کتابداران داوطلب

يادداشت — توسط در اسفند ۲۵, ۱۳۸۹ در ۹:۵۷ ق.ظ

مقدمه

در چندين مطلب و كتاب در مورد زندگي اساتيد و پيشكسوتان ديده‌ام كه همه به ارزش و اهميت كار و فعاليت داوطلبانه اشاره كرده‌اند (از آن جمله: ميرهادي و ضرابي، 1383؛ قنبري، 1386). آنها ذكر مي‌كنند كه در خانواده، مدرسه، كالج، دانشگاه و نهادهای اجتماعی دیگر، اين موضوع مهم را به ما ياد داده و آن را امري ارزشمند معرفي كرده‌اند. به طوري كه ما از زماني كه قدرت تميز و تشخيص و بعدها كه قدرت تصميم يافته‌ایم، همواره بخش ويژه و مهمي در ذهنمان به فعاليت‌هاي داوطلبانه اختصاص يافته است. حتي اين امر چنان كشش و جذابيتي برايمان داشته، كه گاه بر سر آن به رقابت پرداخته‌ايم، گاه رجز خوانده‌ايم كه من قادرم اين كار داوطلبانه خيلي سخت را در اين زمان معين به انجام برسانم و گاهي پيش ‌آمده كه چند روز و شب را استراحت نكرده‌ايم و از هر كار ديگري دست ‌شسته‌ايم تا به فعاليت داوطلبانه بپردازيم.

الان اما، دولت‌ها تلاش زيادي مي‌كنند تا كار داوطلبانه را رونق دهند و طوري نظام‌مند اين موضوع را در قالب NGOها (يا سازمان‌هاي مردم‌نهاد) به سامان برسانند. اما هرچه بيشتر مي‌كوشند، كمتر توفيق مي‌يابند. آن سابقه و اين وضعيت حاضر، چنين پرسشي را پيش مي‌آورد: دليل چيست كه چنين امر مهمی که از ضروریات جوامع بشری  است، وجود ندارد يا آنقدر كمرنگ است كه انگار نيست، و تلاشها برای رواج و رونق آن به ثمر نمي‌نشيند؟

براي عدم اقبال به فعاليت‌هاي خودجوش و داوطلبانه در دوره حاضر، عوامل مختلفي مي‌توان ذكر كرد كه حوزه كتابداري و اطلاع‌رساني نيز به نوعي در سال‌ها و دهه‌هاي گذشته با آن روبه‌رو بوده ‌است. عوامل مرتبط با موضوع عدم داوطلبی در فعالیت‌های اجتماعی را مي‌توان به دو دسته: “عوامل عمومي” و “عوامل اختصاصي” تقسيم كرد. عوامل عمومي این مقوله، آن دسته از عوامل هستند كه مشكل كل جامعه بشري در سطح كلان جهاني و یا در دايره‌اي محدودتر، در سطح ملی به شمار می‌آیند و به صنف و رشته و گروه خاصی مربوط نمی‌شوند و همه درگیر آن هستند. يعني، در همه جاي دنيا و در همه علوم و حوزه‌ها با اين معضل مواجه هستند و اگر چه ممكن است كم يا زياد باشد، اما به هر حال براي همه وجود دارد. عوامل اختصاصي، آن دسته عواملي هستند كه در كنار عوامل جهاني، صرفا در جغرافياي كشور ما قابل توجه و بررسي هستند. در ادامه مشخصات هر يك از اين دسته عوامل برشمرده مي شوند:

