نامه را از 18 محاسبه مي كنند و 2 نمره باقي مانده منوط به چاپ مقاله ي مستخرج از پايان نامه در مقالات آي اس آي يا علمي پژوهشي است و بديهي است دانشگاهها تا ابد منتظر ارايه مقاله ي دانشجو نمي مانند و  زمان خاصي (فكر مي كنم 3 ماه ) براي اين كار در نظر گرفته اند. مجموعه اي از عوامل در اين امر مقصرند كه مي توان به  تصويب قانون لزوم استخراج مقاله از پايان نامه توسط دانشگاهها ، عدم همكاري بعضي از اساتيد راهنما و مشاور ، پاسخگو نبودن برخي از نشريات و داوران در داوري مقالات و … .
  5. اخيرا مطلبي از دكتر منصوريان عزيز در ليزنا خواندم كه توجهم را به خود جلب كرد. “قرار نيست هر پايان نامه الزاما منجر به توليد مقاله شود”. براستي چه اصراري بر اين امر است ؟ انتظار خاصي نمي توان از اساتيد گرامي داشت . چون با روندي كه وزارت علوم و دانشگاه آزاد اسلامي و كلا مراكز آموزشي در افزايش پذيرش دانشجوي تحصيلات تكميلي دارند ، اساتيد روز بروز ناچار مي شوند وقت خود را بين تعداد بيشتري از دانشجويان تقسيم كنند و اين يعني اختصاص وقت كمتر به هر دانشجو ولي بهرحال خود دانشجو بايد پيگير وضعيت تحصيلي و مقاله خود باشد و آماده خوار نباشد و براي هر سوال پيش پا افتاده اي پيش اساتيد خود نرود. راه اندازي يك سيستم جامع ارسال مقالات براي نشريات كتابداري نيز مي تواند به حل اين مشكل كمك كند. بدين نحو كه تمامي سردبيران اين نشريات بتوانند به سيستم وارد شده و مشخصات كل مقالات ارسالي به همه ي نشريات را مشاهده نمايند. در اين صورت از ارسال همزمان يك مقاله به نشريات مختلف جلوگيري مي شود.

علیرضا واشقانی:

اساتید هم مقصرند، پس تغیر رویه دهند!

