کاغذ و کاغذسازی

تاریخ و تجربه — توسط در بهمن ۶, ۱۳۸۹ در ۱۰:۲۸ ق.ظ

  

  

داستان کاغذ و کاغذ سازی به قلم دکتر نورالله مرادی که در خبرنامه سال 1349،دوره سوم شماره ویژه انجمن منتشر شد،کماکان تازه و نو و زنده نشان می‌دهد. چهل سال عبور زمان هیچ غبار کهنگی بر آن ننشانده است.نسل امروز با خواندن این نوشته هم روایت کاغذ و کاغذ سازی را دوره میکنند و هم با زبان و قلم کسی آشنا می‌شوند که در آن زمان 29 ساله بوده است. و امروز نه به وقت نوشتن و گفتن همان طراوت جوانی را با خود دارد. 

  

مي‌گويند بشر در سيصد سال اخير چند برابر هفده سده قبل پيشرفت كرده است. بدون شك تا حد زيادي اين پيشرفت را بايد مديوان اختراع صنعت چاپ دانست. پيش از اختراع ماشين چاپ، دانش‌اندوزي خاص ثروتمندان و عاشقان علم بود، و گاه مي‌شدكه محقق براي يافتن مطلبي ناچار بود فرسنگ‌ها طي طريق كند. با اختراع ماشين چاپ اين وضع دگرگون شد. ليكن به قول پير روسو اين اسلحه كه بر عليه ناداني و برله (عليه؟؟) ترقي و پيشرفت به كار مي‌رفت احتياج به آذوقه و مهمات داشت. «ماشين چاپ گوتنبرگ زاد و ولد بسيار كرده بود. چهل سال بعد از پيدايش اين اختراع در شهر نورمبرگ چاپخانه‌اي شامل 24 دستگاه چاپ و صد كارگر وجود داشت كه مصححان و صحافان را نيز در شمار آنان آورده‌ايم؛ اما اگر مدام ميزان كافي از كاغذ به آن نمي‌رسيد مسلماً تمام اين قورخانه بزرگ بي‌فايده مي‌بود[1]. و امروزه مقدار كاغذ مصرفي سرانه در هر كشور يكي از شاخص‌هاي تشخيص عقب‌ماندگي و يا توسعه‌يافتگي است. 

رونق كارخانه‌هاي ساخت كاغذ در شهرهاي ممالك اسلامي از قرن دوم هجري شروع شد و كاغذهايي از آنها بيرون آمد كه در قطع و صيقل و نرمي و صفات ديگر آنها با يكديگر فرق بسيار داشتند. بعدها صنعت كاغذسازي از شهرهاي اسلامي به بلاد مغرب انتقال يافت و مردم اروپا به مدد آلات فراواني كه ساختند آن را كامل و متنوع كردند. 

تاريخچه كاغذ در مشرق زمين 

در هزاره دوم پيش از ميلاد مسيح اقوام سومري و اكايي ؟؟ از گل استفاده مي‌كردند. مطلب را بر روي لوحه گلي مي‌نگاشتند و آن را در آفتاب خشك مي‌كردند و يا در آتش مي‌پختند. هزاران لوح از اين نوع توسط باستان‌شناسان كشف شده و افسانه‌هايي همچون گيلگمش بر آنها خوانده شده است. براي نوشتن، سنگ نيز مورد استفاده بود. سنگ با دوام‌تر بود، ليكن جابجا كردن آن به سختي صورت مي‌گرفت. 

پوست بعضي از درختان نيز در نوشتن مورد استفاده بود؛ ابوريحان بيروني مي‌نويسد: ‌‌«در بلاد جنوبي هندوستان درخت بلند قامتي است مثل درخت خرما و نارگيل، كه ميوه آن را مي‌خورند، و برگهاي آن به طول يك ذراع و عرض سه انگشت به هم چسبيده است. نام آن درخت به هندي «تاري» است؛ مردم هند مطالب خود را بر روي اين برگها مي‌نويسند؛ بعد آنها را به وسيله نخي از سوراخي كه در ميان آنها مي‌كنند به هم مي‌چسبانند. 

