فرهنگستان و واژه‌گزینی کتابداری

مقاله — توسط در آذر ۲۰, ۱۳۹۰ در ۴:۲۵ ب.ظ

وجود بايگاني در ايران، دستكم از دورة هخامنشيان به اثبات رسيده است. لوحه‌هاي مالي يافته شده در تخت‌جمشيد نشان از بايگاني مالي در آن دوره دارد. روايت كتاب مقدس (اسفر عزرا، 6: 2) نيز نشان از بايگاني اسناد و فرامين دولتي در همگتانه دارد.[i]

اكثريت قريب به اتفاق واژه‌هاي بكار رفته در فن كتاب و انشاي ايراني در دورة اسلامي متأثر از واژگان عربي است كه خود ريشه در واژه‌هاي مصري، يوناني، هندي، سرياني، عبري و … داشت.[ii]

يورش ايلخانان و سقوط خلافت بغداد، رشد صنعت كتابت و متفرعات آن در دوره مغولان و تيموريان، ارتباط با اروپا و مسيحيان غرب، اختراع صنعت چاپ و ورود آن به ايران زمينه‌ساز حضور واژه‌هاي عديدي در فن كتابت و كتابداري ايران شد.

با ورود صنعت چاپ و سپس نشر روزنامه در ايران، واژه‌هاي مرتبط با آنها نيز بمرور وارد شد. بعضي واژه‌هاي فني تاكنون بهمان صورت سابق مورداستفاده قرار گرفته و بعضي ديگر با لغات فارسي جايگزين شد. بعضي نيز ترجمة تحت‌اللفظي كلمات بيشتر اروپايي بود.

اما كتابداري به عنوان فني و علمي جديد تا سدة بيستم وارد ايران نشد. نخستين واژه‌هاي معادل فارسي (و عربي) براي اصطلاحات نوين كتابداري توسط پژوهشگراني چون محمد قراويني به كار گرفته شدند اما تا تأسيس فرهنگستان در سال 1314 كوشش‌هاي واژه‌گزيني محدود، و بسته به ذوق و سليقه مديران بعضي سازمان‌هاي فرهنگي بود[iii]. بالاخره مقدمات تأسيس فرهنگستان ايران در سال  تدارك ديده شد.

تصميم هيئت دولت دربارة تأسيس فرهنگستان در جلسة  ارديبهشت  به تصويب و در  5 خرداد همان سال به وزارت معارف ابلاغ شد[iv]:

ماده اول – براي حفظ و توسعه و ترقي زبان فارسي، انجمني به نام «فرهنگستان ايران» تأسيس مي‌شود.

ماده دوم – وظايف فرهنگستان به قرار ذيل است:

1-       ترتيب فرهنگ به قصد رد و قبول لغات و اصطلاحات در زبان فارسي.

2-       اختيار الفاظ و اصطلاحات در هر رشته از رشته‌هاي زندگاني با سعي در اينكه حتي‌الامكان فارسي باشد.

3-       پيراستن زبان فارسي از الفاظ نامتناسب خارجي.

4-       تهيه دستور زبان و استخراج و تعيين قواعد براي وضع لغات فارسي و اخذ يا رد لغات خارجي.

5-       جمع‌آوري لغات و اصطلاحات پيشه‌وران و صنعتگران.

6-       جمع‌آوري الفاظ و اصطلاحات از كتب قديم.

7-       جمع‌آوري لغات و اصطلاحات و اشعار و امثال و قصص و نوادر و ترانه‌ها و آهنگهاي ولايتي.

8-       جستجو و شناساندن كتب قديم و تشويق به طبع و نشر آنها.

9-    هدايت افكار به حقيقت ادبيات و چگونگي نظم و نثر و اختيار آنچه از ادبيات گذشته پسنديده است و رد آنچه منحرف مي‌باشد و راهنمايي براي آينده.

10-   تشويق شعرا و نويسندگان در ايجاد شاهكارهاي ادبي.

11-   تشويق دانشمندان به تأليف و  ترجمة كتب سودمند به فارسي فصيح و مأنوس.

