شوکت کتابخانه ملی

يادداشت — توسط در خرداد ۴, ۱۳۹۰ در ۱۲:۵۷ ب.ظ

سليمان نبي پادشاهي باشوكت بود.

“خداوند، حکمت و حشمت به سلیمان عطا فرمود. باد و عناصر طبیعت، در اختیار او بود. همه انواع آفریدگان پروردگار، از جمله جن، در اختیار و زیر سلطه او و در خدمت او بودند.سلیمان در یکى از واپسین روزهاى پرشکوه فرمانروایى و پیامبرى، فرمان داد که هیچ کس مزاحم او نشود:

– دیرى است که ما به رتق و فتق امور مشغولیم. کارها نمى گذارد ما لحظه اى بیاساییم. امروز من بالاى قصر مى روم و در آنجا به تماشا مى نشینم. هیچ کس، حتى فرزندان و همسرم، نباید مزاحم شوند، تا خود پایین بیایم! شنیدید چه گفتم؟

– بلى، عالى جناب.

سلیمان عصاى خود را برداشت و از پله هاى طولانى قصر به ایوان بلندترین اشکوبه رفت و در آنجا به عصا تکیه زد و به تماشاى پایین قصر پرداخت.

ناگاه در کنار خود جوان خوشرویى دید که به او لبخند زد!

– تو با اجازه چه کسى خود را به اینجا رسانده اى، چگونه آمدى و کیستى؟

– من با اجازه صاحب اصلى قصر آمده ام!

سلیمان دریافت که او عزرائیل است و از سوى خداوند براى قبض روح او آمده است. پس گفت:

– ما امروز را به استراحت اختصاص داده بودیم و اینک خداوند لقاى خود را بر ما مقدر کرده است، چه بهتر!

سلیمان، براى چند روز، همچنان تکیه زده بر عصا و در حالى که چشمان بى فروغش پایین قصر را مى نگریست، سر پا بود. اما هیچ کس جراءت نمى کرد به ایوان برود تا بداند که او روزهاست که مرده است! فاصله چندان بود که کس نمى توانست در چشمان او غروب فروغ را دریابد. پس به امر خداوند، موریانه ها انتهاى عصاى او را جویدند و فشار جسد عصا را لغزاند و سلیمان، با آن حشمت بى مثال، با چهره بر ایوان غلتید. در آن هنگام همگنان دریافتند دیرى است که سلیمان مرده است! “ (نقل از سایت تبیان)

 

 

شايعه ادغام كتابخانه ملي ايران (و شايد سازمان اسناد و كتابخانه ملي ايران) چند ماهي است پيچيده و بر زبانها افتاده، و بي تكليفي انتخاب رياست سازمان به آن دامن زده بود. ديروز هم كه خبر موافقت شوراي عالي اداري با “الحاق نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور و کتابخانه ملی” و تعيين “کمیته‌ای به منظور بررسی و تعیین تکلیف ساختمان‎های اداری مازاد و مورد نیاز دستگاه‎های اجرایی و ساماندهی این فضا‌ها را خوانديم.

فعلأ تكليف كتابخانه ملي كمي روشن تر است اما تكليف آرشيو ملي در تاريكي كامل است. كاركنان آرشيو ملي زياد خوشحال نشوند. شايد مقصود تصميم گيران از “كتابخانه ملي” همان “سازمان اسناد و كتابخانه ملي ايران” باشد.

 

البته من هم نمي دانم چه كسي از سوي سازمان يا جامعه كتابداري در آن نشست از كتابخانه ملي دفاع كرده است يا اصلأ شركت داشته است يا نه. فعلأ تكليف كتابخانه ملي كمي روشن تر است اما تكليف آرشيو ملي در تاريكي كامل است. كاركنان آرشيو ملي زياد خوشحال نشوند. شايد مقصود تصميم گيران از “كتابخانه ملي” همان “سازمان اسناد و كتابخانه ملي ايران” باشد.

معاون سابق كتابخانه ملي (و سازمان بعدي اسناد و كتابخانه ملي كه مسئوليت اداري ندارد و آزادنه اظهار نظر ميكند) و معاون كنوني در نوشته هاي خود نگراني خود را از عواقب ادغام پنهان نكرده اند. رياست انجمن كتابداري نيز پيشتر مخالفت و نگراني خود را اعلان كرده بود. ظاهرأ اين بزرگواران كتابدار و شبه كتابدار و مسئولين پيشين و كنوني، كه نگران حفظ شوكت كتابخانه ملي ايران هستند نمي دانند كه شوكت كتابخانه ملي ايران مدتهاست به سر آمده و تنها كم كاري موريانه هاست كه بعضی مسائل را آشكار نكرده است !


برچسبها: , ,

پاسخ بدهيد

دنبالكها

ارسال دنبالك