مرگ کتابخانه: بخوانید و بگریید

يادداشت — توسط در مرداد ۶, ۱۳۸۹ در ۹:۴۴ ق.ظ

چند روز پيش وقتي وارد کتابخانه عمومي محلي لندن شدم ناگهان شوک سختي به من وارد شد. همه کتابداران محبوب و مورد علاقه من از آنجا رفته بودند و با ماشين جايگزين شده بودند. يکي از آنها مردي مهربان و دوست داشتني بود که پشت ميز امانت مي‌ايستاد و من با او درباره آب و هوا، سياست يا آخرين کتاب‌هاي London review of books صحبت مي‌کردم.  امروز من کارت امانت کتابخانه‌ام را به ماشين دادم و با فشار دادن دكمه‌اي، دستگاه دو گزينه «امانت» يا «برگشت» را به من نشان داد.

آنها تغييرات ديگري هم در شکل و فضاي ساختمان کتابخانه داده‌اند. واحد خاصي از کتابخانه، ساختماني متعلق به دهه 1930 واقع در باغ خانه‌اي بود که جان کيت شاعر کتاب شعرش را  با نام چکامه­اي براي هزار دستان (Ode to a Nightingale) در آن جا نوشته بود. روزگاري سالن اصلي اين کتابخانه پر از کتاب‌هاي بر روي هم انباشته يا، به معناي واقعي کلمه، بر روي زمين ريخته بود. اما امروز ديگر چيزي از گذشته باقي نمانده است . آن چه در نگاه اول به چشم مي‌خورد ميزهايي است که به طرز هنرمندانه­اي در اطراف سالن چيده شده­اند  انگار که اينجا کافه يا لژ درجه يک و شيک يکي از خطوط هواپيمايي است. (يکي از بازديدکننده‌هاي سايت Online reviewer به طعنه در مورد اين کتابخانه گفته است:  مثل روز روشن است که حتي معتادان هم حاضر نيستند تزريقشان را در اين سالن انجام بدهند).

فقط در بريتانياي کبير نيست که کتابخانه­ها تغيير ماهيت داده­اند و به چيز ديگري تبديل شده اند …  گرچه کتابخانه‌ها کاملاً رو به زوال و نابودي ننهاده­اند. من مقالات زيادي درباره افول کتابخانه­ها در ايالات متحده ديده­ام. مقالاتي درباره تعطيلي شعبه­ هاي کتابخانه بوستون، کاهش ساعات کار کتابخانه­ ها در لس‌آنجلس، بازسازي ساختمان کتابخانه و استفاده صرفاً تزييني از کتاب‌هاي کتابخانه‌هايي مثل کتابخانه کمبريج و دانشگاه ماساچوست.

بر اساس گزارش انجمن کتابداران آمريکا و مرکز نوآوري‌هاي کتابداري و اطلاع‌رساني دانشگاه مريلند در سال ۲۰۰۸ در حدود ۲/۵ ميليون آمريکايي بيش از ۲۰ ميليون بار از کتابخانه عمومي استفاده کرده‌اند. اين تعداد ۲۰/۳ ميليون آمريکايي در سال ۲۰۰۶ بود. با افزايش رکود اقتصادي، تعداد بيشتري از آمريکايي‌ها براي اموري نظير شغل‌يابي، دريافت خدمات دولتي و ادامه تحصيل به کتابخانه‌هاي عمومي روي آورده‌اند. علاوه بر آن، تعداد زيادي از آنها براي مطالعه کتابهاي رايگان و استفاده از دي‌وي‌دي ها و سي‌دي ها به کتابخانه مراجعه مي­کنند. براساس همين پژوهش، اكثر ايالتهاي آمريکا كاهش بودجه كتابخانه‌ها را گزارش کرده­اند.