12-   مطالعه در اصلاح خط فارسي.

ماده سوم – فرهنگستان داراي دو قسم عضو: (پيوسته و وابسته) خواهد بود.

پيوستگان اعضايي هستند كه افكار خود را بوسيلة مكاتبه به فرهنگستان مي‌رسانند.

ماده چهارم – فرهنگستان با 24 نفر عضو پيوسته، شروع به كار خواهد كرد. ولدي الاقتضاء ممكن است عده پيوستگان به 50 نفر برسد.

ماده پنجم – عضو پيوسته بايد ايراني و سن او لااقل سي و پنج سال باشد.

ماده ششم – در آغاز كار، انتخاب اعضاي پيوسته به پيشنهاد وزارت فرهنگ و تصويب هيأت دولت خواهد بود و پس از آن به پيشنهاد فرهنگستان (به اكثريت دو ثلث اعضا) و موافقت وزارت فرهنگ و تصويب هيأت دولت به عمل خواهد آمد.

ماده هفتم – فرهنگستان يك نفر رئيس خواهد داشت كه به موجب فرمان همايوني منصوب خواهد شد و داراي دو نفر نايب رئيس و دو نفر منشي خواهد بود كه به اكثريت نسبي پيوستگان براي دو سال انتخاب مي‌شوند. طرز انتخاب هيأت رئيسه و همچنين وظايف آنان را نظامنامة داخلي معين خواهد نمود.

ماده هشتم – فرهنگستان بر طبق ماده 587 قانون تجارت، مصوب 1311 ﮬ.ش. داراي شخصيت حقوقي خواهد بود و رئيس، نمايندة فرهنگستان مي‌باشد.

ماده نهم – فرهنگستان داراي، دبيرخانه‌اي (دارالانشاء) خواهد بود كه رئيس و اعضاي آن از طرف وزارت فرهنگ منصوب مي‌شوند.

ماده دهم – اعضاي وابسته، از ميان علما و ادباي داخله و خارجه، انتخاب مي‌شوند. عضويت آنان مانند عضويت اعضاي پيوسته مادام‌العمر خواهد بود.

ماده يازدهم – جلسات رسمي فرهنگستان با حضور نصف بعلاوة يكي از پيوستگان حاضر در تهران، منعقد خواهد شد.

ماده دوازدهم – فرهنگستان برحسب وظايفي كه دارد، ممكن است به كميسيونهاي جزء تقسيم شود. در صورت لزوم از اشخاص خارج نيز براي مشاوره و معاونت مي‌تواند دعوت نمايد.

ماده سيزدهم – فرهنگستان مي‌تواند جلسات تشريفاتي داشته باشد و تماشاچيان ممكن است در اين جلسات حاضر شوند.

ماده چهارم – پيوستگان ممكن است لباس مخصوص داشته، در جشن‌ها و تشريفات دولتي بدان ملبس گردند. شكل اين لباس در نظامنامة جداگانه معين خواهد شد.

ماده پانزدهم – بودجة فرهنگستان در ضمن بودججة وزارت فرهنگ منظور خواهد شد وليكن عضويت فرهنگستان افتخاري خواهد بود.

13-  ماده شانزدهم – مقررات لازم براي اجراي وظايف فرهنگستان و نظامنامه‌هاي راجع به هيأت رئيسه، كميسيون‌ها و نظام‌هاي داخلي و غيره، پس از پيشنهاد فرهنگستان و تصويب وزارت فرهنگ، به موقع اجرا گذارد، خواهد شد. [v]

فرهنگستان پس از تأسيس در 8 كميسيون زير به وضع اصطلاحات نو پرداخت:

1-       كميسيون بررسي اصطلاحات اداري

2-       كميسيون بررسي اصطلاحات دادگستري

3-       كميسيون بررسي اصطلاحات علمي

4-       كميسيون بررسي دستور زبان فارسي

5-       كميسيون بررسي نام‌هاي جغرافيايي

6-       كميسيون تهيه فرهنگ زبان فارسي

7-       كميسيون راهنمايي براي هدايت افكار و جمع‌آوري آهنگ‌هاي محلي و اصطلاحات ولايتي

