“عطف” روزهای پرشتاب اسفند و سالی که گذشت! (2)

گزارش — توسط در اسفند ۲۵, ۱۳۸۹ در ۹:۴۸ ق.ظ

عطف آینه است

کامبیز میربهاء

کارشناس ارشد کتابداری از دانشگاه تهران

ظهور «عطف» مرا به يقين رساند كه جامعه كتابداري ايران آنچه را كه نداشت، يافته است: روزنامه‌نگاري جامعه‌شناس و مستقل كه با تيزبيني خاص خود بي‌ هيچ چشمداشت و منفعتي، بنيانهاي اين جامعه را به نقد بكشد و بنماياند كه چه نقاط قوتي داريم و احياناً نمي‌دانيم، و چه كاستي‌هايي داريم كه از آن غافليم يا به هر دليلي خود را به غفلت مي‌زنيم.

«عطف» را در اين يك سال چنين يافتم: مجله‌اي است كه آمده آينه‌اي در مقابلمان بگيرد تا ببينيم كجاي كاريم، جايگاهمان در ميان ساير جوامع كتابداري دنيا كجاست، چه بوديم و هستيم، چه مي كنيم، چه بايد بكنيم، و احياناً چه نبايد بكنيم.

نقاط قوت: نقدهاي بي تعارف و سازنده، مقالات بديع، جلب مشاركت كتابداران به دور از ملاحظات امتيازبندي علمي و در عين حال بدون طمع به امتيازگيري از سوي آنها.

نقات ضعف: صفحه نخستين آزاردهنده! عدم يكدستي مطالب از لحاظ دستور نگارش فارسي. عدم پوشش اخبار جامعه كتابداري ايران و گزيده اخبار كتابداران خارج از كشور.

 

عطف هم یکساله شد، صد ساله میشود؟

سودابه نوذری

دانشجوی دوره دکتری کتابداری

اولين بار كه خواندمش، ناخودآگاه به دنبال ردپاي شيرازه اي بودم كه نيمه تمام رهايش كرده بوديم! شاید چنان که باید، شيرازه‌‌اش محکم نبود و زود گسست!… عطف، نامش نزديك است؛ سبك و سياقش هم؛ و نيز تيترهاي بحث‌انگیز و پركشش آن. آنانکه در عطف قلم میزنند، اغلب همان قَدَرها هستند، و نیز تازه‌وارداني كه پيداست، قدَر مي‌شوند. در شیرازه و عطف، کسی امتیاز نمی‌گرفت و نمی‌گیرد و حق‌الزحمه‌ای نداشت و ندارد، قلم می‌زدند و می‌زنند با این امید که درمانی صورت گیرد. در همين پنج شماره تغییراتی تدریجی حس می‌شود. حتي شماره آخر با قبلي‌ها تفاوت دارد.  به نظر پر مایه‌تر است. نُقل و بحث محافل‌ شده است. گاه برافروخته هم مي‌شويم از برخي دل گفته‌ها و ‌حرف‌ها در آن، اما نظر داده‌ايم و مي‌گوييم: منتظر شماره بعدي هستیم.

و اما او

او بعد از شيرازه هم، قلمش توقف نكرد و نوشته است و باز هم مي‌نويسد؛ بايد بنويسد حرف خودش را يا ديگران، فرق نمي‌كند، می‌نویسد و آنچه را در دل خود و ديگران انباشته است،  به هر روی، بيرون مي‌كشد. خبره شده است در اين كار. اين غيركتابدار! از رشته‌اي ديگر آمده است كه چه! لابد او هم ‌مي‌خواهد بكوبد، به سخره بگیرد و … . گاه با لبخند به او مي گفتم، در رشته خودت كار پيدا نكردي، آمدي سراغ ما!. پاسخش، تنها لبخند بود. اما نه،  حال و هواي نوشته‌هايش چيزديگری است، گفتم مي‌بيند آنچه شايد، خوب ديده نشود. گويي، بيشتر از بعضي‌هايمان، ‌دغدغه رشته دارد!

