تسلیم، تقابل و یا تعامل: کتابداران و اطلاع رسانان کدامیک را برمی‌گزینند؟!

يادداشت — توسط در اردیبهشت ۳۱, ۱۳۸۹ در ۵:۴۹ ق.ظ

با نگاهي دوباره به دغدغه ها، نگراني ها و آرمان هاي پژوهشگران و حرفه مندان کتابداري و اطلاع رساني که برخاسته از نگرش آنها به چيستي و چگونگي فرايندها و کارکردهاي کتابخانه اي است، نيک درمي يابيم که مسير پيش روي آنان با ناهمواريها، دشواري ها و چالش هايي همراه است. در اين نوشتار کوتاه، به گونه اي گذرا مسائل مبتلابه  پژوهشگران و حرفه مندان کتابداري و اطلاع رساني در ارتباط با چگونگي همکاري آنها با ساير متخصصان و بويژه در حوزه طراحي سيستم هاي بازيابي اطلاعاتي  مورد بررسي قرار مي گيرد.

آنچه مسلم است کتابخانه ها ناگزير از پويايي و پيشرفت هستند و پژوهشگران و حرفه مندان کتابداري و اطلاع رساني در رساندن کتابخانه ها به جايگاهي شايسته ناچار به انجام تلاشي دو چندان هستند. در بدو امر آنها بايد بکوشند از دستاورد تلاش همکارانشان بهره مند شوند و به بياني درست تر از ماوقع تحولات درون رشته اي آگاهي شايسته اي فراچنگ آورند. از سوي ديگر، آنها به ناچار بايد از دور بر آتش افروخته شده توسط پژوهشگران و متخصصان ساير رشته هاي مرتبط دستي داشته باشند. براي نمونه، از آنجا که غايت و مطلوب فرايندهاي کتابخانه اي تنها از مسير استفاده از سيستم هاي بازيابي اطلاعات به دست مي آيد آنان بايد با چارچوب و ساز و کار اين گونه از سيستم هاي اطلاعاتي آگاهي داشته باشند؛ سيستم هايي که تقريباً تمامي آنها توسط متخصصان ساير رشته ها پديد مي آيند.

بنابراين، هر تلاشي در جهت بهبود وضعيت موجود و دستيابي به هرآنچه مطلوب است در گرو نوع نگاهي است که اين پژوهشگران و حرفه مندان در رويارويي با چالش هاي پيش رو از آن برخوردار هستند. تجربه نشان داده است در حوزه هايي که به همکاري متخصصان کتابداري و اطلاع رساني با ساير متخصصان نياز بوده است آنگونه که بايد و شايد همکاري دوشادوشي صورت نگرفته است و بويژه در حوزه طراحي سيستم هاي بازيابي اطلاعات حجم عمده کار بر عهده متخصصان رشته هايي به جز کتابداري و اطلاع رساني بوده است. هرچند در سال هاي اخير و تحت تاثير افزايش سطح دانش، کتابداران و اطلاع رسانان  نقشي پررنگ تر يافته و در مواردي از نقش مشورتي نيز فراتر رفته اند.

اگر به تاريخچه صد ساله سيستم هاي نوين بازيابي اطلاعات حتي آنهايي که در ارتباط مستقيم با محيط کتابخانه ها بوده اند نظر بيفکنيم تعامل بين متخصصان کتابداري و اطلاع رساني و ساير رشته ها را ناچيز خواهيم ديد. طرح هاي رده بندي ديويي وکنگره، سيستم هاي ابتدايي ذخيره و بازيابي اطلاعات، نرم افزارهاي کتابخانه اي، سايت هاي کتايخانه اي، پايگاه هاي اطلاعاتي و مانند آن همه به نوعي توسط افرادي خارج از حوزه کتابداري و اطلاع رساني طراحي شده اند گويي متخصصان کتابداري و اطلاع رساني تنها نظاره گر پيدايش آنها بوده و تنها دانش استفاده از آنها را آن هم در سطح برآوردن نيازهاي روزانه فراگرفته اند.

پرسش اين است که آيا متخصصان کتابداري و اطلاع رساني در تعامل با ساير متخصصان از دانش و مهارت کافي برخوردار نبوده اند و يا اينکه آنها را در فرايند طراحي و توسعه سيستم هاي کتابخانه اي مدخليت نداده اند؟ به ديگر سخن اينکه، جايگاه و واکنش متخصصان کتابداري و اطلاع رساني در ارتباط با شرايط نيازمند همکاري و بويژه در طراحي سيستم هاي بازيابي اطلاعات چه بوده است؟

متخصصان کتابداري و اطلاع رساني در همکاري بين رشته اي با ساير متخصصان چندين گزينه را پيش رو داشته  و تاکنون تجربه کرده اند. به دليل تفاوت سطح دانش آنان در شرايط مناسب همکاري، همواره سه واکنش از سوي آنان پديدار گشته است.

در واکنش نوع اول، نوعي تسليم و درماندگي از سوي آنان ديده شده است. چنين واکنشي که مي توان آن را واکنش کلاسيک و سنتي آن ها نيز نام نهاد همواره از سوي آنها بروز داده شده است. چنين شرايطي البته رو به کاهش است ولي مي توان به جرات گفت که اين واکنش هنوز هم واکنش معمول از سوي متخصصان کتابداري و اطلاع رساني است. با توجه به اينکه کتابداران نتوانسته اند از دانش لازم براي کمک در امري مانند طراحي سيستم هاي بازيابي اطلاعات برخوردار شوند نوعي استيصال در برابر فناوري را برگزيده اند. البته ذکر اين حقيقت را نبايد فراموش کرد که بار عمده طراحي چنين سيستم هايي بويژه در بحث هاي زيرساختي، نرم افزاري و سخت افزاري بر عهده متخصصاني از حوز ه هاي علوم رايانه، سيستم هاي اطلاعاتي، و فناوري اطلاعات است. اما در حوزه هايي از معماري اطلاعات اين گونه از سيستم ها مانند رابط هاي کاربري، پيش بيني گزينه هاي جستجو، تعيين ماهيت اطلاعات مدارک، نوع کاربرد سيستم و رفع مشکلات احتمالي پس از بکارگيري سيستم جاي خالي کتابداران محسوس است.