عوامل عمومی

واقعيت اين است كه صنعت، رايانه، فناوري و سرعت، كه از خصيصه‌هاي اصلي دوره حاضر هستند، همه و همه انسان را به گونه‌اي به انزوا و فردگرايي هل داده‌اند. يعني بشر امروز، طي يك فرايند تغيير ژنوم اجتماعي، آموخته و كم‌كم ملكه ذهن‌اش شده‌ كه بايد اسب خود را براند و تا جايي كه مي‌شود، در فرديت فردي خويش فرو رود. و همين است كه باعث مي‌شود اغلب، انسان امروزي نه احساس نيازي به فعاليت‌هاي داوطلبانه داشته باشد و نه دليلي و توجيهي براي آن پيدا كند. يعني اينكه در كل جهان امروزي، انسان‌ها چندان حساسيتي به امور ديگران نداشته و همه انسانها، با خلاص کردن خود از زیر بار مسئولیت، كارها را تا جايي كه مي‌توانند واگذار می‌كنند به سيستم‌هايي كه قرار است جوامع را بچرخانند. [1]

عوامل اختصاصی

این عوامل، آنهایی هستند که جدای از عوامل عمومی که گریبانگیر همه ملت‌ها و کشورها هستند، اختصاصا در کشور ما قابل بررسی و مداقه‌اند. سابقه تاريخي، اتفاقات تند و خشن اجتماعي و سياسي، ويژگي‌هاي مذهبي، اخلاقي و اجتماعي ايرانيان و اتفاقات سياسي، اجتماعي و اقتصادي و فرهنگي دهه‌هاي اخير، همه و همه عواملي بوده‌اند كه نه تنها فعاليت‌هاي داوطلبانه و خودجوش را رونق نبخشيده‌اند، كه هر روز فاصله اجتماع با آن را بيشتر كرده‌اند. از مهمترين مولفه‌هاي اثر‌گذار بر فعاليت‌هاي داوطلبانه، احساس تعلق اجتماعي است. يعني اينكه فرد تا چه حد خود را وابسته به اجتماع و جامعه پیرامونی خود مي‎‌پندارد. تغيير و تحولات تند و سريع سياسي و دولتي که در طول زمان بارها در کشور ما رخ داده، معمولا فرصتي براي بر‌قراري ارتباط و تعلق اجتماعي باقي‌ نگذاشته است. به خصوص زماني كه تغيير و تحولات صرفا به صورت جابجايي قدرت و موقعيت نيست، بلكه تحولات اساسي و ريشه‌اي در برنامه‌ها، زير‌ساختها و مباني سیاسی و اجتماعی را صورت مي‌دهد.

به هر حال، عوامل عام و خاص كلان اجتماعي موثر بر فعاليت‌هاي داوطلبانه، هر چه هستند موضوع بحث ما نيستند. غرض از اين مقدمه، ذكر برخي نكات مهم و اثرگذار بر اين موضوع بود و در ادامه مي‌خواهيم به وضعيت داوطلبانگي در حوزه خودمان، يعني كتابداري و اطلاع‌رساني بپردازيم. نكته‌اي كه بايد در ابتدا گوشزد كنم اين است كه حوزه كتابداري و اطلاع‌رساني، از جمله حوزه‌‌هايي است كه تعامل و ارتباط اجتماعي درون و برون رشته‌اي آن گسترده است. به خصوص ارتباطات درون‌رشته‌اي آن وضعيت نسبتا خوبي دارد. تجربه دانشجويي در اين رشته، نشست‌ها، همايش‌ها، عكس‌العمل‌هاي حرفه‌اي و علمي اين حوزه، نشان مي‌دهد كه چنين ارتباط‌هايي به نسبت خوبي وجود دارد. اما علي‌رغم اين ارتباطات، وضعيت فعاليت‌هاي داوطلبانه، آن‌گونه كه بايد باشد نيست. يعني با اين پتانسيل نيروي متخصص در اين رشته و ارتباط‌هاي خوبي كه وجود دارد، انتظار مي‌رود وضعيت به نسبت بهتر باشد، اما نيست. اين نبودن را بنده به اعتبار نزديك به ده سال كار نزديك با انجمن كتابداري و اطلاع‌رساني ايران و ساير فعاليت‌هاي اجتماعي اين رشته عرض مي‌كنم. در تحليل اين كمبود در جامعه كتابداري كشور، نكاتي چند قابل ذكر است كه به برخي از آنها به اجمال پرداخته خواهد شد:[2]