  1. علیرضا واشقانی دانشجوی کارشناسی ارشد از دانشگاه آزاد واحد علوم و تحقیقات است . پاسخ های این دانشجو به پرسش های عطف به شرح زیر است:
  2. به استحضار مي رساند از دو ديدگاه بايد به اين پرسش نگريست : ديدگاه اول به مخاطب يا همان دانشجو و به عبارتي نگارنده ي مقاله باز مي گردد و ديگاه دوم به مجلات و كميته ي ويراستاري  و فني آنها. سعي شده است بدون حاشيه رفتن و به اختصار در سطور پايين اين دو ديدگاه بيان گردد. متاسفانه در سال هاي اخير افزايش تعداد پذيرش دانشجو  از يك سو و ضعف نظام آموزش عالي در پرورش و رشد متخصصيني موضوعي و در نهايت عدم خروجي فارغ التحصيلاني كاربلد و متخصص و توجه صرف به مدرك گرايي و مسائلي از اين دست منجر به عدم توجه و علاقه كافي از سوي نگارندگان پايان نامه ها گرديده و صرف تعلق بخشي از نمره آن(پايان نامه) به ارائه مقاله منتج از پايان نامه كاري بس عبث را منجر شده است. البته هستند اشخاص بسيار قليل كه از اين قاعده مستثنا بوده اند اما شمار اندك آنها تاثير مثبتي نداشته است. نگاهي به عناوين پايان نامه هاي دفاع شده شاهدي بر اين مدعاست. اين ضعف كيفي دليل عمده ي عدم چاپ مقالات كه تعداد انها نيز رو به افزايش بوده و محدوديت مجلات در حوزه هاي مختلف عدم پذيرش آنها را سبب گرديده است. نكته ي جالب توجه اينجاست كه روابط موجود در پذيرش و سليقه اي عمل كردن براي پذيرش مقالات، براي حداقل متخصصين فن و آنهايي كه نقادانه (با ديد مثبت) به اين موضوع مي نگرند به وضوح عيان است! چند مجله علمي پژوهشي برداريد و نگاهي به مقالات و ساختار و محتواي آنها بياندازيد شايد در هر شماره يكي دوتا مقاله ببينيد كه به قول معرف سرش به تنش بيارزد. تاسف ديگر از ديد اين حقير اين است كه انتظار مي رفت كتابداران ما بويژه دانشجويان دوره ي كارشناسي ارشد كه درس روش تحقيق و سمينار تحقيق مي خوانند و نسبت به نگارش و تاليف مقالات آگاهي دارند از اين قاعده مستثنا باشد اما از ماست كه برماست! غم انگيز تر آنكه اين روش در تاليفات برخي اساتيد رشته و حرفه نيز به وضوح مشهود است. و اينجاست كه بايد گفت خانه از پاي بست ويران است! توجه به آنچه مورد اشاره قرار گرفت درواقع مهمترين چالش هاي پيش رو در اين زمينه بوده و با توجه بدان بسياري از موانع موجود برداشته خواهد شد. جان كلام اينكه ضعف كيفي مقالات منتج از پايان نامه بلحاظ ساختار ضعيف آنها از يك سو و عدم توجه از سوي نشريات علمي داخلي از سوي ديگر هر دو در چاپ و نشر دخيل بوده و بسيار اثر گذار.
  3. نكته مهم اينست كه عدم توجه به اخلاقيات و بطور اخص در اينجا عدم رعايت حقوق معنوي پديدآورنده يك ضعف فرهنگي در جامعه ي ماست و نبود مكانيزم براي اين موضوع كه بر آن نظارت داشته باشد منجر به رواج فرهنگ ناشايست كپي برداري گرديده و حتي گاها” خود نويسنده نيز دست به سرقت آثار خود مي زند و با ارسال آثار خود با ايجاد تغييرات اندك  اقدام به ارسال آنها در چند نشريه مي پردازد! گاها” نيز ترس از پشت صف طويل چاپ منجر به رواج چنين پديده اي مي گردد. البته ريشه ي اصلي باز بر ميگردد به حرص نوشتن در انسان بي آنكه به محتواي آنچه مي نگارد نوجه كافي و وافي داشته باشد. كم نيستند كساني كه در همين حوزه ي كتابداري و اطلاع رساني دست به قلم نمي شوند و بيم آن دارند مبادا دست نوشته هايشان داراي كمبود و ضعف باشد. دست مريزاد به افراد.
  4. در مورد این سوال بطور شفاف در دو پرسش قبل پاسخ داده شد. اما به عنوان نكته ي تكميلي بايد اشاره كرد؛ ضعف نظام آموزشي كه در پذيرش دانشجو، كمي نگر است نه كيفي نگر! خود عامل اصلي اين بلواست! با نگاهي به شرايط تاسيس گروه هاي آموزشي مصوب وزارت فخيمه ي علوم تحقيقات و فناوري ضعف گروه هاي آموزشي در عدم توان براي پذيرش و تربيت دانشجويان مشهود است. فاكتورهاي مشخص شده در اين زمينه يا اصلا” وجود عيني ندارند و يا عذر بدتر از گناه هستند. آيا تا به حال پرسيده ايد اين همه گروه آموزشي لازم است؟ آيا بهتر نيست بجاي ده ها گروه آموزشي ضعيف و بي كيفيت، چند گروه فعال و قوي داشته باشيم؟ قطعا” همين گام آغازين خود راه حل ده ها معضل و مشكلي است كه ريشه در همين گروه ها دارند. بسياري از گروه ها به علت عدم حدنصاب تعداد مدرس( استاد!) مجبورند دست به دامان مدرسين ساير مراكز شوند. آيا يگ گروه آموزشي بايد اينگونه باشد؟ جالب اينجاست كه براي حل مشكل صورت مسئله را پاك مي كنند و سيستم نوين! دانشجوي آموزش محور طراحي مي شود. در اين سيستم نوين ديگر كسي نگران نداشتن استاد و … نيست. و ادامه اين روند فكر كنم مشكل نوشتن مقاله و … راهم حل مي كند و چون مقاله اي نيست نگراني هم بابت چاپ آن وجود نخواهد داشت. استاد بيچاره هم نيازي به روزآمد شدن ندارد و همان جزوات دوران دانشجويي اش كارآمد است و مي تواند به صفاي وجود بپردازد. خلاصه اينكه هم دانشجو هم نظام آموزي هر دو دخيل هستند و نمي توان يقه ي كسي را گرفت . وجود يك نظام پويا و ديناميك گام آغازين براي حل اين معضل مي باشد. در گام بعدي اين دانشجوست كه بايد خود را محك بزند و نشان دهد كه در شرايط عادي مي توان كار انجام داد.
  5. بحث سر پيدا كردن مقصر نيست. چون اصلا” تنها آسيبي!! كه وجود دارد نرسيدن دانشجو به نمره است و بس. مقاله اي كه طي سال ها، استنادي ندارد، مهم نيست كه دير چاپ شود يا زود. در اينجا مي ماند چند نفري كه خاك پژوهش مي خورند و گمان نمي رود از چنين سيستمي توقعي داشته باشند، چرا كه طي ساليان سپري شده عمرشان ياد گرفته اند قانع باشند به وضعيت موجود!
  6. بايد گفت انتظار مي رود اساتيدي كه دستي بر آتش دارند با همياري تمام صاحب نظران حرفه با شناختي كه از معضلات حرفه دارند و بعضا” خود مسبب آن بوده اند تغيير رويه دهند و درصدد رفع آنها برآيند. شايد هنوز هم بتوان ماهي تازه اي پيدا كرد!