اما در شهرهاي مركزي و شمالي هندوستان مردم پوست درخت توز را كه بهوج مي‌نامند و پرده‌هاي روي كمان را نيز از آن مي‌سازند در كتابت به كار مي‌برند. اين پوست را كه به قدر يك ذراع طول و به اندازه چند انگشت باز يا كمتر از آن عرض دارد، مردم پس از چرب كردن  صيقل دادن ابتدا سخت و بعد صاف مي‌كنند؛ سپس بر روي آن مي‌نويسند و اوراق آنها را كه پراكنده‌اند به اعداد متوالي شماره مي‌گذارند و بعد از آنكه كتاب تمام شد آن را در يك قطعه پارچه مي‌پيچند و در ميان دو لوح كه به همان اندازه كتاب اختيار شده مي‌نهند و اين قبيل كتابها را «پوتي» مي‌خوانند؛ مراسلات و نوشته‌هاي ديگر ايشان هم به همين ترتيب بر روي پوست درخت توز نوشته و به اين طرف و آن طرف فرستاده مي‌شود».[2] 

علاوه بر اينها براي نوشتن، از حرير سفيد، طومارهاي مصري، پوست گورخر و گاوميش و گاو و گوسفند و استخوان شانه شتر و يا سنگ‌هاي نازك سفيد و يا شاخه‌هاي پوست كنده درخت خرما استفاده مي‌كردند. 

استفاده از پاپيروس قدمي جدي بود در راه بهبود مواد كتاب، آلفرد بتلر Alfred Butler معتقد است در مصر سفلي گياه بلندقامتي مي‌روييده و مصريان مغز آن ر خرد مي‌كردند و با فشار به صورت صفحاتي درمي‌آوردند. آقاي محمدتقي دانش‌پژوه در مقاله خود روش كاغذسازي مصريان را نوعي ديگر مي‌داند: «بردي (پاپيوس) را به چندين نوار بسيار نازك و پهن پخش مي‌كردند و بهترين نوارها از ميانه آن بود و به همين گونه تا برسد به كنار آن. نوارهاي دروني براي كاغذ كتاب‌هاي ديني به كار مي‌رفت كه پهنايش بيش از انگشت نبوده است، پس از آن نوارهاي ديگر كه كاغذهاي پست‌تري درست مي‌شد، تا مي‌رسد به نوارهايي كه براي كاغذ بازرگاني، براي آوند و پيچيدن كالا به كار مي‌رفت، سرانجام مي‌رسد به پوست بردي كه مانند خيزران براي ريسمان به كار مي‌رفت و در آب فرسوده نمي‌شد. 

از همه اين نوارها بدين گونه كاغذ مي‌ساختند كه آنها را روي خواني خيس شده با آب نيل داراي لاي مي‌گستردند تا به هم بچسبد و دنباله‌هاي آنها را مي‌بريدند كه در درازا يكسان شوند، سپس نوارهاي ديگري به پنها روي آنها مي‌گذاردند تا بمانند داربست شود؛ آنگاه آن را زير منگنه مي‌گذاشتند. كاغذي كه به دست مي‌آمد در آفتاب گذارده، خشك مي‌شد، سپس رويهم مي‌گذاشتند تا بندهاي آن كه هر يك بيست برگ بيشتر نبود بدست آيد. بهترين كاغذها آن بود كه به پهناي 13 انگشت باشد، كاغذ به نازكي و سختي وسفيدي و روشني و زدودگي آن سنجيده مي‌شد. امپراتور كلوديوس در نيكو ساختن كاغذ اوگوستوس كه نازكترين و روشنترين پاپيروس بوده است كوشيد؛ بدينگونه كه تار آن را از درجه دوم و پودش را از درجه يكم كرد و بدين روش پهناي آن در «فرخ» بزرگ به يك ارش مي‌رسيد. كاغذ كلوديوس را در كتاب و اوگوستوس را در نامه بهتر مي‌پسنديدند. 

كاغذ را با پاره عاج يا گوش ماهي نرمي مهره كشيده صاف و نرم مي‌ساختند، آنهم تا اندازه‌اي كه مركب بر روي آن نلغزد و نوشته شود و حرف‌ها زود پاك نشود»[3]. پاپيروس يكي از ارقام مهم صادرات مصر باستان بوده است؛ ليكن معلوم نيست چرا و چگونه كشت و تجارت اين گياه از بين رفته است. بعضي اين كاغذ را قرطاس مي‌ناميدند. سيوطي مي‌گويد بهترين چيز در مصر از گياه خشك درست مي‌شود؛ اين طومار (قرطاس) تاسي ذراع طول و پيس از يك وجب عرض دارد. 

