عطف گامی است استوار

يادداشت — توسط در اسفند ۲۵, ۱۳۸۹ در ۹:۵۳ ق.ظ

گامهاي عطف را كه مي بينم، چه شوقي، چه حسي پيدا مي كنم. بازهم كاري صورت گرفت و خوب هم صورت گرفت. كاري كه در قيد و بند حرفهاي محتاجانه و از سر طلب ارتقاء و ترفيع و تز و اين حرفهاي ميرا نيست. حرف دل است. و چون حرف دل است لاجرم بر دل خواهد نشست و اين يك سال نشان داده كه نشسته است. چرا كه ديده ام خيلي ها سراغش را مي گيرند و نيامدن و دير آمدنش برايشان مهم است. دلتنگ عطف مي شوند اگر به وقت نيايد. اينها همه نشانه است. نشان مي دهد كه پس پرده عطف خبرهايي، انديشه هايي و افقهايي روشن نهفته است. عطف ما را از قيد و بندهاي دست و پاگير نوشتن و انديشيدن رهانيده و به مصداق اين كلام ناب مولانا “مفتعلن مفتعلن مفتعلن کشت مرا” نزديكمان كرده است.

اينكه چرا در انتظار گامهاي عطف گاهشماري مي كنم، دلايلي چند دارد كه در ادامه به برخي از مهمترين آنها اشاره مي كنم:

  • تعهد به نوشتن: عطف براي من يك تعهد است. يعني اينكه خودم را موظف و متعهد كرده ام كه در هر شماره اش مطلبي و حرفي داشته باشم. و اين يعني يك نظم، يك برنامه. هر دو ماه يكبار حرفي كه در جايي از ذهنم دائم تكان مي خورد و مي خواهد به گوش كسي برسد را مكتوب كنم و به خواننده بسپارم. اين موضوع كمي نيست. شايد بزرگترين اتفاقات زندگي انسانها از همين تعهدهايشان سرچشمه مي گيرند. يك برنامه منظمي كه شما را مجبور كند در هر حال و شرايطي بنويسيد و درد و حرف خود را با مخاطبين در ميان بگذاريد.

عطف براي من يك تعهد است. يعني اينكه خودم را موظف و متعهد كرده ام كه در هر شماره اش مطلبي و حرفي داشته باشم. و اين يعني يك نظم، يك برنامه. هر دو ماه يكبار حرفي كه در جايي از ذهنم دائم تكان مي خورد و مي خواهد به گوش كسي برسد را مكتوب كنم و به خواننده بسپارم.

  • حرف دل: در عطف حرف دل زده مي شود. بارها اتفاق افتاده كه در مقام نويسنده يك مقاله علمي يا دانشجوي در حال گذراندن پايان نامه، از سوي داوران و اساتيد محترم خط يا خطهايي بر دور جملاتي كشيده شده و از من خواسته اند كه در اين زمينه استنادي بياورم يا اينكه گفته اند اين حرفها در نگارش علمي جايي ندارد. متقابلا، خودم در مقام داور مجله يا رساله اي، همين را به ديگران گوشزد كرده ام. اما هميشه، در هر كدام از اين جايگاه ها كه قرار گرفته ام، هميشه اين پرسش برايم مطرح بوده است كه بالاخره جاي اين حرفها، كه خيلي هايش هم حسابي است، كجاست؟ بالاخره، دانشجو يا محقق كجا بايد حرف خودش را بزند؟ كجا بايد درك و برداشتش را بگويد؟ الان، حتما خيلي ها مي فرمايند كه در مقالات و پژوهش ها قسمت بحث و نظر هست كه بايد در آنجا درج شود. اما همه خوب مي دانيم كه رويكرد كلي مقالات و مطالب، به خصوص آنهايي كه به علمي-پژوهشي شهره اند، يك رويكرد مكانيكي و اغلب به دور از حرف و صحبتهاي دلنشين فني و تجربيات و برداشتهاي شخص نويسنده است. اما عطف اينگونه نيست. در عطف با فراغ بال موضوعي را كه دوست داريم انتخاب مي كنيم و اغلب برداشت، دانش و تجربيات شخصي را مي نويسيم.
  • عطف وب 2يي است: يكي از قسمت هاي جذاب عطف اين است كه وقتي نوشته ات را دادي و منتشر شد، اينگونه نيست كه قضيه تمام شده باشد. آن وقت بازهم خيلي علاقه داري كه برگردي و پائين مطلب را چك كني كه آيا نظر و نقدي آمده يا خير؟ اين هم از مزايايي است كه عطف را واجد بزرگترين مزيت وب 2، يعني تعامل با مخاطب مي كند.
  • عطف به سراغ افراد مي‌رود: الان رويكرد اغلب مجلات اين است كه مي‌نشينند و منتظر مي مانند كه افراد به سراغشان بيايند و مطلب و نوشته بدهند. همين موضوع باعث مي شود كه بخشي از جامعه حرفه اي مرتبط با مجله بدون ارتباط با مجله به سر ببرند. اما عطف اول با نگاهي تيزبين جامعه مخاطب و حرفه اي مرتبط را برانداز كرده و به سراغ افراد رفته و با مصاحبه هاي حرفه اي، افرادي را كه ممكن است به اين راحتي حرف نزنند يا در فضاهاي ديگري به سر ببرند را به بازي ميانه ميدان دعوت كرده و دريچه اي ديگر به سوي شناخت و آگاهي گشوده است. برخي از مصاحبه هاي عطف، انحصاري است و در گذشته سابقه نداشته و بعيد مي نمايد در آينده هم به اين سهولت و راحتي اتفاق بيافتد.

برخي از مصاحبه هاي عطف، انحصاري است و در گذشته سابقه نداشته و بعيد مي نمايد در آينده هم به اين سهولت و راحتي اتفاق بيافتد.

خلاصه اينكه عطف با هر گامي كه برداشته، حرفهايي بيشتر از يك گام را با خود داشته است. اميد آنكه گامهايش استوار، راهش كم سنگلاخ و اكنونش برای حداقل ده ساله بعد، خاطره شود.


برچسبها: , ,

    يك نظر

  • کتابدار سابق گفت:

    با سلام به همه دوستاران تحول و پویایی
    آن چیزی که جناب دکتر حاجی زین العابدینی را به وجد می آورد دقیقا” همان است که همه خوانندگان و نیز نویسندگان دغدغه آن را دارند. حرفی بزنیم و نظرات دیگران را هم بدانیم مبادله افکار داشته باشیم . جایی باشد که گفتنیها راحت تر گفته شود و سپس نظرات راحت تر شنیده شود . این موضوع انسان را به وجد می آورد . امیدوارم این سیر سعودی رشد و تبادل افکار به تدریج در همه زمینه های علمی و فکری و فرهنگی و اجتماعی و حتی خانوادگی رسوخ پیدا کرده و راهی نو و سرمشقی برای تعاملات اجتماعی از طریق به کارگیری ابزارهای نو در جهت مشارکت اجتماعی و تبادل اندیشه باشد که این خود راهی است برای میل همگانی به سوی خودآگاهی احتماعی و انسانهای آگاهی محور و اطلاع مدار.

پاسخ بدهيد

دنبالكها

ارسال دنبالك