پریسا پاسیار:

 با اتخاذ روش های درست باید اصطکاک را کم کرد

 انجام پایان نامه مهمترین دغدغه دانشجو از اولین روزهایی است که وارد تحصیلات تکمیلی می شود. این امر در بسیاری مواقع سرنوشت علمی دانشجو را رقم می زند. انتخاب موضوع دلخواه، بررسی پیشینه های مرتبط براي یافتن شکاف های موجود، دقیق شدن در سئوال تحقیق، اندیشیدن به بهترین روش ممکن جهت یافتن راه حل، گردآوری و تجزیه و تحلیل یافته ها و نتیجه گیری از فرایندی که حداقل دو سال از ذهن و زمان دانشجو را به خود اختصاص داده است، باعث می شود که علاقه به انتشار حاصل کار یکی از مهمترین بخش هایی باشد که وي را به خود مشغول می دارد. شوق ارائه نتایج کار به علاقه مندان موضوع باعث می شود دانشجو تلاش کند تا پژوهش تنها در چند نسخه منتشر شده در قفسه های کتابخانه و گروه آموزشی باقی نماند و در اختیار بخشی از جامعه علمی قرار گیرد که به موضوع تحقیق علاقه مندند. اما ماجرا هميشه هم اين طور نیست. در بسیاری موارد  می بینیم که دانشجو به قدری از حاشیه های دوران تحصیل خسته است و به اندازه ای همه بار را بر دوش خود احساس کرده است، که ترجیح می دهد هرچه زود تر از دست مسئله ای که گریبانشان را گرفته، خلاص شود. اینجاست که دانشگاه با گرو گرفتن دو نمره نهایی پایان نامه به شرط انتشار مقاله دست و پا گیر می شود و دانشجو را مجبور می کند که آخرین روزهای حضور در دانشگاه را با شتاب و اضطراب به تدوین مقاله ای مستخرج از پایان نامه مشغول و از مجله ای به مجله دیگر سرگردان باشد تا از تهدیدهای به خطر افتادن مدرک تحصیلی در صورت تأخیر نجات یابد.

فرایند انتشار مقاله

اما فرایند انتشار مقاله در مجلات علمی،  فارغ از اینکه علاقه مند به انتشار نتایج تحقیق باشیم یا به اجبار دانشگاه تن داده باشیم، زمان بر است. عوامل مختلفی نیز بر طولانی شدن آن می افزایند. گاه مشاهده می شود که بیش از یک هفته طول می کشد تا مسئول دریافت مقالات رایانامه خود را بررسی و متن مقالات را دریافت کند و آن را در فایل مشخصی قرار دهد تا گم نشود. در این میان پیگیری های دانشجو نه تنها بر سرعت کار نمی افزاید که باعث دست اندازهای بیشتری می گردد. پرمشغله بودن سردبیران مجلات که در خوش بینانه ترین حالت تنها در یک روز از هفته به دفتر مجله سر می زنند، مشکل بعدی است. در بسیاری موارد جلسات هیئت داوری مقالات نیز به دلیل مساعد نبودن ابر و باد و مه و خورشید هفته ها به عقب می افتد و پس از تشکیل جلسه نیز بخت باید یار باشد تا از انبوه مقاله های در انتظار نگاهی بر عنوان مقاله،نام دانشجو، استاد راهنما و مشاور انداخته شود و بر مذاق شرکت کنندگان در جلسه خوش آید که برای ارسال به داوری انتخابش کنند. پس از ارسال برای داوری نیز باید صبور بود تا داور محترم در میان انبوه فعالیت هایی که در دست دارد، نگاهی بر مقاله بیاندازد و به اندازه کافی انصاف داشته باشد تا مقاله مورد نظر را بدون سوگیری مورد بررسی قرار دهد و در نهایت نتيجه را اعلام دارد. در این میان کافی است که نظر نهایی داوران به اجماع نرسد، بنابراين تصمیم نهایی منوط به ارسال برای داوران دیگری خواهد بود که خود باعث طولانی شدن روندی می شود که گاه بیش از یک سال به طول می انجامد. موضوعی که از همه عجیب تر است، ناکارآمدی نرم افزارهای مدیریت مجلات در تسهیل و تسریع فرایندهااست.