مسلمانان اوراق پاپيروس را از مصريان اقتباس كردند، مي‌گويند در خزانه ابوجعفر منصور كاغذ پاپيروس آن قدر زياد شده بود كه تصميم گرفت هر برگ را كه يك دهم ارزش داشت به 6/1 درهم بفروشد. ليك از ترس اوضاع مغشوش مصر نگران شد و آنها را نفروخت تا اگر ارسال قرطاس از مصر مشكل گرديد تا چندي كاغذ براي نوشتن باشد. 

مسلمانان علاوه بر اين مواد از پوست نيز استفاده مي‌كردند. پوست بادوام‌تر بود و مدت‌هاي زيادي باقي مي‌ماند؛ ليكن گران بود و تنها براي نوشتن قرآن و قرارنامه‌هاي رسمي و عهدنامه‌ها و پيمان‌نامه‌ها به كار مي‌رفت. 

ابتدا اسرار كاغذسازي، مانند اسرار هر حرفه‌اي، سري بود. بدين جهت از موادي كه كاغذ از آنها ساخته مي‌شد و اقسام آن در مآخذ كهن كمتر اطلاع داريم. بعد از آنكه اسرار اين صنعت فاش شد، و فاش شد كه جنسي است سبك و نرم و قابل حمل و نقل و مقدار زيادي از آن را مي‌توان در جاي كمي گنجاند، به ساختن آن توجه بيشتر شد، در نتيجه هم مقدار كاغذ و هم عده نسخ كتاب‌ها يبشتر شد. 

نخستين شهر اسلامي كه در اثر يكي از جنگ‌ها به راز ساختن كاغذ دست يافت، سمرقند بود. مسلمانان سمرقند را در 87 هجري (704 ميلادي) فتح كردند. ثعالبي مستوفي به سال 429 هجري از لطيفي و زيبايي و نازكي كاغذهاي سمرقند سخن مي‌گويد، و اين نوع كاغذ، پس از رواج، قرطاس‌هاي مصري و پوست‌هايي را كه مورد استفاده بود از رونق انداخت و جانشين آنها شد. كاغذ در اين دوره فقط در سمرقند و چين ساخته مي‌شد. مي‌گويند صالح ابن زياد در جنگ اطلح گروهي كاغذساز را از چين به سمرقند آورد. به زودي اين صنعت در سمرقند رواج يافت و شهرت عالمگير يافت.* 

مسلمانان براي ساختن كاغذ از پنبه و مواد نباتي ديگر استفاده مي‌كردند. و شكي نيست كه اقسام كاغذ به نست به موادي كه در ساخت آن به كار مي‌رفته از لحاظ كلفتي و نازكي و دوام و شفافي و رنگ متنوع مي‌شده است. قدما مي‌گفتند كه بهترين اقسام كاغذ آن است كه سفيد و درخشان و جادار و سنگين و قطع آن متناسب و دوام آن در مقابل گردش روزگار بيشتر باشد. ابن نديم از شش نوع كاغذي كه در عهد او معروف بوده گفتگو مي‌كند. اين شش نوع عبارتند از: 

1. كاغذ سليماني منسوب به سليمان بن راشد كه در ايام هارون‌الرشيد والي خراسان بود. 

2. كاغذ طلحي به نام طلحه بن طاهر دومين امير طاهري. 

3. كاغذ نوحي منسوب به نوح ساماني. 

4. كاغذ فرعوني كه حتي در مصر با پاپيروس رقابت مي‌كرد. 

5. كاغذ جعفري منسوب به جعفر برمكي وزير ايراني هارون. 

6. كاغذ طاهري كه به طاهر دوم امير خراسان منسوب است. 

از انواع ديگر كاغذ «منصوري»، «صلحي» و «دهقان» را مي‌توان نا مبرد. 