اما دليل آمدنش هر چه كه باشد خوب آمده است. اين رشته، لازمش دارد. حرف بسيار دارد. هنر ژورناليستي‌اش خوب به حرفه ما گره خورده است. مي داند چه عنوانی  بالاي نوشته ها و صحبت ها  بچسباند‍ تا رهگذرها هم، تاب گذشتن نداشته باشند. حالا با گذشت این مدت، مبهوت و حیران  سوال می کنم آخر با دست خالی چطور می‌توانی؟ دغدغه چه داری؟ گمان نکنم کتابداری! شاید دغدغه‌ات فرهنگ وطن باشد و تو توان این رشته برای رشد آن را باور داری . آخر با دست خالی!؟

آرزو می‌کنم این عطف محکم باشد وگسسته نشود، این یکی نیز یکساله شد، صدساله می‌شود؟

 

نقطه عطف در مجلات الكترونيكي

رضا شهرابی

دانشجوی کارشناسی ارشد کتابداری و اطلاع رسانی

مجله عطف مجله اي است كه در اولين نگاه،  مشخصات يك مجله اينترنتي را به خوبي دارد. داشتن بخشهاي اخبار ، گفتگو ، مفالات ، گزارش و… ميتواند اين مجله را به خوبي در ميان جامعه كتابداران و كتابخوانان ، پر طرفدار نمايد. مجله اي كه تا قبل از اين جاي خالي آن در عرصه وب به خوبي حس ميشد. به نظر ميرسد نقطه قوت اين مجله در چند نكته خلاصه شود كه ميتوان به موارد زير اشاره كرد:

–     داشتن يك هيئت تحريريه علاقمند به نوشتن و آنهم از نوع ساده نويسي . ساده نويسي نه به معناي ساده انگاشتن مطالب ، بلكه به معناي روان و بدون غل و غش نويسي

–     جمع آوري و ارايه همه نوع مطلب كه به هر ذائقه‌اي خوشايند باشد. و نه فقط بسنده كردن به مقالات خشك علمي و نمودارها و نتايج كم و بيش يكسان !

–         قالب جذاب ، كاربرمحور و در عين حال راحتِ مجله در محيط وب

–         توجه به مسايل جامعه كتابداري از زواياي گوناگون

ضمن اينكه اساسا به نكات فوق ميتوان مزاياي يك مجله الكترونيكي را كه نسبت به مجله كاغدي دارد اضافه نمود. مانند : راحتي و سهولت دسترس پذيري به مجله از هر نقطه جهان ، امكان دريافت مستقيم نطرات خوانندگان در كمنرين زمان ممكن ، امكان جستجو در مطالب ، امكانِ داشتن دسترسي به آرشيو مجله و…

اما هر مجله خوب و پر طرفدار ممكن است ناخودآگاه بدليل عدم ملاحظه بعضي نكات به سراشيبي نزول وارد شود كه لازم است مديران اجرايي “عطف ” نيز مراقب اين موضوع باشند . توجه به موارد ذيل ميتواند روند رو به رشد مجله را بخوبي حفظ نمايد :

–         جامع نگري و پرهيز از يك جانبه گري در هنگام طرح مسايل و معضلات پيش روي جامعه كتابدار

–         استفاده از همه سلايق فكري و نظري در هنگام تهيه گفنگوها ، گزارشات و ….

–         استفاده از فشر جوان و نوظهور علمي در بدنه كتابدار جهت تحصيل آرا و نظرات ابشان

–     بروز رساني اخبار مجله خارج از روال 2 ماهانه آن . بدليل اينكه ارايه بعضي اخبار در لحظه مفيد خواهد بود و موكول كردن آنها تا 2 ماه ديگر شايد لطفي نداشته باشد.

به هر حال اين مجله در آغاز راه ميباشد و اميد است كه با همت گردانندگان آن بتواند به يك مجله الكترونيكي موفق در عرصه كتابداري و اطلاع رساني بدل شود.

 

 

عطف خبر رسان نبوده اما دور از خبر هم نمانده!

زهرا تهوری

کارشناس ارشد کتابداری و اطلاع رسانی

عجب دنیایی ساخته این اعجوبه قرن بیستم: اینترنت. خیلی‌ها می‌آیند و چیزایی می‌نویسند و البته می‌خواهند خوانده‌ شوند؛ این در ذات بشر هست که وقتی مجازی می‌نویسد بدش نمی‌آید که بخوانند او را، وگرنه دردفتر یادداشت‌های شخصی‌اش می‌نوشت. به‌ هر حال، در این دنیای مجازی پر از وبلاگ و وب‌سایت، نشریات الکترونیکی جایگاه خاصی دارند. محملی که محتوایی شبیه نشریات چاپی داره، اما به‌شکل مجازی و البته با کم و کیف‌های خاص خودش. یکی از این نشریات که برای همه ما نام‌آشناست، عطف است.

وقتی که امد با این شعار همراه بود که عطف برای همه کتابداران  ایران است و این حقیقت دارد. از اردیبهشت امسال راه‌اندازی شد و هنوز یک‌ سالش نشده. نشریه‌ای مستقل از هر سازمان و گروهی. نشریه‌ای که هر دو ماه یک‌بار می‌آید و قرار بوده خبررسان نباشد  ولی دور از خبر هم نمانده. منفعت مادی‌ای را دنبال نمی‌کنه و البته بودجه‌ای هم بهش اختصاص نیافته است. با این اوصاف، جای تقدیر داره، چرا که اقدام به کارهای اینچنینی هزینه‌هایی نیاز دارد، حتی اگر دستمزدی برای دست‌اندرکارانش در نظر گرفته نشود.