خود‌نمايي

رشته كتابداري و اطلاع‌رساني، در زمره رشته‌هاي اخلاق‌مدار است. يعني در آن بر اخلاقيات و تعهدات حرفه‌اي كتابداري تاكيد بسيار شده و مدام بر تعالي روحي و اخلاق كتابدار تاكيد مي‌شود. مدام در همه درس‌ها تكرار مي‌شود كه كتابدار بايد سجاياي اخلاقي فراوان داشته‌ باشد تا بتواند در‌بست در خدمت كاربر باشد و نيازهاي او را بر‌آورده سازد. وقتي كسي را اخلاق‌ مدار مي‌دانيم و مي‌پرورانيم، لا‌جرم بايد بدي‌هاي اخلاقي را از خود دور كند. يكي از مظاهر بد‌اخلاقي در جامعه‌ي ما خود‌نمايي است كه در مقابل آن فروتني بسيار تشويق شده و محترم شمرده مي‌شود. حال آنكه براي فعاليت داوطلبانه، فرد بايد قدري خود‌ستايي و خود‌نمايي داشته باشد؛ زيرا از يك سو لازم است آنقدر خودش را قبول داشته باشد كه بيايد و اعلام كند كه مي‌تواند فلان كمك را بكند و از سوي ديگر آنقدر انگيزه‌ي خودنمايي (به معناي مثبت آن) داشته باشد كه زحمت‌هاي انجام يك كار بي‌مزد و منت را به جان بخرد.

رشته كتابداري و اطلاع‌رساني، در زمره رشته‌هاي اخلاق‌مدار است. يعني در آن بر اخلاقيات و تعهدات حرفه‌اي كتابداري تاكيد بسيار شده و مدام بر تعالي روحي و اخلاق كتابدار تاكيد مي‌شود. مدام در همه درس‌ها تكرار مي‌شود كه كتابدار بايد سجاياي اخلاقي فراوان داشته‌ باشد تا بتواند در‌بست در خدمت كاربر باشد و نيازهاي او را بر‌آورده سازد. وقتي كسي را اخلاق‌ مدار مي‌دانيم و مي‌پرورانيم، لا‌جرم بايد بدي‌هاي اخلاقي را از خود دور كند.

جاه‌طلبي:

از عوامل ديگر موثر بر عدم استقبال از فعاليت‌هاي داوطلبانه، جاه‌طلبي كتابداران است. باز هم بايد در اينجا بار مثبت و معناي مثبت جاه‌طلبي را در نظر بگيريم. زيرا، جاه‌طلبي افراطي جزء اخلاقيات بد به شمار مي‌آيد. اما اندكي جاه‌طلبي، به معناي انگيزه و موتور حركت است و بايد مقدار معيني از آن در وجود افراد موجود باشد تا اقدامي بكنند و از جايي كه هستند چند قدمي بيشتر بر‌دارند. يكي از عوامل موثر بر جاه‌طلبي افراد، مسائل مالي و در‌آمدي است. زيرا فرد احساس مي‌كند براي مثال اگر در يك بنگاه اقتصادي فعاليت مي‌كند، در صورتي كه فعاليت‌هاي اقتصادي خود را جاه‌طلبانه‌تر در نظر بگيرد، مي‌تواند صاحب در‌آمد و وضعيت مالي بهتر‌ي شود، و قدري از اين جاه‌طلبي هم در فعاليت داوطلبانه فرد بروز مي‌كند. در حالي كه در دنياي كتابداري و اطلاع‌رساني، معمولا كار در كتابخانه‌ها شكل مي‌گيرد كه تقريبا همه آنها غير‌انتفاعي و دولتي و عام‌المنفعه هستند. بنابراين جاه‌طلبي براي انجام كاري گسترده و فراخ‌تر كردن مرز‌هاي كتابخانه و توسعه در‌آمد و انگيزه‌هاي مالي نيز خود به خود منتفي مي‌شود.