ابوعلي كاغذي، هلال بن محسن صابي(متوفي 488 هجري) از كاغذسازان به نام آن روزگار بوده‌اند. 

كتابخانه‌هاي بزرگ قديمي از خيلي پيش براي استنساخ، اقسام مختلفه كاغذ داشتند كه بعضي از انواع آن بسيار نفيس بود. مثلاً ياقوت حموي در شرح حال خوشنويس معروف ابن‌البواب كه به سال 413 وفات كرده داستاني نقل مي‌كند كه يك جزو از قرآن خطي كه به خط ابوعلي بن مقله بود در كتابخانه بهاءالدوله پسر عضدالدوله مفقود شده بود. ابن البواب كتابدار كتابخانه نسخه را به خط خود نوشت، چنانكه تشخيص آن از جزوه‌هاي ديگر غيرممكن بود؛ و در قبال اين كار هر چه كاغذ سفيد چيني و كاغذ كهنه بريده و دست نخورده بود گرفت و سال‌ها بر روي آنها نوشت. 

از عهد هارون‌الرشيد جهت تحرير قرآن ساخت كاغذ در بغداد مرسوم شد؛ صابي در باب ميزان پولي كه در ماه صرف خريد مي‌شد مي‌نويسد: «خوج منشيان بزرگ و اعضاي ديوان‌ها و خزانه‌داران و دربانان و مديران و دستياران و ساير بستگان بدواوين و قيمت صحيفه‌ها و قرطاسها و كاغذها … در ماه 4700 دينار و در روز 165 دينار و دو ثلث بوده است».[4] 

صنعت كاغذسازي از بغداد به شامات رفت. ناصر خسرو از كاغذ شام تعريف بسيار زياد كرده و آن را برتر از كاغذ سمرقندي دانسته است كه اين  خود دليل كمال اين صنعت در شام بوده است. از ديگر شهرهاي شام طبريه داراي صنعت كاغذ بوده و در مصر نيز مراكزي به منظور كاغذسازي موجود بود. 

صنعت ساخت كاغذ مندرجاً از مشرق زمين به بلاد مغرب منتقل گرديد و جزيره سيسيل و مراكش و اندلس جهت اين عمل كارخانه‌هاي ايجاد كرد. در جزيره سيسيل كارخانه‌هايي بود كه مسلمانان در آنها به ساخت كاغذ مي‌پرداختند و از آنجا اين صنعت به شبه جزيره ايتاليا منتقل گرديد. 

قطع كاغذ 

قطع كاغذ پيش قدما نسبت به مقصودي كه داشتند فرق مي‌كرد. به علاوه در هر شهري كه كارخانه كاغذسازي داشته رسمي مخصوص مجري بوده است. قلقشندي در قرن نهم هجري از نه قسم قطع كاغذ كه در عهد او در مملكت مصر معمول بوده گفتگو مي‌كند: 

1. قطع بغدادي كامل، كه براي پيمان‌ها و بيعت‌نامه‌هاي خلفا و نامه‌هاي شاهان به كار مي‌رفته است. 

2. قطع بغدادي ناقص براي نامه‌هاي شاهان درجه دوم 

3. قطع دوثلثي ناقص براي وزيران و فرمانروايان 

4. قطع نيمه طومار منصوري براي نامه‌هاي ديوانيان پائين‌تر. 

5. قطع يك قوم منصوري براي نامه‌هاي شاهان دسته چهارم. 

6. قطع منصوري براي نامه‌هاي فرمان‌هاي ديواني 

7. قطع كوچك و عادي براي نامه‌هاي كاري كوچك ديواني و نامه‌هاي مردم 

8. قطع‌ شامي كامل كه در ديوان كم به كار مي‌رفت. 

9. قطع «كوچك معروف به كاغذ كبوتري، به عرض سه انگشت، از نوع كاغذ بسيار نازك شامي كه كاغذهايي كه بر پاي كبوتر مي‌فرستادند بر آن مي‌نوشتند. 