هنوز موفق نشده‌ام همه‌ مطالب هر شماره‌ را بخوانم، ولی می‌توان گفت جدابیت‌های خاص خود را دارد. اینکه همه در یک گردونه بازی می‌کنند، حتی غیرکتابدارها.

برگی از تاریخ و مطالبی که از خبرنامه انجمن یا همان نامه انجمن سابق می‌آورد؛ بخش اخبار، طنز، گزارش، نقد و معرفی کتاب، مقاله، یادداشت، سرمقاله، و گفتگو (که این از بخش‌های خواندنی برای بنده است). کمیت این بخش‌ها به من خواننده بستگی دارد؛ هر چه ما فعال‌تر، عطف نیز غنی‌تر خواهد بود.

از دیگر محاسن عطف، پی دی اف کردن نشریه است برای آنان که محدودیت دسترسی به اینترنت دارند و یا تمایل دارند بیشتر از روی کاغذ بخوانند تا در فضای مجازی و بر روی صفحه مانیتور و البته با صفحه‌بندی‌ شبیه یک مجله.

و اما چند پیشنهاد برای عطف:

بهتر است کمی صفحه‌ها خلوت‌تر شود. گمان می‌کنم در برخی صفحات تکرار وجود دارد؛ به‌عنوان مثال، بخش مطالب اخیر، هم در باکس سمت راست صفحه قرار دارد، هم در بخش مقابل این باکس. یا بخش خبر هم در منوی بالای صفحه هست، هم سمت راست پایین صفحه. شاید بتوان با حذف برخی‌ تکرارها، صفحه را خلوت‌تر کرد.

در مورد گفتگوها، از انجا که این نشریه است که افراد را انتخاب می‌کند پس باید در انتخاب افراد و نحوه پرسش و پاسخ‌ها محتاط‌ تر باشد و به نیاز خوانندگان بیشتر توجه کند.

اگر امکانش باشد که گفتگوها خارج از تهران هم انجام شود بهتر خواهد بود و این مزایایی دارد از جمله خبر از دنیای کتابداری بیرون پایتخت. شاید چون این نشریه بودجه اختصاصی ندارد، برای دست‌اندرکاراش مشکل باشد که به شهرهای دیگه سفر کنند. برای این هم شاید بتوان کاری کرد…

در مورد مطالبی که خوانندگان می‌فرستند، اگر عکس نویسنده‌ موجود نیست، بهتره عکس دیگه‌ای گذاشته نشه، منظره خوبی نداره.

به هر ترتیب، تلاش دست‌اندرکاران نشریه جای تقدیر دارد و برایشان آرزوی موفقیت دارم و برای عطف، همین بس که حضورش مستدام باد!

 

 

عطف اتفاقی شد در روحیه ما

مهشید سجادی

کارشناس کتابداری و اطلاع رسانی

نمي دانم چرا آدم ها وقتي به چيزي علاقه مند شدند در موردش كور مي شوند. انگار نه انگار كه آن واقعه يا شيء روزي بدون علاقه او هم در جريان بوده. انگار نه انگار كه آدم اراده دارد، توان مجادله دارد و همينطور ديد نقادانه. كسي نيست به ما آدم ها بگويد در مورد چيزي كه دوستش داريد و به وجودش ايمان داريد مقداري واقع بين تر باشيد. كمي چشم دلتان را ببنديد و به چشم غريبه اي كه تازه از راه رسيده به آن بنگرید. اما افسوس كه نمي شود؛ يعني نه اينكه انسان نخواهدها، نه، نمي تواند. چون وقتي در مغزت و قلبت نسبت به حضور چيزي علاقه پيدا كردي ديگر نمي تواني با مغزت در موردش نظر بدهي؛ آن را عالي مي پنداري و نمي تواني نقدش كني.

حال اين وصف احوال ماست و عطفمان. عطفي كه اتفاقي شد در تغيير روحيه ما. چيزي شبيه قلقلك مغزمان در مورد برخي افراد و وقايع و تاريخ خاك خورده پيرامونمان. حال ما شده حال آن عاشقي كه فقط معشوقه اش را با يك ديد و آن هم عالي مي نگرد و هر چه سعي مي كند نمي تواند کاستي هايش را برشمرد.