8-       كميسيون بررسي اصطلاحات پزشكي[vi]

از آنجا كه هنوز كتابخانة ملي ايران تأسيس نشده بود معلوم نيست وضع اصطلاحات كتابداري برعهده كدام كميسيون بود اما دكتري مهري بياني رئيس كتابخانة عمومي معارف و نخستين رئيس كتابخانة ملي، خود عضو كميسيون دستور زبان فارسي بود.

در اسناد كهن كتابخانه ملي، چند سند در اين مورد وجود دارد:

در 26 شهريورماه 1314، دارالانشاء فرهنگستان بخشنامه شمارة 31421/4040 را صادر كرد[vii]:

متحدالمال

كتابخانه عمومي معارف

بموجب مرقومه واصله از رياست فرهنگستان ايران، مؤسسة مذكور مي‌خواهد در لغات تشكيلاتي و اداري كلية ادارات، خاصه لغاتي كه از زبان‌هاي ديگران گرفته شده، تجديدنظر كرده، و در باب پيرايش زبان فارسي از بعضي لغات نامتناسب بيگانه اقدامات بعمل آورد و براي اجراي اين منظور، احتياج به كلية لغاتي دارد كه از لحاظ فني و صنعتي و اداري و تشكيلاتي، مورد احتياج و استعمال وزارت‌خانه‌ها و ادارات مي‌باشد. لذا مقتضي است مقرر داريد از اين تاريخ تا پانزده روز ديگر، فهرست جامعي از كليه لغات و اصطلاحات مختلفه اداري و تشكيلاتي متداول در آن اداره، با توضيحات كافي در اطراف معني و مفهوم، و مورد استعمال هر يك تهيه و بدارالانشاء فرهنگستان ايران كه محل آن فعلاً در اداره‌كل انطباعات است ارسال، و نيز يك نفر از اعضاء آن اداره را تعيين نمائيد تا در صورت لزوم، بموجب اطلاعي كه از دارالانشاء داده خواهد شد در كميسيون فرهنگستان حاضر شده، توضيحات لازمه را بدهد. مديركل وزارت معارف

]مهر امضا[

]مهر[ وزارت معارف و اوقاف و صنايع مستظرفه

دكتر مهري بياني رئيس كتابخانه بدليل نادانسته‌اي در كتابخانه حضور نداشت و لذا آقاي شريعتي كفيل كتابخانه طي نامه‌اي به اداره‌كل انطباعات نوشت[viii]:

اداره‌كل انطباعات

در جواب مرقومه نمره 31421/4040 مورخ 26/4/14 احتراماً اشعار ميدارد كه لغات و اصطلاحات بيگانه كتابخانه، قطع‌نظر از آنهائيكه مصطلح و معمول تمام ادارات و دوائر است، يك لغت ذيل مخصوص كتابخانه‌هاست كه تبديل آن از لحاظ كثرت استعمال، بي‌نهايت ضروري است و آن عبارت است از كلمة fiche و بالتبع متصدي نويسنده و مكان آن. اينك يك عدد از آن براي رفع اشكالاتي كه با توصيف آن تقديم مي‌گردد و در صورتي كه طرز استعمال و يا اطلاعات ديگري مورد احتياج باشد كتابخانه براي اداري هرگونه توضيحات مربوطه با آن حاضر مي‌باشد.