در شام در آن روزها 4 نوع قطع بيشتر نبوده است: 

1. قطع شامي كامل براي گرانمايگان 

2. قطع نصف حموي براي دسته دوم 

3. قطع عادي شامي 

4. قطع «ورق طبر» براي ملطفات[5] 

  

طرز ساختن كاغذ و قطع آن در روزگار ما 

كاغذ در اروپا 

اروپاييان به گفته پلينيوسن پاپيروس را مي‌شناختند. پس از حمله اعراب به ناچار از پارشمن استفاده مي‌گردند؛ «تا اينكه در سده 11 و 12 به پاپيروس بازگشتند و در سده 12 توانستند از شيفن (پارچه و كهنه) كاغذ بسازند. اين كاغذ در نيمه سده 13 در دسترس همه بود و كارخانه آن در فرانسه در 1350 ميلادي كار مي‌كرد. سازندگان نخستين اين گونه كاغذ را آلماني‌ها يا ايتاليايي‌ها يا يوناني‌هاي پناهنده به بال مي‌دانند. 

اروپاييان از سده نهم روي كاغذ پنبه‌اي هم مي‌نوشتند و كاغذ كتاني نيز در 1415 آشنا بودند. نخستين كارخانه ساخت كاغذ از شيفن در آلمان در 1312 و در سوئد در 1323 و در پادو در 1360 و در انگلستان در 1388 و دربال در 1470 بنياد گرفت. كاغذ پوست گوساله Velin را شاهان پرگامس ساختند و انگليسي‌ها هم آن را مي‌ساخته و در 1757 ويرجيل را روي آن چاپ كردند».[6] 

هنگامي اولين ماشين كاغذسازي در حدود سال 1800 ميلادي به وسيله روبرت فرانسوي اختراع شد، مشكل بزرگ، كميابي مواد اوليه بود. 

مراحل كاغذسازي 

مواد اوليه كاغذ كه از الياف متفاوت تشكيل شده به وسايل مكانيكي و شيميايي از چوب و مواد ديگر به دست مي‌آيد. براي روشن شدن موضوع در اينجا طرز تهيه يك نوع الياف و خمير مربوطه بيان مي‌شود: 

تنه درخت‌ها را تميز مي‌كنند و پوست آنها را مي‌كنند؛ و به وسيله ماشين‌هايي كه در آنها تيغه‌هاي برنده و متفاوت فولادي وجود دارد تنه درخت مزبور را به تكه‌هاي كوچك تبديل مي‌كنند. چوب‌هاي كاملاً ريز شده وارد منبعي مي‌شوند كه داراي آب و مواد مورد لزوم ديگري كه براي خمير مزبور مورد احتياج است مي‌باشد.[7] البته در اين منبع مواد ديگري كه براي كاغذ مزبور لازم مي‌باشند مانند ماده رنگ‌دهنده و يا ماده به هم پيونددهنده الياف ريخته مي‌شود. سپس خمير مزبور وارد ماشين كاغذسازي مي‌شود و در اثر تماس با آب و به هم زدن به صورت محلول رقيقي كه فقط يك درصد آن را الياف تشكيل مي‌دهد درمي‌آيد؛ 99 درصد ديگر آب مي‌باشد. 

اين محلول در ماشين كاغذسازي به روي نوار توري و بسيار ظريف مسطح و متحرك منتقل مي‌شود. نسخه توري شكل به آرامي گردش مي‌كند. الياف موجود در آب در جهت گردش تسمه توري قرار مي‌گيرند و الياف ريز ديگر كه قدرت ايستادگي در جهت حركت آب را ندارند به طور افقي به الياف بزرگتر بافته مي‌شوند. (الياف بزرگتر جهت الياف كاغذ را تشكيل مي‌دهند). مقدار زيادي از آب موجود در همين مرحله از طول تسمه كشيده شده و مقدار ديگر در مراحل بعدي دفع مي‌گردد. در همين مرحله است كه كاغذ به صورت تومار درمي‌آيد. تومار به جود آمده داراي سطح خشن و ناهموار مي‌باشد. 

تومار كاغذ درست شده از روي تسمه توري[8] به روي يك تسمه نمدي منتقل مي‌گردد و اين نوار تومار كاغذ را از ميان غلطك‌هاي ماشين فشار و پس از آن ميان غلطك‌هاي خشك‌كننده رد مي‌‌كند. در اين مرحله مقدار زيادي آب باقيمانده از بين رفته و كاغذ داراي استحكام مي‌گردد. 