خلاصه کلام اين که به نظر مي­رسد تصويري که ما از مؤسسات همگاني داشتيم محکوم به زوال است، نظير آنچه که بر سر ادارات پست آمد. سعي ما بر اين است که اين مؤسسات را حفظ کنيم و براي اين منظور با ديد تجاري به آنها نگاه مي­کنيم و دوباره عرضه مي­کنيم. و اين تنها راه قابل قبول ساختن اين مؤسسات براي عموم است. چندي قبل سفري پياده به شرق لندن داشتم. ساختماني شيک و مدرن با رنگ نارنجي روشن در آن جا بود که بر سر در آن با حروف رنگي کوچک نوشته شده بود “Idea store”. پرسيدم اينجا کجاست؟ راهنماي تور جواب داد: اين جا ساختمان کتابخانه عمومي محلي است که امروزه “Idea store” ناميده مي‌شود (از اين روی کتابداران در لندن «کارشناسان خدمات مشتري» ناميده مي‌شوند- با واژه «کتابخانه» که در داخل پرانتز به آن اضافه شده است. آنها موظف به نصب علامتي هستند که بر روي آن نوشته شده است: “چگونه مي‌توانم به شما کمک کنم؟” بر اساس گفته يکي از آنها، چنانچه اين علامت را با خود نداشته باشند اخراج مي‌شوند.)

مرگ کتابخانه‌ها به دلايل عديده‌ای باعث شرمساري و خجالت ماست. آنچه مسلم است کتابخانه محلي از نظر خانواده ما هميشه مرکزی براي ارتباط با اجتماع بوده است. زماني که در ايالات متحده زندگي مي‌کرديم کتابخانه محلي ما ميزبان انجمن­ها و کانون­هاي کتاب، نمايشگاه­هاي هنري، پخش و نمايش فيلم، و گروه‌هاي بحث بود. موضوع بحث اين گروه‌ها در زمينه­هاي مختلف از قوانين منطقه‌اي گرفته تا حساسيتهاي چندگانه کودکان بود. چهار سال پيش که به لندن نقل مکان کردم، کتابدار کتابخانه محله ما به من و همسرم پيشنهاد کرد تا کتاب سفيد دندان اثر زادي اسميت را بخوانيم. اين کتاب مقدمه‌اي براي زندگي در اين شهر پر هيجان با فرهنگ‌هاي متعدد بود. آن کتابدار مطالعه سري کتاب‌هاي ليموني اسنيکت را نيز به پسرم پيشنهاد کرد تا بتواند کتابهاي هري پاتر را به مرور کنار بگذارد.

مبادا فکر کنيد که من در حسرت گذشته­ها هستم و در زمان‌هاي بسيار دور زندگي مي‌کنم. در زمانه­اي که هيچ کس به تنهايي بولينگ بازي نمي‌کند، فکر مي‌کنم که دلايل عملي زيادي براي حفظ کتابخانه‌ها وجود داشته باشد.

بياييد از نسل آينده شروع کنيم. امروز خرد جمعي بر اين باور است که: ” در زمانه‌اي که موتور جستجويي همچون گوگل داريم ديگر چه نيازی به کتابخانه است؟” حقيقت اين است تا زماني که از مهارت‌هاي لازم براي جستجو در گوگل  برخوردار نباشيم، گوگل حکم نوک يک كوه يخ را دارد. به عقيده سارا اسکرايبنر، کتابدار کتابخانه کودک در پاسادناي کاليفرنيا، “در دوره‌اي که سواد اطلاعاتي بيش از پيش نقش تعيين‌کننده‌اي در زندگي و کار بشر دارد، آموزش ندادن جستجوي اطلاعات به کودکان مانند اين است که آنها را به جهان بيرون بفرستيم بدون اين که بدانند چگونه بخوانند.”

سارا به شاگردانش مهارت‌هايي نظير  جستجو در منابع مرجع مختلف (منابعي مثل کتاب، منابع پيوسته، پايگاه‌هاي اطلاعاتي دانشگاهي)، تشخيص منابع پيوسته خوب از منابع پيوسته بد، صرفه‌جويي در زمان با بهينه‌سازي اصطلاحات جستجو را آموزش مي‌داد. در کشوري که مسأله آموزش و پرورش همچنان لاينحل باقي مانده است، آموزش مهارت‌هاي اساسي کتابخانه به کودکان بايد در درجه اول اهميت و اولويت قرار داشته باشد.