كفيل كتابخانه

]امضاء[ شريعتي

 

پس از بازگشت دكتر بياني به كتابخانه، و آگاهي از نامه بالا، مجدداً نامه‌اي به اداره‌كل انطباعات مي‌نويسد[ix]:

اداره‌كل انطباعات

عطف بمرقومة نمره 31421/4040 مورخ 26/6/14 ]و[ تعقيب مراسلة نمره 136 مورخ 1/7/14، اصطلاحات بيگانه ذيل را نيز كه در كتابخانه مورد استعمال است بعرض مي‌رساند:

كتابخانه – مخزن كتاب – تالار مطالعه – ميز كلاسمان – فيش – كتابدار – كتاب – مدير – معاون – منشي – مترجم – ماشين تحرير – ماشينيت – ساعت – صندلي – تابلوي نقاشي (تصوير) – كتاب چاپي – كتاب خطي – كتاب عكسي – متخصص فني – مرقع – سرلوحه – تذهيب – مجله – كلكسيون – سري – نقشه جغرافيايي – اطلس – ماشين نمره‌زني – كره جغرافيايي – كاتالگ – جعبه آينه (ويترين)

در صورت لزوم براي اداري هر گونه توضيحات، خود اينجانب حاضر است.

]پيش امضا[ بياني

واژه‌هاي پيشنهادي كتابداري، موجودي و تنوع مواد كتابخانه‌اي را نشان مي‌دهد. در اين زمان كتابفروشي‌ها نيز عنوان كتابخانه را مورد استفاده قرار مي‌دادند، لذا دكتر بياني طي نامه‌اي بعضي واژه‌هاي جديد را به فرهنگستان زبان پيشنهاد مي‌دهد[x]:

اداره‌كل انطباعات

چون بعضي مراجعه‌كنندگان فرق بين كتابخانه و كتابفروشي را نداده و از كتابخانه عمومي معارف تقاضاي خريداري كتاب مي‌كنند، متمني است براي رفع اين اشكال مقرر فرمايند پيشنهاد ذيل كتابخانه را براي وضع اصطلاحات جديد كتابداري بعرض فرهنگستان ايران برسانند تا در صورت اقتضا بتصويب برسد.

كتاب

نامه – كتاب

كتابفروشي

نامه فروشي – كتابفروشي

كتابخانه

نامه‌گاه – كتابخانه

قفسه كتاب

نامه‌جاي – گنجه

مخزن كتاب

گنجينه

كتابدار

نامه‌دار – كتابدار

فيش

برگ

]پيش امضا[ بياني

 

6 ماه بعد كه كتابخانة عمومي معارف به كتابخانه ملي تبديل و زيرمجموعه اداره باستان‌شناسي قرار گرفت دكتر بياني طي نامه‌اي واژه‌هاي جديدي را پيشنهاد كرد[xi]:

اداره‌كل انطباعات

تعقيب نامة شمارة 407 – 10/12/15[xii]، متمني است مقرر فرمائيد پيشنهاد ذيل كتابخانه براي وضع اصطلاحات جديد كتابداري به عرض فرهنگستان ايران برسد:

1- كتاب

نامه – كتاب

2- كتابخانه

نامه‌گاه – كتابخانه

Bibliotheque

3- كتابدار

نامه‌دار – كتابدار

Bibliothecaire

4- كتابفروشي

نامه‌فروشي – كتابفروشي

Libraririe

5.کتابفروش

نامه فروش _کتابفروش

libraire

6- علم بكتاب و مطبوعات

نامه‌شناس – كتابشناس

Bibliographe

7- معرفةالكتب، علم كتاب و مطبوعات

نامه‌شناسي – كتابشناسي

Bibliographie

8- قفسه جاي كتاب

گنجه – نامه جاي

9- مخزن كتاب

گنجينه

10- فيش

برگ

11- فيشيه

برگدان – برگ جاي

رئيس كتابخانه

]مهر[ وزارت معارف و اوقاف

كتابخانه عمومي معارف

در پيش‌نويس اين نامه ابتدا عناوين زير پيشنهاد، اما سپس روي آنها خط كشيده شده است[xiii]:

تفال از كتاب

سر كتاب باز كردن – سرنامه باز گردن

Bibliomancie

كتابدوست – عاشق كتاب

كتابدوست – نامه‌دوست

Bibliomane

كتابدوستي – عشق كتاب

كتابدوستي – نامه‌دوستي

Bibliomanie

كتاب‌خوان با ذوق

Bibliophile

كتاب‌خواني با ذوق

Bibliophilie

به دنبال نامه‌هاي فوق به فرهنگستان ايران بالاخره در تاريخ 4/8/1316، بخشنامه زير صادر شد[xiv]:

كتابخانه ملي

عين بخشنامه نمره 10427- 25/7/16 رياست وزراء راجع باصطلاحات كتابداري و لغات جديد مصوب فرهنگستان، ذيلاً درج مي‌شود:

وزارت معارف و اوقاف و صنايع مستظرفه – اصطلاحات كتابداري كه در جلسه هشتاد و ششمين عمومي فرهنگستان تصويب شده از قرار ذيل است:

1- كتاب

كتاب

Livre

2- كتابخانه

كتابخانه

Bibliotheque

3- كتابدار

كتابدار

Bibliothecaire

4- كتابفروشي

كتابفروشي

Librairie

5- كتابفروش

كتابفروش

Librarire

6- عالم بكتاب و مطبوعات

كتابشناس

Bibliographe

7- معرفه‌الكتب

كتابشناسي

Bibliographie

8- قفسه جاي كتاب

گنجه

9- مخزن كتاب

گنجينه – محلي است كه كتاب‌هاي كتابخانه را در آن مرتب مي‌كنند تا در هنگام حاجت بآساني پيدا كرده در دسترس خوانندگان بگذارند.

10- فيش

برگه

11- فيشيه

برگه‌دان

قدغن خواهيد فرمود آنها را در آينده به كار برند و با اين ترتيب از اين به بعد، كتابفروش‌ها حق ندارند كه در تابلوها و آگهي‌هاي خود (كتابخانه) بنويسند و كتابخانه را بايد به (كتابفروشي) تبديل نمايند.

 رئيس‌الوزرا محل امضا[xv]

مقتضي است به كليه مأمورين حوزه ماموريت خود دستور دهيد مفاد آن را رعايت كرده، لغت جديد را در محاورات و مكاتبات بكار برند. بعلاوه بكتابفروشي‌هاي محل، مراتب را ابلاغ كنيد كه از نوشتن كلمة كتابخانه در تابلو و آگهي‌هاي خود خودداري و بجاي آن كلمة كتابفروشي را استعمال نمايند و البته در اجراي اين موضوع به وسيله ادارات شهرباني نظارت لازم بعمل خواهيد آورد. وصول بخشنامه را نيز اطلاع دهيد.

 

از طرف وزير معارف و اوقاف

]امضا[

دكتر بياني رئيس كتابخانه در ذيل نامه نوشت: «آقايان ملاحظه فرمايند 8/8/16»[xvi]. اين نامه اعلان وصول شد[xvii]

با گذشت دو سال از بخشنامه فرهنگستان ايران، هنوز بعضي كتابفروشي‌ها از عنوان «كتابخانه» استفاده مي‌كردند. در فروردين ماه سال 1319، دكتر بياني رئيس كتابخانه پيش‌نويس نامه‌اي را نوشت[xviii] كه به امضاي مدير باستانشناسي كشور آندره گدار رسيد[xix]:

پايگاه وزارت مطبوع

با نهايت احترام بعرض مي‌رساند بطوريكه در هشتاد و ششمين جلسه فرهنگستان ايران بتصويب رسيده استعمال واژه «كتابخانه» فقط در مورد بنگاههائيكه براي بهره بردن، بررسي و مطالعه مي‌باشد جائز، و كتابفروشي‌ها مقرر شده است اين واژه را استعمال ننمايند و با اينكه از طرف اداره‌كل نگارش و شهرباني اقدام لازم براي جلوگيري از استعمال واژه «كتابخانه» در مورد كتابفروشي‌ها بعمل آمده هنوز پاره‌اي از كتابفروشي‌ها در تابلو و كاغذهاي خود بجاي «كتابفروشي»، و «كتابخانه» مي‌نويسند. چون اين ترتيب علاوه بر اينكه خلاف مقررات و قانون است يكنوع اهانتي نيز به كتابخانه‌هاي رسمي است. مستدعي است در صورت تصويب امر مقرر فرمايند براي جلوگيري از اين كار اقدام لازم بعمل آيد. امر مبارك مطاع است.