پرستيژ اجتماعي:

اين موضوع پرستيژ اجتماعي در حوزه كتابداري و اطلاع‌رساني، كار‌كردي دو‌گانه دارد. يعني هم عاملي براي فعاليت‌هاي داوطلبانه به شمار مي‌آيد و هم عاملي براي عدم تمايل به فعاليت‌هاي داوطلبانه. وجوه مختلف مرتبط با پرستيژ اجتماعي رشته را اين‌گونه مي‌توان تحليل كرد كه متاسفانه چيزي كه از رشته كتابداري و اطلاع‌رساني در اذهان قاطبه‌ي اهالي آن شكل گرفته، ديدي غير‌مثبت به رشته است. از نام رشته، در‌آمد، قضاوت جامعه، جايگاه اجتماعي، وضعيت در‌آمدي گرفته تا نظر‌گاه مسئولين، جايگاه اداري، بر‌خوردهاي سياسي و … با اين رشته عموما يك تصوير نا‌كار‌آمدي و ضعف را در اصحاب اين حوزه به خصوص جوانان و دانشجويان به وجود آورده است. وقتي فارغ‌التحصيل اين رشته خود را با فارغ‌التحصيل يك رشته مهندسي كه از نظر مدرك و سابقه و… يكسان هستند مقايسه مي‌كند و مي‌بيند حقوق او كمتر از فرد مشابه است و وقتي هم اعتراض مي‌كند، خيلي راحت تهديد به حذف شغل و كتابخانه و مسئوليت و… مي‌شود، حق هم دارد چنين تصوري را در خود شكل دهد.

واكنش‌هاي افراد در بر‌خورد با چنين موقعيت‌هايي متفاوت است. يك گروه براي فرار از فشار فضاي سنگين چنين نگاهي، به سوي فعاليت‌هاي داوطلبانه و اقدامات عملي روي مي‌آورند و تلاش مي‌كنند با جمع ياران و همراهان يكدل و داوطلب ديگر، چاره‌اي براي اين درد بيابند. آنها با روحيه مثبت‌انديشانه به اين طرز تلقي و نگرش اجتماعي، تلاش مي‌كنند با اقدامات عملي، مرهمي براي درد‌هاي خود بيابند و به نوعي هم در زير نقاب فعاليت مثبت، خود را از زير بار نگاه منفي اجتماعي رها كنند و هم اينكه اگر توانستند راهكارهايي هم براي رفع و درمان آن بيابند.

گروه دوم با روحيه منفي‌نگرانه به موضوع نگاه مي‌كنند و ديگر همه چيز را تمام شده مي‌پندارند و خود را در اختيار سر‌نوشت مي‌گذارند و اجازه مي‌دهند سيلاب بد‌بيني اجتماعي آنها را با خود ببرد و آنها اگر احيانا توانستند حتي خود را از تعلق و وابستگي به جامعه كتابداري نيز تطهير مي‌نمايند. اينها چاره را در كنار گود ايستادن و بازي ديگران را تماشا كردن و هراز چند گاهي، غر زدن مي‌بينند.

وقتي فارغ‌التحصيل اين رشته خود را با فارغ‌التحصيل يك رشته مهندسي كه از نظر مدرك و سابقه و… يكسان هستند مقايسه مي‌كند و مي‌بيند حقوق او كمتر از فرد مشابه است و وقتي هم اعتراض مي‌كند، خيلي راحت تهديد به حذف شغل و كتابخانه و مسئوليت و… مي‌شود

آزادي خواهي:

تعاليم كتابداري و ذات اين رشته اساسا دمكراتيك و آزادي‌طلبانه است (حري،1389). زيرا اولين موضوعي كه با آن در دروس خود آشنا مي‌شوند سانسور و اثرات مخرب آن است و دائم خود را تلاشگر در راه آزادي دسترسي به اطلاعات مي‌يابند. در حالي كه معمولا، در قالب كشورها، آزادي مطلق دسترسي به اطلاعات و عدم سانسور، چندان به ذائقه دولت‌ها خوش نمي‌آيد. تعارض بين نظرات دولت‌ها و كتابداران در اين زمينه، معمولا زمينه‌هاي عدم همراهي كتابدارن با دولت‌ها و سياست‌هاي آنها و در نتيجه عدم تعلق اجتماعي را در پي دارد و چنان‌كه در ابتداي بحث عرض شد، عدم تعلق و همراهي اجتماعي در جوامع، مهمترين آفت فعاليت‌هاي داوطلبانه به شمار مي‌آيد.

حاصل سخن

آنچه در اين نوشته اندك آمد، اشاره‌اي به برخي عوامل موثر بر عدم رونق فعاليت‌هاي داوطلبانه به صورت عام و كمبود افراد داوطلب در حوزه كتابداري و اطلاع‌رساني به صورت خاص بود. چنانكه ذكر آن رفت، دلايل و عوامل زياد هستند و در اينجا به برخي از مهمترين عوامل عمومي و اختصاصي اشاره شد. اگر بخواهيم جمع‌بندي كرده و به يك دسته عوامل امتياز بيشتري بدهيم، مي‌توان ادعا كرد كه عوامل عمومي، عموما از قدرت و قوت بيشتري در اين زمينه بر‌خوردار هستند. زيرا، اولين و مهمترين چيزي كه باعث مي‌شود بشر به فعاليت داوطلبانه روي آورد، همان تعلق به يك جامعه است. زيرا در اين صورت است كه فرد خود را با بقيه عوامل اجتماعي سهيم و شريك مي‌داند و سرنوشت خود را با سرنوشت جامعه هم‌پيوند تلقي كرده و براي بهبود آن مي‌كوشد. در غير اين صورت به هيچ چيز جامعه  وقعي نمي‌نهد  چه بسا در تخريب و ضديت با آن نيز از جهد و كوششي فرو‌گذار نكند.

 

 

فهرست منابع

حري، عباس (1389). “كتابداري ذاتا دمكراتيك است”. عطف. شماره پنجم، آذر و دي 1389. قابل دسترس در: http://www2.atfmag.info/1389/11/06/interview-horri/ [تاريخ مشاهده 1/12/1389].

قنبري، اميد (1386). “زن‍دگ‍ی‌ن‍ام‍ه‌ و خدمات علمی و فرهنگی استاد ن‍وش‌آف‍ری‍ن‌ ان‍ص‍اری‌”. ت‍ه‍ران‌: ان‍ج‍م‍ن‌ آث‍ار و م‍ف‍اخ‍ر ف‍ره‍ن‍گ‍ی‌.

م‍ی‍ره‍ادی‌، ت‍وران‌؛ ض‍راب‍ی، سيمين (1383). “م‍ادر و خ‍اطرات‌ پ‍ن‍ج‍اه‌ س‍ال‌ زن‍دگ‍ی‌ در ای‍ران‌”. ت‍ه‍ران‌: ن‍ش‍ر ق‍طره‌.


[1] . البته اين  موضوع مطلق نيست و بسته به هر كشور متفاوت است. در برخي از كشورها وضعيت فعاليت‌هاي غيردولتي و مردم نهاد بسيار گسترده و خوب است اما كليت جامعه جهانی به سوی بی‌تفاوتی اجتماعی پیش می‌رود.

[2] . ناگفته نماند كه دلايل عمومي بر‌شمرده در خصوص نقصان فعاليت‌هاي داوطلبانه به طور کلی در حوزه کتابداری هم صادق بوده و اين نكات كه در پي مي‌آيد علاوه بر عوامل کلی، عواملی ويژه جامعه كتابداري و اطلاع‌رساني ایران است.

 


برچسبها: , ,

پاسخ بدهيد

دنبالكها

ارسال دنبالك