کتابخانه براي بزرگسالان هم نقش تعيين‌کننده و سرنوشت‌سازي دارد. يکي از دوستان خوب من کتابدار مرجع يکي از کتابخانه‌هاي عمومي مهم شهري در ايالات متحده است. او هر روز به تعداد زيادي از سؤالات مرجع از اقصي نقاط جهان، از گروه‌هاي سني مختلف (۷ تا ۷۰ سال )، نژادها، مشاغل و گروه‌هاي درآمدي مختلف پاسخ مي‌دهد. برخي از اين اشخاص نمي‌توانند به خوبي انگليسي صحبت کنند يا سالخورده‌تر از اين هستند كه سواد رايانه داشته باشند. او همچنين مي‌گفت كه مردم به اين دليل به كتابخانه مراجعه مي‌كنند كه «كتابخانه دانشگاه افراد بي‌بضاعت است».

دوست كتابدار من خدمات گوناگوني ارائه مي‌كند: به مردم ياد مي‌دهد که چگونه اختراعشان را ثبت کنند، تابعيت كسب كنند، و براي رأي دادن ثبت نام كنند. او حتي برنامه حرکت اتوبوس‌ها را تهيه مي‌کند و به رايگان در اختيار مراجعان قرار مي‌دهد. او به هر سؤالي پاسخ مي‌دهد، از نحوه از بين بردن لکه گرفته تا اين که رأي نمايندگان منتخب هر شخصي به سقط جنين، اصلاحات مالياتي، يا مقررات بازارهاي مالي چه بوده است.

دوستم يادآوري کرد که رييس جمهور باراک اوباما اولين شغلش را زماني كه در دانشگاه کلمبيا پذيرفته شد در کتابخانه عمومي نيويورک به دست آورد. او براي به دست آوردن شغل خود از اطلاعات مرکز کاريابي استفاده کرد. اين مرکز، اطلاعاتي از تمام پايگاههاي اطلاعاتي، رده‌ها و کتابها فراهم مي‌کند و به اشخاص کمک مي‌کند تا شغل مناسب و شايسته‌اي پيدا کنند، تجارت جديدي را راه‌اندازي کنند، سابقه شغلي خود را بنويسند، براي مصاحبه استخدامي آماده شوند، و حتي در صورتي که تازه از زندان آزاد شده باشند، چگونه در جستجوي کار باشند. با وجود اين مرکز شما ديگر مجبور نيستيد که ۵ دلار به استارباکس بدهيد تا بتوانيد از اين امتياز برخوردار بشويد.

به طور خلاصه مي­توانيم بگوييم که کتابخانه براي آگاهي‌بخشي به شهروندان، كه از نشانه‌هاي دموكراسي است، حياتي است. با از دست دادن کتابخانه‌ها چه چيزي را از دست خواهيم داد؟ مسلماً چيزهاي زيادي را از دست خواهيم داد.

منبع


برچسبها: , ,

    ۲ نظر

  • نوش زاد فتوحي گفت:

    دوست شما به نظر شخصي من يك كتابدار واقعي است درست است كه نياز امروزه از شايد مطالعه دانش رو به كاريابي و… رفته باشد ولي اين انعطاف دوست شما براي من بسيار جالب بود .
    ايشان مفهوم واقعي كتابدار را دانسته اند و ديگر از نام رشته گلايه مند نيستند چون اينان دانش و نياز اطلاعاتي مردم را ترويج مي كنند و اين نيازسنجي جامعه را به درستي انجام مي دهند.
    اگر همه كتابخانه ها بسته شود به نظر من بشر هميشه نياز به راهنمايي دارد.
    و بهترين راهنمايان كتابداران اند به شرط آنكه اول دانش خود را بالا ببرند

  • فــرشتــﮧ گفت:

    سلام مطلبت عالی بود! به نظر من کتابدارها یه بخش جدایی ناپذیر کتابخانه محسوب میشن و گرچه الان اونجور که باید کسی قدردان اونها نیست … ولی اگر نباشن جای خالیشون شدیدا احساس میشه !

پاسخ بدهيد

دنبالكها

ارسال دنبالك