چنين حالت تسليم و استيصالي همانگونه که پيداست پيامدهاي نامطلوبي را در پي داشته است. مهم ترين پيامد چنين انفعالي، بوجود آمدن سيستم هايي است که کاربران  و کتابداران به عنوان استفاده کنندگان نهايي با استفاده از آنها نتوانند به جستجويي مطلوب پرداخته  و مآلاً نتوانند اطلاعات مورد نياز خود را به شکل دلخواه به دست آورند. سيستم هايي با ويژگي هاي نرم افزاري، سخت افزاري ضعيف، رابط هاي کاربري ناکارآمد، ورود اطلاعات ناقص و غيره نمونه هايي ديگر از واکنش منفعلانه کتابداران در فرايند طراحي سيستم هاي بازيابي اطلاعات است.

در حال حاضر ما شاهد نرم افزارها، وب سايت ها، و پايگاه هاي اطلاعاتي فراواني بويژه در داخل کشور هستيم که از کارايي مطلوب کم بهره اند و سازمان هاي دارنده آنها بايد بطور متوالي براي آنها جايگزين مناسب پيدا کنند. پيامد ديگر، دست نيافتن کتابداران به آن سطح از دانش است که بتوانند نماينده کاربران در طراحي سيستم هاي بازيابي اطلاعات باشند. بهره مند نبودن از چنين دانشي علاوه بر پيامدهاي منفي فني، ممکن است زيان هاي اقتصادي و اجتماعي را نيز در پي داشته باشد.

واکنش ديگري که از سوي برخي بروز پيدا مي کند نوعي تقابل و موضع گيري نسبت رويکردهاي بين رشته اي است. اين واکنش نيز که باز هم از ناتواني در همراهي با متخصصان ديگر رشته ها ريشه مي گيرد هم به لحاظ فني و هم به لحاظ اقتصادي و اجتماعي پيامدهاي ناخوشايندي را در پي خواهد داشت. بسياري از اين افراد در پي تعيين چارچوبي دقيق و مرزي روشن بين کتابداري و اطلاع رساني و ساير رشته ها هستند. آنها مي خواهند با ترسيم چنين مرزهايي براي خود حائل و حريمي پديد آورده و از ورود ديگر متخصصان به آن جلوگيري کنند. در حقيقت، آنها اينگونه وانمود مي کنند که اين حريم تنها از آن متخصصان کتابداري و اطلاع رساني است و هيچ فردي ديگري با تخصصي ديگر حق ورود به آن را ندارد.

گمان آنها اين است که در درون اين حريم مي توانند فعاليت هاي حرفه اي خودشان را به کيفيتي بهتر به انجام برسانند حال آنکه اين حريم تنها سرپوشي بر ناتواني آنها در تعامل با ساير متخصصان، فرار از زحمت و مسووليت همکاري با آنان، و نوعي تبختر حرفه اي است که سرانجامي جز انزواي بيشتر آنها در پي نخواهد داشت. در برخي موارد واکنش هاي پرخاشگرانه نيز از آنها سر ميزند. افرادي که از برخورد و کاربرد فناوري هاي نوين در هراسند در اين گروه قرار مي گيرند. ولي آنچه مسلم است اينکه نمي توان مرزي روشن بين تخصص کتابداري و اطلاع رساني و ساير تخصص ها ترسيم کرد و حل هر مساله موجود به همکاري با ساير متخصصان نيازمند است. در حقيقت، ديگر نمي توان مرز بين تخصص ها را به خوبي ترسيم کرد و متخصص خوب از تخصص هاي متفاوتي آگاهي دارد.

اما واکنش سوم از سوي متخصصان کتابداري و اطلاع رساني، کمک در پديد آمدن نوعي فضاي همکاري و تعامل بين آنها و متخصصان ساير رشته ها است. چنين واکنشي که برآمده از نوعي نگاه عقلائي، منطقي و به دور  از احساس به مسائل و دغدغه هاي کتابداري و کتابخانه هاست پديده اي آرماني است که در زمينه همکاري با ساير متخصصان بايد به آن باور داشت. در صورتي که هر پژوهشگر و حرفه مندي در کتابداري و اطلاع رساني در پي حل مسائل موجود و دسترسي به پويايي و پيشرفت در کتابخانه ها و نيز پر کردن گسست معرفتي موجود بين خودشان و ديگر متخصصان باشد ناگزير از پذيرفتن نوعي نگرش فعال و نه انفعالي در همکاري با ساير متخصصان خواهد بود. تنها از اين طريق است که مي توان بر آسيب هاي ناشي از تسليم و تقابل در برابر همکاري بين رشته اي فائق آمد.

باورداشت چنين رويکردي به افزايش سطح دانش و تجربه، دستيابي به سيستم هاي مطلوب، رضايتمندي کاربران، پويايي و پيشرفت حرفه اي، دگرگوني در آموزش و پژوهش کتابداري و اطلاع رساني و در نهايت بسط دامنه همکاري و فعاليت هاي حرفه اي و در حقيقت دست يازيدن به آرماني مي انجامد که کتابداري و اطلاع رساني در پي آن است.


برچسبها: , , , ,

پاسخ بدهيد

دنبالكها

ارسال دنبالك