در تمام این مدت دانشجو حتی نمی داند که ارزیابی مقاله اش در کدام مرحله قرار دارد. در این میان کم نیستند افرادی که با تماس های متعدد به دلیل مشابه بودن موضوع تحقیقشان خواستار دریافت متن کامل پایان نامه اند و طبیعتا لازم است که آنها را از آخرین یافته های حوزه مورد علاقه شان آگاه کرد. اما به راستی به چه كساني می توان اعتماد کرد و حاصل زحمات خود را بی آنکه منتشر شده باشد، در اختیار قرار داد؟ در چنین شرایط انتظار و اضطرابی است که دانشجو از فرایند داوری یک مجله ناامید می شود و تحت فشاری که از سوی دانشگاه بر او وارد می گردد، نتیجه کار را به محمل دیگری  می سپرد. دربسیاری موارد حتی انصراف خود را نیز به مجله پیشین اعلام می گردد اما نبود یک نظام هماهنگ در دفتر مجله باعث می شود که بسیار دیر و پس از آغاز کار داوری در مجله دیگر، واکنشی نشان داده شود و اخلاق علمی دانشجو و به تبع آن استادانش زیر سئوال رود.

با همه این احوال می توان با اتخاذ روش هایی اصطکاک ها را تا حد ممکن کم کرد.

نخستین بحث به دانشجو و تلاشی که در حین انجام پایان نامه به کار گرفته است، باز می گردد. مشخص است که پایان نامه ای که خوب کار نشده باشد، محتوای قابل قبولی برای استخراج نخواهد داشت. اما ضعیف بودن مقاله همواره به دلیل ضعیف بودن پایان نامه نیست. فرض بر این است که کاری که تحت نظر استادان راهنما و مشاور انجام شده است و مورد قضاورت وارزیابی داوران مختلف در جلسه دفاع قرار گرفته است و به تایید رسیده است، حرفی برای گفتن دارد. در برخی موارد کم دقتی در تدوین مقاله است که اشکال ایجاد می کند. گاهی وسوسه استخراج چند مقاله از پایان نامه باعث می شود که دانشجو در ارائه داده ها و یافته ها صرفه جویی کند و قضاوت درباره کل کار را زیر سئوال ببرد. از سوی دیگر ممکن است محدودیت صفحات مجله باعث شود که همه ابعاد کار به درستی در مقاله تشریح نشود و داوران را با ابهام و سئوال در جای جای مقاله روبرو کند. باید توجه داشت که قرار نیست پاره های نا هماهنگ پایان نامه را به هم بچسبانیم و آن را تحت عنوان مقاله برای مجلات ارسال کنیم. به وجود آوردن یک باقت منسجم در تدوین مقاله مهم است. مطالعه شیوه نامه مجله مورد نظر و تدوین مقاله در ساختار تعیین شده نیز بر سرعت کار می افزاید.

در سوی دیگر استاد راهنما و مشاور قرار دارند که می توانند ضمن درک خستگی های ناشی از دفاع و فرصت اندکی که برای رفع اشکالات و ارائه نسخه نهایی پایان نامه و تدوین مقاله وجود دارد، حمایت های خود را از دانشجو دریغ نکنند و با ارائه راهنمایی های لازم مهارت های دانشجو را در نگارش مقاله ارتقا بخشند و او را به ادامه راه تشويق كنند. همچنین پیشنهادهای بدون سوگیری استادان درباره انتخاب مناسب ترین مجله برای ارسال مقاله دانشجو را برای ارائه هرچه بهتر کار موثر مي افتد. ارزیابی مقاله و تایید نهایی کار می تواند دانشجو را تا حد زیادی مطمئن کند که در روند داوری با مشکل اساسی روبرو نخواهد شد و سربلند بیرون خواهد آمد.

در سومین ضلع مجلات قرار دارند. سیاستگذاری های کلان در حوزه مجلات تخصصی رشته باید دغدغه سردبیران و مسئولان مجلات علمی قرار گیرد. تخصصی شدن مجله های رشته می تواند بر روند داوری مجلات تاثیر گذارد. در این صورت سردبیران با حجم گسترده ای از موضوع های مختلف  مواجه نخواهند بود . در نتیجه برای پیگیری روند داوری هر حوزه تخصصی انرژی کمتری صرف خواهد شد و مقالات توسط کسانی مطالعه خواهد شد که در آن زمینه صاحب نظرند. در چنين شرايطي مي توان انتظارداشت كه داوری های عادلانه تر با صرف زمان کمتري صورت گيرد. نکته دیگر  مربوط به امور اجرايي  و مديريت داخلي نشريات علمي است. در يافتن راه حل مناسب نبايد از توجه به مسائل و مشکلات کادر اجرایی یک نشریه علمی غافل بود. داشتن انگيزه كافي در دفتر مجله هاي علمي از بعضي احمال ها در انجام مسئوليت ها جلوگيري خواهد كرد و باعث خواهد شد تا كمتر شاهد اتفاق های عجیب و غریب در روند انتشار علمی باشيم.


برچسبها: , , , ,

پاسخ بدهيد

دنبالكها

ارسال دنبالك