سپس تومار كاغذ بين دو غلطك قرار مي‌گيرد، كه يكي از آنها با لاستيك پوشانده شده و ديگري از فولاد است و دو غلطك با تمام فشار و سنگيني خود نوار كاغذ را بين خود مي‌فشارند و حداكثر آب‌هاي مانده بدين وسيله خارج مي‌شود. البته تعداد غلطك‌هاي فوق زياد است كه تومار يكي پس از ديگري از وسط آنها مي‌گذرد. 

به وسيله اين غلطك‌هاي متعدد نيز امكان گرفتن تمام آب موجود در تومار كاغذ موجود نيست، بلكه در حدود 60 درصد آب هنوز در تومار كاغذ است كه فقط به وسيله نفوذ گرفته مي‌شود. 

به همين دليل تومار كاغذ از روي غلطك‌هايي كه به وسيله بخار داغ شده‌اند عبور مي‌كند. سطح اين غلطك‌ها كاملاً صيقلي شده است و تنها بدين وسيله آب موجود در تومار خارج مي‌شود، به طوري كه فقط مقدار خيلي كم رطوبت در كاغذ وجود دارد كه بدون آن كاغذ قابل استفاده نمي‌باشد. كاغذهايي كه خريداري مي‌شوند داراي چند درصد رطوبت مي‌باشند و وجود مقدار رطوبت زياد يا كم بستگي به محلي دارد كه كاغذ در آنجا مورد مصرف قرار مي‌گيرد، چون در هوا مقداري رطوبت وجود دارد و به كاغذ نفوذ مي‌كند. آخرين مرحله ماشين كاغذسازي پيچيدن كاغذ روي غلطك‌هايي مخصوص است كه با تمام پهناي تومار دور غلطك‌هاي مزبور پيچيده مي‌شود و يا اينكه قبلاً به تومارهاي باريك‌‌تري بريده شده، روي غلطك‌هاي متفاوت پيچيده مي‌شود. سرعت در اين مرحله 700 متر در دقيقه است. 

تومارهاي ايجاد شده را مي‌توان بعد از اين مرحله روي ماشين‌هاي ديگري به هم چسباند و يا با ماده ديگري سطح كاغذ را پوشاند و براي چاپ آماده كرد. كاغذهاي مزبور كه به طور لوله‌اي مي‌باشند، در صورت لزوم روي ماشين‌هاي ديگري بريده شده به ورقه‌هايي در اندازه‌هاي متفاوت تبديل مي‌شوند. 

ماشين‌هاي ديگري وجود دارد كه به طرز ديگر كار مي‌كنند، مانند ماشين كاغذسازي كه به جاي نوار توري مسطح داراي غلطك‌هايي هستند كه سوراخ سوراخ مي‌باشند، و عمل نوار توري مسطح را انجام مي‌دهند. روي اين ماشين‌ها كاغذهاي ضخيم ساخته مي‌شود. 

كاغذ و احضار عقيده درباره آن 

درباره كاغذ و مقوا به وسيله نكات زير اظهار عقيده مي‌شود: 

1. مواد اوليه تأثير در مرغوبيت كاغذ دارد به همين دليل چهار نكته مهم قابل توجه است: 

الف ـ كاغذهايي كه فقط از پارچه‌هاي زائد (كهنه) ساخته مي‌شوند. اين نوع كاغذها براي اوراق بهادار (چك‌هاي بانك‌ها و كاغذهايي كه عمرشان بايد هميشگي باشد) مصرف مي‌شوند. 

ب ـ كاغذهايي كه از پارچه‌هاي زايد و مواد سلولي (مواد سلولي به وسيله اعمال شيميايي از الياف چوب تهيه مي‌گردد) ساخته مي‌شوند و براي كتاب‌هاي بسيار نفيس كه عمرشان بايد طولاني باشد و كاغذهاي رسم و كاغذ نامه‌هاي پر قيمت و غيره مصرف مي‌شوند. براي چاپ برگه‌اي فهرست كتاب بهتر است از اين نوع مقوا استفاده شود. 

پ ـ كاغذهايي كه فقط از مواد سلولزي ساخته مي‌شوند، براي كتاب‌هاي درجه دوم مانند كتاب‌هاي تدريس و كاتالوگ‌ها و كارهاي چاپي خوب مصرف مي‌گردد. 