مدير باستانشناسي

]امضاي فرانسوي آندره گدار[

ظاهراً وزير فرهنگ اسماعيل مرآه در زير نامه نوشته است: «باداره شهرباني بنويسند كه اقدام نمايند 21/1/19».

لذا در تاريخ 24/1/19 نامه‌اي به شهرباني نوشته شد كه پيش‌نويس آن به خط دكتر بياني موجود است[xx].

اداره‌كل شهرباني

بطوريكه در هشتاد و هشتمين جلسه فرهنگستان ايران بتصويب رسيده استعمال واژه «كتابخانه» براي كتابفروشيها ممنوع گرديده و اين موضوع سابقاً از طرف اداره‌كل شهرباني اقدام و تابلوي كتابفروشي‌ها تعويض شده است. ولي اخيراً باز بعضي از كتابفروشي‌ها بعنوان‌هايي روي كاغذ و پاكت و تابلوي خود «كتابخانه» نوشته‌‌اند. متمني است امر و مقرر فرمايند براي تبديل واژة «كتابخانه» به «كتابفروشي» اين قبيل مغازه‌ها اقدام لازم بعمل آيد.

(مدير باستانشناسي)

شهرباني نيز در پاسخ به نامه كتابخانه ملي نوشت[xxi]:

وزارت فرهنگ

عطف بنامة شماره 168 كتابخانه ملي براي جلوگيري از استعمال واژه كتابخانه از طرف كتابفروشي‌ها، آموزش داده شد.

از طرف رئيس اداره‌كل شهرباني

]امضاي ناخوانا[

از روش آموزش شهرباني به كتابفروشي‌ها چندان آگاهي نداريم اما معلوم است چنان كارگر نيافتاده بود زيرا پنج سال بعد رئيس كتابخانه ملي در نامه‌اي به مديركل معارف نوشت[xxii]:

 

مقام مديريت كل

بطوريكه خاطر عالي مستحضر است اصطلاح كتابخانه كتابفروشي در فرهنگستان ايران از يكديگر تفكيك شده و چندي قبل با اقدام وزارت متبوع از طرف شهرباني بكتابفروشي‌ها تذكر داده شد كه تابلوهاي «كتابخانه» را به «كتابفروشي» تبديل كنند ولي اخيراً باز ديده مي‌شود كه بعضي كتابفروشي‌ها مانند كتابفروشي طهران (خيابان لاله‌زار) و كتابفروشي دانش (خيابان سعدي) تابلوي خود را بعنوان كتابخانه تهيه و نصب كرده‌اند. چون اين عمل ذهني است كه بكتابخانه‌ها كه از مهمترين مؤسسات فرهنگي مي‌باشند مستدعي است دستور اقدام لازم را صادر فرمايند.

]پيش امضا[ بياني

اميد است با انتشار ديگر اسناد كهن مرتبط با كتابخانه ملي بويژه اسناد موجود در سازمان اسناد ملي ايران كه اينك با كتابخانه ادغام شده است آگاهي ما از واژگان وضع شده كتابداري افزايش يابد[xxiii].


[i]. دربارة سابقه آرشيو در ايران بنگريد به مقاله محمدتقي دانش‌پژوه «گنج و گنجور» هنر و مردم، ش 119 تا 135 (1351)

[ii].