يك ماه است كه هر چه تلاش مي كنم نقدي در مورد عطف بنويسم نمي توانم. به قول يكي از دوستان نقدمان نمي آيد. شايد به همان دليل علاقه به اين مجله. ما كه نتوانستيم عطفمان را نقد كنيم. بايد سپردش به منتقدان حرفه اي و يا كساني كه مثل ما دوستش ندارند. منتقدان حرفه اي اي كه كارشان اين است؛ مثل ما كه كارمان كتابداري و اطلاع رساني است. آري اين بهترين بهانه براي نقد نكردن عطفمان است كه مي توانم بياورم. مي سپارمش به اهلش كه با نقدشان مي توانند هم خراب كنند و هم بازسازي. ما نمي توانيم چون نه تاب و توان خراب كردنش را داريم و نه قدرت بازسازيش را.

اميدوارم نقادان بهترين نقدها را براي عطفمان انجام دهند تا باورمان در موردش قوي تر شود.

 

عطف: بهره گیری از رویکرد تعاملی وب 2

اميد علي پور

كارشناس ارشد كتابداري و اطلاع رساني ، دانشگاه گيلان

 

اصولا نقادي آداب و ترتيب خود را مي طلبد كه از آن بي بهره ام ولي به حكم وظيفه بر خود لازم ديدم كه نكاتي چند پيرامون نشريه ي ارزشمند عطف به استحضار برسانم ؛ چرا كه اوقات خوشي را در طول اين يك سال با نشريه ي شما گذرانده ام.

به طور كلي يكي از مزاياي بسيار خوب شما بهره گيري از فضاي مجازي براي انتشار نشريه و بهره گيري از رويكرد تعاملي وب 2 در اين راستاست.به نحوي كه هر خواننده اي مي تواند به اظهار نظر بپردازد.تعداد بازديدهاي صورت گرفته از هر مطلب و همچنين امكان برچسب گذاري مطالب توسط خوانندگان از نقاط ديگر قوت اين نشريه به شمار مي رود.همچنين در دسترس قرار دادن فايل پي دي اف هر شماره نيز اقدام شايسته اي است كه بايد به آن اشاره نمود.نكته اي كه مايلم بدان اشاره كنم اين است كه متاسفانه سايت در بعضي استان ها از جمله گيلان قابل دسترسي نيست و چه خوب است كه افراد متقاضي با ارسال ايميل و مشخصات خود به نشريه ، بتوانند از اين طريق مطالب نشريه را در قالب فايل پي دي اف دريافت نمايند.

بخش مصاحبه با چهره هاي سرشناس كتابداري ايران را بسيار مي پسندم و چه خوب است كه در هر شماره با يكي از اساتيد و افراد موفق كتابداري گفتگو شود.خواه در تهران باشند و خواه در شهرستان.بخش گزارش هم اكثرا حاوي نكته نظرات جالبي از دوستان و همكاران گرامي است كه توجه به موضوعات روز و انتخاب دقيق تر افراد ، مي تواند بر غناي آن بيفزايد.

همچنين بخش يادداشت ها را بسيار مي پسندم.چون مطالب آن ها در جاي ديگري اعم از نشريات داراي درجات مختلف علمي يافت نمي شود.پيشنهاد مي كنم كه بخش مقالات و نقد و بررسي كتاب ها حذف شده و يا تقليل يابد.چون به تعداد كافي نشرياتي كه به طور تخصصي در اين وادي فعاليت مي كنند وجود دارد.بجاي آن مي توانيد در هر شماره تعداد مصاحبه ها و يا گزارش ها را زياد تر كنيد.

بخش طنز را مي پسندم.همچنين پيشنهاد مي كنم كه مي توانيد در هر شماره مسابقه اي مختصر و مفيد درباره ي كتابداري و مسايل مبتلا به آن ترتيب دهيد.البته نه به صورت مسابقات و آزمون هايي كه به صورت تستي برگزار مي شود.بخش خاطرات هم مي تواند جالب باشد.خاطراتي از كتابداران درباره ي مسايل مختلف حرفه ي خود كه با آن روبرو شده اند.َ

 

پویا، زنده و تعاملی

افسانه تیمور خانی

دانشجوی دوره دکتری کتابداری

مطالب مجله الکترونیکی عطف بسیار جالب، جذاب، متنوع و خواندی است. ویژگی خاص این مجله که آن را از دیگر مجلات این حوزه متمایز می سازد این است که در این نشریه امکان گذاشتن کامنت در تمامی بخشها وجود دارد و این ویژگی سبب گردیده که این نشریه از حالت خشک و تک بعدی بودن خارج شده و به نشریه ای پویا ، زنده و تعاملی تبدیل گردد.


برچسبها: , ,

پاسخ بدهيد

دنبالكها

ارسال دنبالك