ت ـ كاغذهايي كه از مقدار كمي مواد سلولي و مقدار زيادي الياف چوب ساخته مي‌شوند، براي كارهاي چاپي معمولي و كم عمر مانند روزنامه و وسايل بسته‌بندي مصرف مي‌شوند. مقدار الياف چوبي در اين نوع كاغذها از 6 تا 75 درصد است و بستگي به نوع مصرف دارد، مثلاً كاغذ روزنامه 90 درصد الياف چوبي دربردارد. هر چه مقدار الياف چوبي در كاغذ زياد باشد كم دوام‌تر، تيره‌تر و در مقابل نور و هوا بدون مقاومت مي‌باشد. 

2. سطح كاغذ. به طوري كه مي‌دانيم يك طرفش روي نوار توري ماشين كاغذسازي حركت مي‌كند. سطحي كه با نوار توري تماس دارد با سطحي كه با نوار نمدي در تماس است متفاوت مي‌باشد. سطحي كه با نوار نمدي تماس دارد سطح قشنگ كاغذ محسوب مي‌شود و صافتر مي‌باشد؛ به همين دليل اين سطح براي نوشتن و چاپ بهتر از سطح ديگر است. 

3- ترانسپارس كاغذ ـ مقدار نفوذ نور از كاغذ را ترانسپارنس كاغذ مي‌گويند. هر چه مقدار مواد پركننده زيادتر باشد مقدار نفوذ نور كمتر است. ترانسپارنس كاغذ براي چاپ‌هاي دو طرفه مزاحمت فراهم مي‌كند و مصرف نمي‌شود. براي اين نوع كارها كاغذي كه داراي حالت اوپاسيتت Opazitaet[9] است مصرف مي‌كنند. 

4. استحكام كاغذ. ضلعي كه الياف موازي آن هستند استحكام بيشتري از ضلع ديگر دارد. براي سنجش استحكام كاغذ از دستگاهي كه به خاطر اين كار ساخته شده استفاده مي‌كنند. 

5. لايم كاغذ. كاغذي كه كاملاً لايم شده جوهر قلم خودنويس را پراكنده نمي‌كند. البته كاغذهايي هستند كه حاوي لايم كمتري هستند مانند كاغذهاي رشته چاپ عميق كه بايد حالت جذاب داشته باشند. بر عكس چاپ افست به كاغذهاي كاملاً لايم شده احتياج دارد. 

6. سنگيني كاغذ (مقدار مواد پركننده) اگر كاغذ را آتش بزنيد خاكستر باقي خواهد ماند؛ خاكستر مزبور مقدار مواد پركننده مي‌باشد. علت مصرف مواد پركننده به خاطر به دست آوردن اوپاسيتت و سطح كاملاً پر كاغذ مي‌باشد. 

7. وزن و حجم (كلفتي) كاغذ. 

وزن هر كاغذ يعني وزن يك مترمربع آن كاغذ به گرم مانند 50 گرمي، 100 گرمي و غيره كه منظور همان وزن يك متر مربع مي‌باشد. 

8. جهت الياف كاغذ. وقتي كه الياف موجود در خمير كاغذ همراه با آب فراوان به صورت معلق روي تسمه توري ماشين ماشين كاغذسازي به حركت درمي‌آيد، طبيعتاً مانند تكه چوبي كه در رودخانه افتاده باشد در جهت حركت آب قرار مي‌گيرد. 

جهت الياف كاغذ يكي از مهم‌ترين مسايل چاپخانه‌هاست زيرا كاغذ در اثر تأثير رطوبت موجود در هوا از هر دو طرف با اختلاف كمي ازهمديگر منبسط مي‌شود و هنگام چاپ عكس‌هاي رنگي اين انبساط باعث روي هم نخوردن رنگ‌هاي متفاوت مي‌شود و عكس چاپ شده تيره به نظر مي‌آيد.[10] 