[iii]. دربارة مقدمات تأسيس فرهنگستان در ايران، بنگريد به:

–          «تاريخي از فرهنگستان ايران»، نامه فرهنگستان، سال 1، فرودين ارديبهشت 1321

–          «تاريخي ديگر از فرهنگستان» عيسي صديق، نامه فرهنگستان، سال 1، ش 4، آبان 323

–          «فرهنگستان و مسأله واژه‌هاي بيگانه»، نصرالله پورجوادي/ احمد سميعي، نشر دانش، سال 13، شماره 3، فرودين و ارديبهشت 72

[iv]. محسن روستايي در 7 شماره مجله گنجينه اسناد، سازمان اسناد ملي ايران، اسناد واژه‌گزيني را انتخاب و منتشر كرده است:

–          «تغيير لغات و قانون تأسيس فرهنگستان ايران»، گنجينه اسناد، ش 12

–          «واژگان نظامي مصوب فرهنگستان ايران»، گنجينه اسناد، ش 16

–          «واژگان عدليه مصوب فرهنگستان ايران»، گنجينه اسناد، ش 21 و 22

–          «فرهنگستان و واژگان مصوب پيشنهادي بلديه»، گنجينه اسناد، ش 25 و 26

–          «واژگان پزشكي مصوب فرهنگستان ايران»، گنجينه اسناد، ش 27 و 28

–          «واژگان علمي مصوب فرهنگستان ايران»، گنجينه اسناد، ش 31 و 32

–          «واژگان علوم طبيعي مصوب فرهنگستان ايران»، گنجينه اسناد، ش 33 و 34

[v]. روستايي، گنجينه اسناد، ش 12، ص 31 و 32

[vi]. همانجا، ص 32 تا 36

[vii]. ورود به دفتر كتابخانه عمومي معارف، 27/6/14 شماره 136 (سند شماره 1)

[viii]. صدور به شماره 136 بتاريخ 1/7/14 (سند شماره 2)

[ix]. صدور به شماره 158 بتاريخ 23/7/14 (سند شماره 3)

[x]. صدور به شماره 407 بتاريخ 10/12/15 (سند شماره 4)

[xi]. صدور به شماره 197 بتاريخ 16/6/16 (سند شماره 5 و 6)

[xii]. در پيش‌نويس‌نامه كه تاريخ 24/5/16 را بر خود دارد ابتدا نوشته شده بود: «اينك كه حسب‌الامر مقام وزارت متبوع شده است تغييري در نامه كتابخانه داده شود» كه سپس خط خورده و متن حاضر نوشته است معلوم مي‌شود تصميم به تغيير نامه كتابخانه عمومي معارف به كتابخانه ملي هنوز به قطعيت نرسيده بود. و شايد بدليلي ديگر؟!

[xiii]. جالب كه 5 واژة حذف شده در پتي‌لاروس عيناً پشت سر هم قرار گرفته و ظاهراً هم از آنجا انتخاب شده بود.

[xiv]. ورود به دفتر كتابخانة ملي 8/8/16 شماره 302 (سند شماره 7)

[xv]. در اين زمان محمود جم رئيس‌الوزرا بود.

[xvi]. ظاهراً در اين زمان همه كاركنان كتابخانه مرد بودند.

[xvii]. صدور به شماره 302 بتاريخ 8/8/16 (سند شماره 8)

[xviii]. صدور به شماره 137 بتاريخ 20/1/19 (سند شماره 9)

[xix]. صدور به همان شماره و تاريخ (سند شماره 10)

[xx]. صدور به شماره 168 بتاريخ 24/1/19 (سند شماره 11)

[xxi]. نامه شماره 5027 سركلانتري بتاريخ 28/1/19 (سند شماره 12)

[xxii]. نامه شماره 129 بتاريخ 23/1/24 (سند شماره 13)

[xxiii]. اسناد موجود، بيشتر پيش‌نويس اسنادي است كه دكتر مهري بياني نوشته است. اين نامه‌ها پس از تايپ به امضاي رئيس اداره باستانشناسي كشور آندره گدار مي‌رسيده و به وزارت معارف ارسال مي‌شد. اسناد اصلي و تايپ شده بعدها از وزارت معارف به سازمان اسناد ملي ايران منتقل شد.


برچسبها: , , , , ,

    يك نظر

  • کتابدار سابق گفت:

    خیلی جالب بود. تاریخ میتواند آموزنده باشد در غیر این صورت باید در تاریکی گام برداشت.

پاسخ بدهيد

دنبالكها

ارسال دنبالك