اصولاً در برش برگه‌هاي كتاب و در ماشين‌هاي بزرگ چاپ چه برجسته و چه افست كه كاغذهاي ورقي چاپ مي‌كنند و كاغذ مزبور دو يا چند دفعه وارد ماشين چاپ مي‌شود (يعني ماشين فقط يك رنگ قادر اس چاپ بكند ولي ما مي‌خواهيم روي كاغذ يك عكس چند رنگي چاپ بكنيم) بايد حتماً به جهت الياف كاغذ توجه كرد، يعني جهت الياف كاغذ بايد موازي ميله وسط غلطك باشد، زيرا كاغذ در جهت مخالف الياف بيشتر منبسط مي‌شود؛ و اين عمل باعث تيرگي عكس كه از چند رنگ تشكيل مي‌شود (علت تيرگي عكس چاپ شده اين است كه بين چاپ رنگ اول و دوم فاصله زماني وجود دارد و اين فاصله زماني باعث نفوذ رطوبت هوا در كاغذ و ايجاد انبساط مي‌شود. وقتي كاغذ منسبط شد مكان‌هايي كه رنگ دوم يا سوم را بايد بگيرند در اثر انبساط رنگ مزبور را در جاي تعيين شده به خود نمي‌گيرند و عكس مزبور تيره مي‌شود). اميدواريم در شماره بعد طرز كار ماشين‌هاي چاپ و صحافي را بيان كنيم. 


*. اين مطلب را ثعالبي از كتاب‌الممالك نقل مي‌كند. به نظر مي‌رسد اصل اين كتاب از بين رفته است، زيرا محققان در مسالك الممالك اصطحري و ابن خرداد به چنين مطلبي را نيافتد. 


[1]. پير روسو. تاريخ صنايع و اختراعات. چاپ دوم، تهران، اميركبير، 1346، ص 161 

[2]. ابوريحان بيروني. كتاب‌الهند. لايپزيك، چاپ ساخائو، 1925، ص 18 

[3]. محمدتقي دانش‌پژوه. فهرست كتابخانه اهدايي آقاي سيدمحمد مشكوه به كتابخانه دانشگاه تهران. تهران، دانشگاه تهران، 1332، جلد 3، ص شش 

[4]. كوركيس عواد. «ساخت كاغذ در دوره تمدن اسلامي». مجله يادگار. سال چهارم. شماره نهم و دهم. (خرداد ـ تير 1327)، ص 106 

[5]. ابن هلال صابي. تحفه الامراء في تاريخ الوزراء. چاپ بيروت، 1904، ص 21- 21 

[6] . محمدتقي دانش‌پژوه. فهرست كتابخانه اهدايي آقاي سيدمحمد مشكوه به كتابخانه دانشگاه تهران. تهران، دانشگاه تهران، 1332، جلد 3، ص هشت 

[7]. خميري كه بدين طريق به دست مي‌آيد داراي الياف خيلي كوتاه مي‌باشد، در ضمن در اثر خرد كردن تنه درختان، در خمير مزبور مواد زائد مانند صمغ و غيره باقي مي‌ماند كه باعث معايبي مانند كم دوامي كاغذ، حساسيت در مقابل گرما، نور و هوا مي‌باشد. اين نوع كاغذها معمولاً براي چاپ روزنامه‌هاي متفاوت و كارهاي چاپي نظير آن و موارد ارزان قيمت ديگر مصرف مي‌شود. نكته بسيار مهم اين است كه در اين مرحله خميرسازي بايد حداكثر كارهاي مربوط به كاغذسازي انجام گيرد، يعني انتخاب نوع كاغذ بستگي كامل به نوع خمير مزبور دارد و بعد از اينكه خمير ساخته شد نمي‌توان هيچگونه تغييري در نوع كاغذ داد. 

[8]. اگر بخواهند كاغذ ماركدار به وجود آورند، در همين مرحله به وسيله غلطك‌هاي مخصوصي كه قبلاً به همين منظور تهيه شده است مارك مزبور را در تومار كاغذ ايجاد مي‌كنند. 

[9]. Opazitaet غيرقابل نفود بودن نور ـ متضاد Transparenx 

[10].  رحيم بدر و ديگران. چاپ و گرافيك. تهران، مدرسه عالي علوم ارتباطات، 1348- 1349، ص 96- 103


برچسبها: , ,

پاسخ بدهيد

دنبالكها

ارسال دنبالك